4درس از حيوانات:
۱) درباره رام کردن فیلها داستان جالبی وجود دارد. زمانی که فیلها دوران کوردکی خود را طی میکنند آنها را با طنابی ضخیم به درخت میبندند آنها با وجود تلاش بسیار شان هرگز نمیتوانند از طناب رهایی یابند. طبيعي است كه بعد از مدتي تلاش خود را كنار گذاشته و نا اميد ميشوند.آنها حتي زمانيكه زورمند و بزرگسال شده اند و مي توانند با اندكي تلاش خود را رها سازند ، به واسطه ي تجارب كودكي شان اين كار را نميكنند.
جالبتر اینکه در این هنگام فیلبانان آنها را با ریسمانی نازکتر به درخت میبندند.
نتيجه : چه تجربه ي کودکی شما موجب میشود از آرزو ها و توانایی های خود چشم بپوشید؟ آهنگی که خوانده اید ومسخره تان کرده اند؟ حرف معلمي که گفته در آن رشته و درس بی استعداد هستید؟ يا . . .
2) در هندوستان برای به دام انداختن میمونها راه حل جالبی وجود دارد معمولا یک سبد چوبی درست کرده و داخلش یک نارگیل قرار میدهند . اما دری برای برداشتن نارگیل هم تعبیه میکنند این در کوچک به اندازه ای است که فقط دست خالی میتواند از آن رد شود.هنگامي كه ميمون نارگيل را بر ميدارد طبيعي است كه با وجود هر تلاشي نميتواند دستش را از روزنه خارج كند. در اين هنگام شكارچي سر مي رسد. ميمون دو راه دارد يا بايد نارگيل را رها كرده و فرار را بر قرار ترجيح دهد و يا به دام بيافتد. ميگويند در اغلب موارد ميمون نارگيل را ول نميكند و به دام مي افتد.
نتيجه : شما در کدام حرص به دام میافتید . . .؟؟؟ آنرا کشف کرده و از بین ببرید!
3) به گفته ي دانشمندان زنبور عسل طبق قوانین فیزیکی به جهت داشتن بالهای کوچک و بدن فربه به همراه کرکهای بدنش قادر به پرواز نیست اما چون این قانون حالیش نمیشود پرواز خود را ادامه میدهد.
البته طبق گفته همان دانشمندان مرغابی ها میتوانند پرواز کنند اما آنها هم چون نظر دانشمندان را نمیدانند نمیتوانند باور کنند و بسیاری از مرغابیان پرواز نمیکنند و خوراک آدمیان میشوند.
نتيجه : ما بايد چه قانوني را نديده بگيريم و كدام حرف دانشمندان را بپذيريم ؟!
4) يك هلزون معمولي نزديك به ده هزار دندان دارد كه همه ي آنها روي زبانش است
نتيجه : مواظب زبان آدمهایی که نرم و ساکت جلوه میکنند باشید اگر چه مثل گرگها نمیتوانند گازتان بگیرند اما هزاران دندان روی زبانشان وجود دارد وشما را آهسته میخورند.
5) مردم خراسان از امام رضا (ع) خواستند چيزي را در ميان ايشان به يادگار بگذارد. آن حضرت فرمودند سه چيز را از كلاغ بياموزيد : سحر خيزي ، حيا و غيرت.
كلاغ قبل از طلوع آفتاب بيدار است. هيچ كس او را با جفتش يكجا نديده . اگر براي يكي اتفاقي بيافتد بقيه ي كلاغ ها جمع ميشوند و آسمان پر از كلاغ ميشود.
پنج تا شد ؟! عيبي نداره ديگه حوصله ندارم برگردم بالا و اون 4 رو پنجش بكنم . به بزرگي خودت ببخش . حالا كه داري مي بخشي بي زحمت يه نظر هم بده بابا . . . آي قربون دسدت