پرستوی مسافر-مجید اخشابی(پخش آهنگ در ادامه مطلب)
بار دلتنگیتو بستی .دیگه وقت رفتنه
داری میری و فقط.خاطره هات سهم منه
دلم از حادثه خونه چشام از خاطره خیس
دوست داری برو ولی نامه برامون بنویس
به تو میرسم اگه موج مسافر بذاره
اگه دل بستگی ها لحظه آخر بذاره
به تو می رسم به تو پولک نقره کوب ماه
به تو می سرم به تو طلای این شب سیاه
به تو می سرم به چشم انتظاری که داری
به تو می سرم به آغوش بهاری که داری
به تو که آیینه ها محو تماشات میشدن
شبای تیره چراغونی چشمات میشدن
می تونی دل بکنی تا ته دنیا برسی
امروزو رها کنی تا خود فردا برسی
می تونی همسفرخاطره های بد باشی
می تونی راه رسیدن به شبو بلد باشی
می تونی تو چار دیوار غربب دنیا بری
می تونی هر جا بمونی میتونی هر جا بری
اما هرگز نمی تونی غمو تنها بذاری
تو مسافری نمیشه غربتو جا بذاری
خاطرت هر جا که باشی بازم اینجا می مونه
تا ابد غصه غربت تو دلت جا می مونه
ادامه مطلب