توصیه امام على(ع) به جوانان

1. تقوا و پاك دامنى:

مـهـم ترین سفارش امام(علیه السلام) به فرزند دلبندش، تقواى الهى است، آن جـا كـه مى فرمایند: (واعلم یا بنى ان احب ما انت آخذ به الى من وصیتى تقوى الله2; پسرم، بدان محبوب ترین چیزى كه از میان گفته هـایـم در ایـن وصـیـت نـامه به آن تمسك مى جویى، تقواى الهى و پرهیزكارى است.)

حصار مستحكم

اهـمـیـت و جـایـگـاه تقوا براى جوانان آن وقت معلوم مى شود كه تـمایلات و احساسات دوره جوانى مد نظر قرار گیرد. براى جوانى كه در مـعـرض طـغـیـان غـرایـز و احساسات تند و شكوفایى خواهش هاى نـفـسـانـى و غـریزه جنسى و تخیلات موهوم به سر مى برد، تقوا به مـنزله قلعه و حصار مستحكمى است كه او را از تاخت و تاز دشمنان مـصـون مـى دارد و مـانند سپرى است كه از اصابت تیرهاى زهراگین شـیاطین باز مى دارد. امام على(علیه السلام) مى فرمایند: (اعلموا عبادالله ان الـتـقـوى دار حـصـن عزیز3; بدانید اى بندگان خد، تقوا دژى مستحكم و غیرقابل نفوذ است.)
اسـتـاد مطهرى(ره) مى گوید: (نباید تصور كرد كه تقوا از مختصات دیـن دارى اسـت، از قـبیل نماز و روزه، بلكه تقوا لازمه انسانیت اسـت. انـسان اگر بخواهد از طرز زندگى حیوانى و جنگلى خارج شود ناچار است كه تقوا داشته باشد.)4
جـوان هـمـواره بـیـن دوراهى قرار دارد و به سوى دو نقطه متضاد كـشـیـده مى شود. از یك طرف، نداى وجدان اخلاقى و الهام الهى او را بـه سـوى خـوبـى ها سوق مى دهد و از طرف دیگر غرایز درونى و نـفـس امـاره و وسـاوس شیطانى او را به ارضاى خواهش هاى نفسانى فـرمـان مى دهد. در این جنگ و گریز تنها جوانى مى تواند از این صحنه كشمكش و نزاع بین عقل و شهوت، خیر و فساد و پاكى و آلودگى بـه سـلامت خارج شود كه خود را به سلاح ایمان و تقوا مجهز كرده و از ابتداى جوانى به خودسازى و جهاد با نفس بپردازد.
حضرت یوسف(علیه السلام) در سایه همین تقوا بود كه توانست با اراده اى قوى از آزمـون سـخـت الهى سربلند بیرون آید و به اوج عزت نایل شود.
قـرآن مجید رمز پیروزى یوسف(علیه السلام) در عرصه مبارزه با نفس را رعایت دو اصـل مـهـم و اسـاسـى (تـقوا) و (خویشتن دارى) مى داند و مى فرمایند: (انه من یتق ویصبر فان الله لایضیع اجر المحسنین5; كسى كـه پـرهیزكارى كند و شكیبایى ورزد، خداوند پاداش نیكوكاران را ضایع نمى كند.)

تقویت اراده

بـسیارى از جوانان از ضعف اراده و فقدان قدرت تصمیم گیرى شكایت مـى كـنـند و براى درمان آن چاره جویى مى كنند. آنان مى گویند:
بـراى ترك عادات زشت و ناپسند بارها تصمیم گرفته ایم اما كم تر مـوفق شده ایم. امام على(علیه السلام) از تقوا به عنوان عامل تقویت اراده و مـالـكـیـت نـفـس كه نقش عمده اى در ترك گناه و عادات ناپسند دارد، یـاد مـى كـنـد و مى فرمایند: آگاه باشید! خطاها و گناهان مـانـند اسب هاى سركش و لجام گسیخته اى هستند كه گناه كاران بر آن ها سوارند و آنان را در قعر دوزخ سرنگون خواهند ساخت و تقوا هـمـانـنـد مركب هاى راهوار و آرامى است كه صاحبانشان بر آن ها سـوارنـد و زمـامشان را به دست دارند و آنان را تا بهشت پیش مى برند.6
بـاید در نظر داشت كه این كار شدنى است. افرادى كه در این وادى قـدم بـنـهند، مشمول الطاف خفیه الهى خواهند بود. چنان كه قرآن كـریـم مى فرمایند: (والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا7; آنان كـه در راه مـا جـهاد و كوشش مى كنند، راه هاى خود را به آن ها نشان مى دهیم.)

2. فرصت جوانى:

بـدون تـردید یكى از عوامل مهم موفقیت و كام یابى، بهره بردارى صـحـیـح و اصولى از شرایط و فرصت هاى مناسب است، كه فرصت جوانى از اسـاسـى تـریـن آن هـا بـه شمار مى رود. نیروى معنوى و قواى جـسـمـانـى، گوهر گران سنگى است كه خداوند متعال در اختیار نسل جـوان قـرار داده اسـت. بـر ایـن اسـاس پیشوایان دین همواره بر اغـتـنـام فرصت جوانى تاكید كرده اند. امام على(علیه السلام) در این باره مى فرمایند: (بادر الفرصه قبل ان تكون غصه8; پیش از آن كه فرصت از دست رود و مایه اندوهت گردد، آن را غنیمت شمار.) سعدى با الهام از سخنان بزرگان مى گوید:
جوانا ره طاعت امروز گیر
كه فردا جوانى نیاید ز پیر
قضا روزگارى زمن در ربود
كه هر روزش از پى شب قدر بود
من آن روز را قدر نشناختم
بدانستم اكنون كه درباختم
امـام على(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه (لاتنس نصیبك من الدنیا9; بهره ات را از دنـیـا فـرامـوش مـكـن) مى فرمایند: (لاتنس صحتك و قوتك وفـراغـك وشـبـابك ونشاطك ان تطلب بها الاخره10; سلامتى و قدرت و فـراغ بـال و جوانى و نشاط خود را فراموش مكن، از آن ها در راه آخرت استفاده كن.)
آن حضرت درباره كسانى كه از نعمت جوانى بهره صحیح و كافى نبرده انـد، مى فرمایند: آن هـا در ایـام سلامت بدن سرمایه اى مهیا نـكردند و در اولین فرصت هاى زندگى درس عبرتى نگرفتند، آیا كسى كه جوان است جز پیرى انتظار دارد.11

سوال از جوانى

جوانى و نشاط و بالندگى، نعمت بزرگى است كه در روز قیامت از آن سـوال مى شود. در روایتى از رسول اكرم(ص) نقل است كه فرمود: در قـیـامـت هـیـچ یك از بندگان، قدم از قدم برنمى دارند تا از وى چـهـار سوال شود; از عمرش كه آن را در چه راه به كار انداخته و چـگـونـه فـانى كرده است، از جوانیش كه آن را در چه راهى پایان داده اسـت، از امـوالش سوال مى شود كه از چه راهى به دست آورده و در چـه راهـى خرج كرده است و از حب و دوستى با اهل بیت از وى سوال مى شود.12
رسـول گرامى اسلام(ص) در كنار ایام عمر به طور جداگانه از جوانى نـام بـرده انـد كـه ارزش اختصاصى جوانى را مى رساند. متاسفانه شـرایط فوق العاده و فرصت استثنایى دوران جوانى كوتاه و زودگذر اسـت و بلبل جوانى روزى از شاخسار عمر خواهد پرید. تا هست قدرش را بـدانـیم و آن را یك سرمایه شماریم. امام على(علیه السلام) مى فرمایند:
(شـیئان لایعرف فضلهما الا من فقدهما: الشباب والعافیه13; دو چیز است كه قدر و قیمتشان را نمى شناسد مگر كسى كه آن دو را از دست داده باشد: یكى جوانى و دیگرى تندرستى.)

3. خودسازى:

بـهترین زمان براى تربیت و خودسازى، دوره جوانى است، زیرا صفحه دل جـوان با زشتى ها و خصلت هاى ناپسند شكل نگرفته و چراغ فطرت در دلـش خـامـوش نگشته است. امام على(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) چـنـین مى فرمایند: (انما قلب الحدث كالارض الخالیه ما القى فیها مـن شـىء قبلته فبادرتك بالادب قبل ان یقسوا قلبك ویشتغل لبك14;
قـلـب نوجوان مانند زمین خالى است كه هرچه در آن بیفشانى آن را مـى پـذیرد، پس پیش از آن كه قلبت سخت شود و فكرت به امور دیگر مـشغول گردد، به تعلیم و تربیت تو مبادرت كردم و همت خود را بر تربیت تو گذاشتم.)
عـادات نـاپـسـند در دوران جوانى ریشه دار نشده است، از این رو مـبارزه با آن سهل و آسان است. جوانان باید از این امتیاز بزرگ بـه شایستگى استفاده كنند. امام خمینى(ره) بارها بر ضرورت اصلاح در ایـام جـوانـى تاكید مى كردند. ایشان در یكى از سخنرانى هاى خـود فـرمـودند: (جهاد اكبر، جهادى است كه انسان با نفس طاغوتى خـودش انجام مى دهد. شما جوان ها از حالا باید شروع كنید به این جـهاد. نگذارید كه قواى جوانى از دستتان برود. هرچه قواى جوانى از دسـت بـرود، ریـشـه هاى اخلاق فاسد در انسان زیادتر مى شود و جـهـاد مشكل تر. جوان زود مى تواند در این جهاد پیروز شود. پیر بـه ایـن زودى نـمى تواند. نگذارید اصلاح حال خودتان را از زمان جوانى به زمان پیرى بیفتد.)15

خاربن و خاركن

اسـتاد مطهرى(ره) مى گوید: (مولوى مثلى مى آورد راجع به این كه هـرچـه انـسان بزرگ تر مى شود صفات او قوى تر و ریشه دار تر مى گـردد. مى گوید: مردى خارى را در معبر مردم كاشت و مردم از این بـوتـه خـار دررنج بودند. او قول داد كه سال دیگر آن را بكند و سـال دیـگر نیز كار را به سال بعد موكول كرد و سال هاى بعد نیز بـه هـمین ترتیب عمل كرد. از طرفى درخت، سال به سال ریشه دارتر مـى شـد و از طـرف دیـگـر خود او سال به سال ضعیف تر مى گردید; یـعـنـى مـیـان رشد درخت و قوت او نسبت معكوس برقرار بود. حالات انـسان نیز مانند خاربن و خاركن است. روز به روز صفات در انسان ریـشـه هـاى عمیق ترى پیدا مى كند و اراده انسان را ضعیف تر مى كند. قدرت یك جوان در اصلاح نفس خود از یك پیر بیش تر است.)
خاربن در قوت و برخاستن
خاركن در سستى و در كاستن16
بـایـد جوانان عزیز این هشدار امام على(علیه السلام) را جدى بگیرند كه مى فرمایند: (غـالب الشهوه قبل قوه ضراوتها فانها ان قویت ملكتك واسـتـفـادتـك ولـم تـقدر على مقاومتها17; پیش از آن كه تمایلات نـفـسانى به تجرى و تندروى عادت كنند با آن ها مقابله كن، زیرا اگـر تـمـایـلات در تـجاوز و خودسرى نیرومند شوند، فرمانرواى تو خـواهـند شد و تو را به هرسو كه بخواهند مى برند و قدرت مقاومت در برابر آن ها را از دست خواهى داد.) مولوى مى گوید:
زان كه خوى بد بگشته ست استوار
مور شهوت شد ز عادت هم چو مار
مار شهوت را بكش در ابتدا
ورنه اینك گشت مارت اژدها18

4. بزرگ منشى:

یـكـى دیـگر از وصایاى امام على(علیه السلام) به جوانان، پرورش عزت نفس و بـزرگ مـنشى است، آن جا كه مى فرمایند: (اكرم نفسك عن كل دنیه و ان سـاقـتـك الـى الرغائب فانك لن تعتاض بما تبذل من نفسك عوضا ولاتـكـن عبد غیرك وقد جعلك الله حرا19; بزرگوارتر از آن باش كه به پستى تن دهى هرچند تو را به مقصود رساند، زیرا نمى توانى در بـرابـر آن چه از آبرو و شخصیت در این راه از دست مى دهى بهایى بـه دسـت آورى، و بنده دیگرى مباش كه خداوند تو را آزاد آفریده است.)
حس عزت طلبى یكى از نیازهاى اساسى انسان است كه خوش بختانه دست آفـرینش بذر آن را در نهاد آدمى افشانده است. بدیهى است كه این بـذر نـیاز به مراقبت و رشد و شكوفایى دارد. عزت نفس موجب بهره ورى فـرد از نـیـروى خرد و به كارگیرى آن در امور زندگى و منشا تـكـوین شخصیت در انسان است. بى دلیل نیست كه نظام سلطه فرعونى در طـول تـاریـخ بـراى اسـتثمار دیگران، در گام نخست روح مكرمت انـسـانـى را نـشانه گرفته و شخصیت آنان را تحقیر مى كند. قرآن مـجید در این باره مى فرمایند: (فاستخف قومه فاطاعوه انهم كانوا قـومـا فـاسقین20; فرعون قومش را تحقیر كرد، پس آن ها هم از او اطاعت كردند، چون آن ها قومى فاسق بودند.)
عزت و بزرگوارى نفس در گرو امورى است كه بدان اشاره مى شود:
الـف: ترك گناه: از مواردى كه به عزت نفس آدمى آسیب فراوانى مى رساند، ارتكاب به گناه و ناپاكى است. پرهیز و اجتناب از آلودگى بـه گـناه از عوامل دست یابى به شرافت نفس است. امام على(علیه السلام) مى فرمایند: (من كرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه21; كسى كه براى نـفس خود كرامت قائل است، آن را با گناه پست و خوار نمى سازد.) گناهان بزرگ هم چون زن، دروغ، غیبت، فحش و ناسزا با بزرگ منشى و كرامت نفس تضاد آشكار دارد.
ب: روح بـى نـیازى: چشم طمع داشتن به مال دیگران و درخواست كمك كـردن در غـیر موارد اضطرار، شرافت و عزت نفس را مخدوش مى كند.
امـام عـلى(علیه السلام) مى فرمایند: (المسئله طوق المذله تسلب العزیز عزه والـحـسیب حسبه22; درخواست از مردم، طوق ذلتى است كه عزت را از عزیزان و شرافت را از شریفان سلب مى كند.)
ج: نـگـرش صـحـیـح: عزت و كرامت نفس تا حد زیادى بستگى به نگرش انـسـان به خود دارد. كسى كه خود را ناتوان جلوه دهد، مردم نیز او را ذلیل و خوار مى بینند. از این رو امام على(علیه السلام) مى فرمایند:
(الـرجل حیث اختار لنفسه ان صانها ارتفعت وان ابتذلها اتضعت23; ارزش شـخـصیت هر فردى وابسته به روشى است كه اتخاذ مى كند. اگر نـفـس خـود را از پـستى و ذلت بر كنار نگاه داشت، به مقام رفیع انـسانى نایل مى شود و اگر عزت معنوى خویش را ترك گفت، به پستى و ذلت مى گراید.)
اگر در جهان بایدت برترى
نباید كه خود پست و دون بشمرى
چو خود، خویشتن پست بینى و خوار
دگر از كس امید عزت مدار
د: پـرهـیـز از گفتار و رفتار ذلت آمیز: كسى كه خواهان كرامت و عـزت نـفـس است باید از هر سخن یا عملى كه نشانه ضعف و ناتوانى اسـت، اجـتـنـاب كـنـد. اسلام به منظور تحقق این امر، از تملق و چـاپـلـوسـى، شـكـایـت از روزگار و طرح مشكلات زندگى براى مردم، بـلـندپروازى هاى بى جا و حتى تواضع بى مورد نهى كرده است. هیچ مـسلمانى حق ندارد با چاپلوسى كه منافى با شرافت و آزادگى است، خویشتن را آلوده كند. امام على(علیه السلام) مى فرمایند: (كثره الثنإ ملق یـحـدث الـزهـو ویدنى من العزه24; زیاده روى در ستایش و تحسین، تـملق و چاپلوسى است كه از یك سو در مخاطب نخوت و تكبر پدید مى آورد و از سـوى دیگر عزت نفس را دور مى كند). شكایت از زندگى و طـرح مـشـكـلات بـا مـردم، بـه عزت نفس آسیب جدى مى رساند. امام عـلى(علیه السلام) مى فرمایند: (رضى بالذل من كشف ضره لغیره25; كسى كه مـشـكلات زندگى اش را براى دیگران آشكار كند، در حقیقت به خوارى و ذلت رضایت داده است.)

5. وجدان اخلاقى:

یـكـى از وصایاى امام على(علیه السلام) به جوانان، میزان قرار دادن وجدان اخـلاقى در معاشرت اجتماعى است. آن حضرت خطاب به فرزندش چنین مى فرمایند: (یـا بنى اجعل نفسك میزانا فیما بینك و بین غیرك26; پـسرم، خود را معیار و مقیاس قضاوت بین خود و دیگران قرار ده.)
نـادیـده گـرفـتـن ایـن اصل مهم اخلاقى نتیجه اى جز تیرگى روابط دوسـتـانـه نـخـواهد داشت; همان گونه كه التزام به وجدان اخلاقى تـضـمـین كننده دوستى پایدار و روابط سالم اجتماعى است. اگر در جـامعه، تمام افراد براساس وجدان اخلاقى با یك دیگر معاشرت كنند و بـه حـقـوق و مـنـافـع و حیثیت دیگران احترام بگذارند، روابط اجـتـمـاعـى مـستحكم تر و آرامش و امنیت جامعه تقویت خواهد شد. وجـدان اخـلاقـى، آدمى را چون طبیب به درد و درمان خویش متوجه و سـلامـت روان را اعـلام مى كند. در روایتى آمده است كه مردى خدمت رسـول خـدا(ص) رسید و عرض كرد: همه وظایف خود را به خوبى انجام مـى دهـم ولى یك گناه را نمى توانم ترك كنم و آن رابطه نامشروع اسـت. اصحاب از این سخن برآشفتند. حضرت فرمود: شما كارى نداشته بـاشـیـد، مـن مى دانم چگونه با او بحث كنم. آن گاه فرمود: شما مـادر، خـواهـر و بـه طور كلى ناموس دارید؟ جوان عرض كرد: آرى. رسـول خـدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا مى پسندى دیگران با ناموس و محارم تو چنین روابط نامشروع داشته باشند؟ عرض كرد: خیر. حضرت فرمود: پس چـگـونه حاضر مى شوى دست به چنین كار نادرستى بزنى؟ جوان سر به زیـر افـكـند و عرض كرد: دیگر تعهد مى كنم كه دنبال چنین گناهى نروم.27
هـر انسان مسلمانى وظیفه دارد در برخورد با مردم از نداى درونى خود پیروى و به مقتضاى وجدان عمل كند. امام سجاد(علیه السلام) مى فرمایند:
حـق مـردم آن است كه از آزار آن ها خوددارى كنى و چیزى را براى آنـان دوسـت بدارى كه براى خود دوست مى دارى و نپسندى آن چه را براى خود نمى پسندى.28
اسـلام بـا تـوجـه دادن به وجدان اخلاقى مى كوشد تا افراد بشر در بـاطـن خـود مـراقـبـى بگمارند تا آن ها را از تجاوز و آزار به دیـگـران حـتى در حالت خشم و دشمنى باز دارد. بر این اساس قرآن مـجـیـد بـه نـفـس لوامه كه همان وجدان است، قسم یاد كرده و مى فرمایند: (لااقسم بیوم القیامه ولااقسم بالنفس اللوامه29; سوگند بـه روز رسـتـاخیز و سوگند به جانى كه آدمى را در مورد عصیان و ارتـكـاب گـنـاه سـرزنش و ملامت مى كند). روان شناسان این نیروى سرزنش كننده باطنى را وجدان اخلاقى مى نامند.
در اندرون من خسته دل ندانم كیست
كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست

6. تجربه اندوزى:

استفاده از تجارب دیگران از جمله مواردى است كه در وصایاى امام عـلى(علیه السلام) دیـده مـى شـود. آن حضرت مى فرمایند: (اعرض علیه اخبار الـمـاضـیـن و ذكـره بـمـا اصاب من كان قبلك من الاولین و سر فى دیـارهم و آثارهم فانظر فیما فعلوا و عما انتقلوا و این حلوا و نـزلـوا30; اخبار گذشتگان را بر قلبت عرضه كن و آن چه را كه به پـیـشینیان رسیده به یاد آر، در دیار و آثار مخروبه آن ها گردش كـن و درست بنگر آن ها چه كرده اند. ببین از كجا منتقل شده اند و در كجا فرود آمده اند.)
هرچند آحاد جامعه به راهنمایى افراد آزموده و استفاده از تجارب دیـگـران نـیـازمـندند اما جوان به دلایل مختلف نیاز بیش ترى به شـنـاخـت تـاریخ و تجارب به دست آمده از سرگذشت پیشینیان دارد، زیرا:
اول، جـوان بـه مـقـتـضاى سن كم خود، داراى ذهنى خام و عارى از تـجـربـه اسـت. او سـرد و گـرم روزگـار را نچشیده و با مشكلات و دشـوارى هـاى كـم ترى در زندگى رو به رو شده است، كه گفته اند:
(آن چـه را كه جوان در آیینه مى بیند پیر در خشت خام بیند). از ایـن رو بـعـضى مواقع فشار مشكلات، آرامش درونى جوان را مختل مى كند و او را به افسردگى یا تندخویى مى كشاند.
ثـانـی، تخیلات موهوم كه از ویژگى هاى دوران جوانى است، چه بسا جـوان را از شـنـاخـت حـقـیقت باز دارد. تجربه، پرده هاى وهم و پـنـدار را پـاره مـى كـند و انسان را به واقع رهنمون مى سازد.
امـام عـلى(علیه السلام) مى فرمایند: (التجارب علم مستفاد31; تجارب بشر، دانش سودمندى است.)
ثالث، جوان با وجود برخوردارى از منبع سرشار هوش علمى و فنى و قـابـلـیـت كسب مهارت هاى گوناگون، به دلیل نداشتن تجارب زندگى فـاقد هوش اجتماعى است. از این رو در معرض تصمیم هاى نسنجیده و زیـان بـار و افـتادن در دام دیگران قرار دارد. امام على(علیه السلام) مى فرمایند: (مـن قلت تجربته خدع32; كسى كه تجربه اش كم و ناچیز باشد، فریب مى خورد.)
در سـایـه تـجـربـه، اشـتـباه به حداقل مى رسد. امام على(علیه السلام) مى فرمایند: (مـن كثرت تجربته قلت غرته33; كسى كه تجربه اش زیاد باشد، كم تر فریب خورد.)
آن چه مى تواند مددكار جوان در ایام سخت و عبور از مراحل دشوار زنـدگـى بـاشـد، بهره بردارى از تجارب كسانى است كه خود در طول زنـدگـى ایـن منازل پرخطر را طى كرده و به سلامت از آن ها گذشته اسـت. امـام على(علیه السلام) مى فرمایند: با مردان آزموده هم نشین باش كه آن هـا متاع پرارج تجربه هاى خود را به گران ترین بها یعنى فدا كردن عمر خود تهیه كرده اند و تو آن متاع گران قدر را با ارزان ترین قیمت (با صرف چند دقیقه) به دست مى آورى.34

عبرت از تاریخ

یـكـى از مـصادیق بارز تجربه اندوزى، مطالعه سرگذشت پیشینیان و تـار یخ امم سابق است. تاریخ آیینه اى است كه گذشته را نشان مى دهـد و حلقه رابط بین حال و گذشته و چراغ راه آینده است. استاد مـطـهـرى(ره) مى گوید: (انسان همان طور كه از مردم هم زمان خود ادب و راه و رسـم زنـدگـى مـى آمـوزد و احیانا لقمان وار از بى ادبـان ادب مـى آموزد كه مانند آن ها نباشد، به حكم همین قانون از سرگذشت مردم گذشته نیز بهره مى گیرد. تاریخ مانند فیلم زنده اى است كه گذشته را تبدیل به حال مى نماید.)35
مـشـابـهت سرنوشت ملت ه، همگان به ویژه نسل جوان را به مطالعه تـاریـخ فـرا مـى خـوانـد. امام على(علیه السلام) مى فرمایند: براى شما در تـاریـخ قـرون گـذشـته درس هاى عبرت فراوانى وجود دارد. كجایند عـمـالـقـه؟ كـجـایـنـد فـرزنـدان آن هـا؟ كـجـایند فرعون ها و فرزندانشان؟36

7. آداب معاشرت و دوستى:

شكى نیست كه بقا و دوام دوستى منوط به رعایت حدود دوستى و آداب مـعـاشـرت اسـت. دوسـت گرفتن آسان است اما نگه دارى آن مشكل تر اسـت. امـام عـلى(علیه السلام) در قسمتى دیگر از نامه مبارك خود به نكات ظـریـفـى كـه موجب پایدارى پیوند دوستى است، اشاره مى كند و مى فرمایند: ناتوان ترین مردم كسى است كه از دوست گرفتن عاجز باشد و ناتوان تر از او فردى است كه دوست را از دست بدهد.38
بـعـضى جوانان از عدم ثبات و ناپایدارى روابط دوستانه شكایت مى كـنـنـد، كـه دلـیـل عمده آن رعایت نكردن حدود دوستى و افراط و تـفـریـطـ در رفـاقـت است. به طور یقین عمل به دستورات و نصایح سودمند امام على(علیه السلام) مى تواند در حل این مشكل كارساز باشد.

محورهاى كلى سخنان امام على(علیه السلام) در این قسمت عبارت است از:

الـف) اعتدال در دوستى: افراط در دوستى و تجاوز از حریم اعتدال در دوران جوانى كم وبیش دیده مى شود، و دلیل آن انگیزه عاطفى و احـساسات دوران جوانى است. این عده از جوانان در ایام دوستى به رفـیـق خـود بـیـش از حـد ابراز علاقه و محبت مى كنند و در ایام جـدایـى بـیـش از حـد ابراز مخالفت و دشمنى مى كنند تا جایى كه مـمـكـن اسـت بـه كارهاى خطرناكى دست بزنند. توصیه امام على(علیه السلام) مـیـانـه روى در رفـاقـت است. آن حضرت مى فرمایند: با دوست مورد عـلاقـه ات به مدارا اظهار دوستى كن، شاید روزى دشمنت گردد و در اظـهار بى مهرى به كسى كه بر او خشم گرفته اى مدارا كن، چه بسا مـمـكـن است دوستت گردد.38 در این نامه نیز آن حضرت مى فرمایند:
اگـر خـواسـتـى رابـطـه ات را با برادرت قطع كنى راهى را برایش بـگذار كه اگر روزى خواست برگردد، راه بازگشت داشته باشد. سعدى در ایـن بـاره مـى گـوید: (هر آن سرى كه دارى با دوست در میانه مـنـه، چه دانى كه وقتى دشمن گردد و هر گزندى كه توانى به دشمن مرسان، باشد كه وقتى دوست شود.)39
ب) مـحـبـت متقابل: دوستى و رفاقت براساس محبت متقابل است. اگر یـكـى از دو طـرف خـواهـان برقرارى رابطه و دیگرى بى میل باشد، نـتـیجه اى جز ذلت و خوارى مشتاق دوستى نخواهد داشت. از این رو امام على(علیه السلام) در نامه مبارك مى فرمایند: (لاترغبن فیمن زهد عنك40; به كسى كه به تو علاقه ندارد، ابراز علاقه مكن.) شاعر مى گوید:
چه خوش بى مهربانى هر دو سر بى
وگرنه مهربانى درد سر بى
ج) حـفظ رابطه دوستى: امام على(علیه السلام) به حفظ رابطه دوستى تاكید مى ورزد و از عـوامـلـى كه موجب تحكیم آن مى شود، یاد مى كند و مى فرمایند: اگـر رفیقت امساك ورزید، تو بذل و بخشش داشته باش و هـنگام فاصله گرفتن او، تو نزدیك شو و هنگام سخت گیرى او، نرمش داشـتـه باش و هنگام ارتكاب گناه و خط، عذرش را بپذیر. اما از آن جـا كـه بعضى ظرفیت كمى داشته و بزرگوارى و احسان را حمل بر حـقـارت دیگرى و زرنگى خود مى كنند، آن حضرت مى فرمایند: در همه ایـن موارد موقع شناس باش و برحذر باش از این كه آن چه گفته شد در غـیـر محلش قرار دهى یا درباره كسى كه اهلیت ندارد به انجام برسانى.
نكته دیگر نصیحت كردن به رفیق و خیرخواهى براى او است. آن حضرت مى فرمایند: خیرخواهى ات را به دوستت خالص كن، خواه خوش آیند دوستت باشد و خواه خوش آیند او نباشد.41

پی‏نوشت‏ها:

1ـ زین العابدین قربانى، اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامى، ص58.
2ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 31.
3ـ همان، خطبه 156.
4ـ ده گفتار، ص14.
5ـ یوسف (12) آیه 90.
6ـ نهج البلاغه، خطبه 16.
7ـ عنكبوت (29) آیه 69.
8ـ نهج البلاغه، نامه31.
9ـ قصص (28) آیه 77.
10ـ بحارالانوار (چاپ بیروت) ج68، ص177.
11ـ نهج البلاغه، خطبه82.
12ـ بحارالانوار، ج74، ص160.
13ـ غررالحكم و دررالكلم، ج4، ص183.
14ـ نهج البلاغه، نامه 31.
15ـ آیین انقلاب اسلامى، ص203.
16ـ نقل از: استاد مطهرى، تعلیم و تربیت در اسلام، ص79.
17ـ غررالحكم و دررالكلم، همان، ص392.
18ـ مثنوى معنوى، دفتر دوم، ص327.
19ـ نهج البلاغه، همان.
20ـ زخرف (43) آیه 54.
21ـ غررالحكم و دررالكلم، ج5، ص357.
22ـ همان، ج2، ص145.
23ـ همان، ص77.
24ـ همان، ج4، ص595.
25ـ همان، ص93.
26ـ نهج البلاغه، همان.
27ـ زین العابدین قربانى، همان، ص274.
28ـ بحارالانوار، ج71، ص9.
29ـ قیامه (75) آیه 1و2.
30ـ نهج البلاغه، همان.
31ـ غررالحكم و دررالكلم، ج1، ص260.
32ـ همان، ج5، ص185.
33ـ همان، ص214.
34ـ شـرح نـهـج البلاغه ابن ابى الحدید، (قم، منشورات مكتبه آیه الله العظمى مرعشى نجفى، چاپ دوم) ج20، ص335.
35ـ مجموعه آثار، ج2، ص372.
36ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه181.
37ـ بحارالانوار، ج74، ص278.
38ـ نهج البلاغه، قصار260.
39ـ گلستان سعدى، باب8.
40ـ نهج البلاغه، نامه 31.
41ـ همان.

منبع: ستاد اقامه نماز سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی


ادامه مطلب  توصیه هایی از آیت الله بهجت به جوانان و نوجوانان

ادامه نوشته

راههای ترک گناه از نظر قرآن-آیت الله العظمی مظاهری

جهت دانلود بر روی دانلود راست کلیک کرده و گزینه save trage as  را بزنید.

سخنرانی

جلسه اول

زمان

53:31

 

دانلود

   
 جلسه دوم 51:46 دانلود    
 جلسه سوم 54:58 دانلود    
 جلسه چهارم 49:49 دانلود    
 جلسه پنجم 50:58 دانلود  

من کیم،دیوانه ای عاقل نما

من کیم،عبد زپا افتاده ای
من کیم،عمر خود از کف داده ای
من کیم،درماندهای مست غرور
من کیم،جامانده ای از راه دور
من کیم،عبدی جسور وخیره سر
من کیم،بی خانمانی دربه در
من کیم،کاسه به دستی تشنه لب
من کیم،کهنه گدای نیمه شب

من کیم،بیگانه ای دیر آشنا
من کیم،دیوانه ای عاقل نما
حال بر در گاه تو سر مینهم
برگناه خود شهادت میدهم

تو غفوری و رحیمی وکریم
کن زتاریکی مرا راهی نور

این طالب بدم المقتول بکربلا

تا به کی روز مرا همچو شب تار کنی
پرسشی کی تو ز حال دل بیمار کنی
ترسم از هجر بمیرم تو به دادم نرسی
خانه آرزویم بر سرم آوار کنی
پس کدامین شب از این
کوچه ما می گذری
شود آیا سحری تکیه به دیوار کنی؟

 

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

اَللّهُمَّ عَرِّفْني
نَفْسَکَ

فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَکَ

لَمْ اَعْرِفْ
رَسُولَکَ

اَللّهُمَّ عَرِّفْني رَسُولَکَ

فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني رَسُولَکَ

لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ

اَللّهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتَکَ

فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتَکَ

ضَلَلْتُ عَنْ ديني

نامه سرگشاده على(ع) به مسلمانان

نامه سرگشاده على(ع) به مسلمانان( اندیشه-جواد محدثى)

 عبدالرحمن‏ بن جندب از پدرش نقل مى‏کند که:

 عمروبن حَمِق، حجربن عَدى، حبَهْ عَرنى و حارث اَعور پس از اشغال مصر [به دست حامیان معاویه] خدمت امیر مؤمنان رسیدند، در حالى که آن حضرت گرفته و غمگین بود و گفتند: «به ما بگو که نظرت درباره خلفای اول و دوم چیست؟!» على(ع) به آنان گفت: «آیا ]مشکلاتتان حل شده و] براى این مسئله فراغت یافته‏اید؟ این مصر است که تصرف شده و پیروانم آنجا کشته شده‏اند. نامه‏اى بیرون مى‏دهم که در آن جواب سؤالتان هست و از شما مى خواهم حقى را که از من تباه ساختید، رعایت کنید. نامه را بر پیروان من بخوانید و یاوران حق باشید.» و این نسخه، گزیده آن نامه است:1

از بنده خدا، على امیر مؤمنان به هر مؤمن و مسلمانى که این نامه‏ام را بخواند. سلام بر شما! من خدا را نزد شما مى‏ستایم؛ خدایى که جز او معبودى نیست. اما بعد، همانا خداوند محمد(ص)را به‏عنوان بیم‏دهنده جهانیان، امین بر وحى خدا و گواه براین امت برانگیخت، در حالى که شما قوم عرب، آن روز بدترین دین و بدترین خانمان را داشتید، بر سنگهاى خاره و مارهاى زهرناک و خارهاى پراکنده در آبادیها مى‏خفتید، آبى آلوده مى‏نوشیدید و خوراکى سفت و ناگوار مى‏خوردید، خونتان را مى‏ریختید، فرزندانتان را مى‏کشتید، از خویشاوندانتان مى بریدید، اموال یکدیگر را به ناروا مى‏خوردید، راههایتان ناامن بود، بتها میان شما برپا و گناهان به شما چسبیده بود. بیشترشان به خدا ایمان نیاوردند، مگر آنکه شریکى براى او قائل بودند.

2 آثار بعثت

خداى متعال بر شما منت نهاد و محمد(ص)را به عنوان فرستاده‏اى از خودتان به سوى شما برانگیخت و در کتاب خود فرمود: «هو الذى بعث فى‏الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمهًْ و إن کانوا من قبل لفى ضلل مبین: او کسى است که در میان درس ناخواندگان، پیامبرى از خودشان برانگیخت که آیات او را برایشان مى‏خواند، پاکشان مى‏کرد و به آنان کتاب و حکمت مى‏آموخت، و همانا پیشتر در گمراهى آشکارى بودند.» [جمعه،2]

و فرمود: «لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤوف رحیم: پیامبرى از خود شما به سویتان آمد که رنجهاى شما براى او ناگوار است، برهدایت شما اصرار دارد و به مؤمنان رئوف و مهربان است.» [توبه، 128]

و فرمود: «لقد من الله على‏المؤمنین إذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم: خداوند بر مؤمنان منت نهاد، آنگاه که در میان آنان پیامبرى از خودشان برانگیخت» [ آل عمران، 164]

و فرمود: «ذلک فضل‏الله یؤتیه من یشاء والله ذوالفضل‏العظیم: این فضل و احسان خداست که به هرکه خواهد، مى‏بخشد و خداوند، صاحب فضل بزرگ است.» [جمعه، 4]

آن که فرستاده به سوى شما بود، از خودتان و همزبان خودتان بود و شما نخستین گروندگان بودید که چهره و یاران و خاندانش براى شما آشنا بود. او به شما کتاب و حکمت و واجبات و مستحبات را آموخت و شما را به صله رحم، حفظ خونها و آشتى میان افراد و امانت‏دارى و پایبندى به سوگندها پس از استوارسازى آنها فرمان داد و به شما دستور داد که نسبت به هم با عاطفه، نیکوکار، بخشنده و مهربان باشید و شما را از غارتگرى، ستم بر یکدیگر، حسدورزى، دشنام و تجاوز به یکدیگر، شرابخوارى، کم‏فروشى و کاستى در سنجش‏ها نهى کرد و در آنچه بر شما نازل شد، به شما پیشنهاد کرد که زنا مکنید، ربا مخورید، مال یتیمان را به ستم مخورید، امانت‏ها را به صاحبانش برگردانید، در زمین در پى فساد مباشید و تجاوز مکنید، که خداوند تجاوزگران را دوست نمى‏دارد. شما را به هر خیرى که به بهشت نزدیکتان مى‏سازد و از آتش دورتان مى‏کند، فرمان داد و از هر بدى که از بهشت دور و به دوزخ نزدیک مى‏سازد، برحذر داشت.

چون زمان آن حضرت از دنیا تمام شد، خداوند، او را سعادتمند و ستوده نزد خویش برد. و چه مصیبتى بود که بر نزدیکان فرود آمد و عموم مسلمانان را فرا گرفت؛ مصیبتى که پیشتر مانند آن به ایشان نرسیده بود و پس از آن هم مانندش را نخواهند دید.

پس از پیامبر(ص)

چون پیامبر خدا درگذشت، مسلمانان پس از او درباره حکومت به کشمکش پرداختند. به خدا سوگند، هرگز به ذهنم نمى‏آمد و برخاطرم نمى‏گذشت که عرب، پس از پیامبر(ص)این خلافت را از خاندانش دور کنند و پس از وى، از من دورش سازند... من دست نگه داشتم و دیدم که من براى جانشینى پس از او، شایسته‏تر از دیگرانم که برسرکار آمدند و مدتى که خدا خواست، بر این وضع صبر کردم تا آنکه دیدم گروهى از مردم از اسلام برگشته‏اند و به نابود ساختن دین خدا و آیین محمد(ص)و ابراهیم(ع) فرا مى‏خوانند. ترسیدم که اگر به یارى اسلام و مسلمانان برنخیزم، در دین رخنه و خرابى بزرگى پیش‌ آید که مصیبت آن بسى بزرگتر است از آنکه حکومت بر شما را از دست بدهم؛ حکومتى که کالایى چند روزه و زوال‏پذیر همچون سراب و گذرا همچون ابر است. این بود که... بیعت کردم و براى دفع آن حوادث به پا خاستم تا آنکه باطل از میان رفت و کلمه الله برترى یافت، هرچند کافران خوش نداشتند.

پس ابوبکر کارها را عهده‏دار شد، نرمش کرد و سخت گرفت، نزدیک ساخت و میانه‏روى کرد. دلسوزانه همراهى‏اش کردم و تلاشگرانه در آنجا که خدا را اطاعت کرد، پیروى‏اش نمودم و امید قطعى نداشتم که اگر براى او حادثه‏اى پیش‌ آید و پس از او من زنده باشم، حکومتى که با او درباره آن کشمکش داشتم، به من بازگردد...

چون به بستر مرگ افتاد، عمر را خواست و خلافت را به او واگذار کرد. ما هم گوش کردیم و اطاعت و دلسوزى داشتیم. عمر عهده‏دار خلافت شد... چون به بستر احتضار افتاد، پیش خود گفتم که خلافت را از من برنمى‏گرداند؛ ولى مرا ششمین نفر ]در شورا] قرار داد و از ولایت (و پیشوایى) من بیش از دیگران ناخرسند بودند.

پیشتر شنیده بودند که پس از وفات پیامبر(ص) احتجاج مى‏کردم و مى‏گفتم: «اى گروه قریش! ما اهل بیت به خلافت شایسته‏تر از شماییم، تا زمانى که در میان ما کسى هست که قرآن مى‏خواند و سنت پیامبر(ص)را مى‏شناسد و به دین حق معتقد است.» آنان ترسیدند که اگر من به خلافت رسم، آنان تا زنده‏اند، سهمى از حکومت نداشته باشند. یکپارچه و همدست شدند و خلافت را به عثمان دادند و چون از اینکه از سوى من سهمى به آنان داده شود، ناامید بودند، مرا از دایره خلافت بیرون کردند، تا آن را به دست گرفته، در میان خود بچرخانند...

خداوندا! من از قریش به پیشگاه تو شکایت مى‏کنم. آنان با من قطع رحم کردند و از بهره من کاستند و جایگاه والاى مرا تحقیر کردند و درباره حقى که من به آن شایسته‏تر بودم، با من به کشمکش پرداختند... سپس گفتند: «حق همان است که بتوانى آن را بگیرى و آن را نگه‏دارى. یا با دلى پر و غصه‏دار صبر کن، یا از غم و افسوس بمیر!» پس چون نگریستم، دیدم جز خاندانم کسى همراه و مدافع و یاور من نیست. نخواستم آنان از بین بروند. چشم بر خاشاک فرو بستم و آب دهان بر استخوانِ در گلو مانده، فرو بردم و با فرو بردن خشم...، صبر کردم.

بیعت مردم

تا آنکه بر عثمان انتقاد کردید، آمدید و او را کشتید و سپس براى بیعت به نزد من آمدید. من نپذیرفتم و دست از آن باز کشیدم. با من کشمکش کردید و دستم را کشیدید و من بازپس‏کشیدم. دستم را کشیدید و باز کردید و من جمع کردم. بر سر من ازدحام کردید، تا حدى که بیمناک شدم که یکدیگر را یا مرا بکشید. گفتید: «با ما بیعت کن. ما جز تو را نداریم و جز به تو راضى نیستیم. با ما بیعت کن تا دچار تفرقه و اختلاف کلمه نشویم.»

با شما بیعت کردم و مردم را به بیعت خویش فرا خواندم. هر کس به دلخواه و از روى رغبت بیعت کرد، بیعتش را پذیرفتم و هر کس نخواست، او را مجبور به بیعت نکردم و به حال خود واگذاشتم. از جمله کسانى که با من بیعت کردند، طلحه و زبیر بودند. اگر بیعت هم نمى‏کردند، به بیعت وادارشان نمى‏کردم، همچنان که دیگران را وادار نساختم. چیزى نگذشت که خبر یافتم آن دو همراه سپاهى که همه از بیعت‏کنندگان با من بودند که قول اطاعت داده بودند، از مکه به سوى بصره بیرون شده‏اند!

آن دو نزد کارگزار من [در بصره] و خزانه‏دار بیت‏المال و اهالى شهرى رفتند که همه آنان با من بیعت کرده و در اطاعت من بودند. به تفرقه‏افکنى پرداختند و جمعشان را پراکندند، آنگاه به گروهى از پیروان من تاخته، برخى را با نیرنگ کشتند و برخى را اعدام کردند، گروهى هم دست به شمشیر برده با آنان جنگیدند، تا صادقانه به دیدار خدا شتافتند. به خدا سوگند اگر آن گروه تنها یکى از یاران مرا بى‏گناه و به عمد کشته بودند، براى من کشتن همه آنان حلال و روا بود، تا چه رسد به اینکه گروهى از مسلمانان را کشتند که بیش از شمار آنانى بود که برایشان وارد شدند. البته خدا هجوم آنان را برگرداند و نابود شدند...

قاسطین

سپس به شامیان نگریستم که بادیه‏نشینانى پراکنده و طمع‏ورزانى جفاکار و اوباش بودند که از هر سو گرد آمده بودند؛ کسانى که مى‏بایست تأدیب و تربیت شوند یا سرپرستى براى آنان گماشته شود و دست آنان گرفته شود. نه مهاجر بودند، نه انصار و نه تابعان به نیکى. به سوى آنان شتافتم و به اطاعت و همبستگى فراخواندمشان؛ اما آنان جز تفرقه و دورویى و رو در روى مسلمانان ایستادن و تیر و نیزه بر مسلمانان افکندن را نخواستند.

اینجا بود که مسلمانان را به نبرد با آنان برانگیختم و با ایشان جنگیدم. چون با گزش سلاح و سوزش زخم روبرو شدند، قرآن را برافراشتند و شما را به آنچه در آن است، فرا خواندند. به شما گفتم که اینان اهل دین و قرآن نیستند. از روى مکر و نیرنگ و سست کردن عزم شما و ایجاد ضعف، قرآن بر نیزه کرده‏اند. پس در راه حق خویش جنگتان را با آنان ادامه دهید؛ اما از من نپذیرفتید و گفتید: «قبول کن. اگر به آنچه در قرآن است، گردن نهادند، پس با ما در حق همراه مى‏شوند و اگر گردن ننهادند، حجت ما برضد آنان بزرگتر خواهد بود.» من هم پذیرفتم؛ چون دیدم شما دست کشیدید و سست شدید، من نیز از آنان دست کشیدم.

میان شما و آنان مصالحه بر دو نفر شد که آنچه را قرآن زنده مى‏دارد، زنده بدارند و آنچه را قرآن مى‏میراند، بمیرانند. رأى آن دو مختلف و داوریشان ناهماهنگ شد و حکم قرآن را واگذاشتند و به مخالفت با کتاب خدا پرداختند. خداوند هم از راه درست، دورشان ساخت و آنان را به وادى گمراهى افکند و داورى آنان را دور افکند، و شایسته همین نیز بودند.

مارقین

پس گروهى از ما کناره گرفتند. ما نیز تا با ما کارى نداشتند، کارشان نداشتیم. تا آنکه به فساد در زمین روى آوردند، کشتند و تباه کردند. نزد آنان رفتیم و گفتیم: «قاتلان برادرانمان را به ما تحویل دهید، آنگاه قرآن داور بین ما و شما باشد.» گفتند: «ما همگى آنان را کشتیم و همه ما خون آنان و شما را هدر مى‏دانیم.» سواره‏ها و پیاده‏هاى آنان بر ما تاختند و خداوند هم آنان را به خاک هلاکت ستمگران افکند.

تزلزل یاران

پس چون کار آنان چنین شد، فرمانتان دادم که فورى در پى دشمنانتان بشتابید. گفتید: «شمشیرهایمان کند شده، تیرهایمان تمام گشته و پیکانِ نیزه‏هایمان کند شده و بیشتر آنها خم شده است. ما را به شهرمان برگردان تا با بهترین ساز و برگ آماده شویم و اگر برگردى، به تعداد کسانى که از ما کشته یا جدا شدند، نیروهاى ما را مى‏افزایى که این کار، ما را در برخورد با دشمن نیرومندتر مى‏سازد.»

من شما را آوردم، چون نزدیک کوفه رسیدید، دستور دادم در نخیله3 فرود آیید و در لشکرگاهتان بمانید و دست به شمشیر باشید و خود را مهیاى جنگ نگه دارید و زیاد به دیدار فرزندان و همسرانتان نپردازید، که رزمندگان آنان‏اند که براى جنگ پایدارند، آستین بهر نبرد بالا زده‏اند، از بیدار ماندن در شبها و تشنگى در روزها و از گرسنگى و خستگى نمى‏نالند.

برخى از شما عذرخواهانه با من فرود آمدند و برخى هم از روى نافرمانى به شهر وارد شدند. نه آنان که ماندند، ثبات و صبر ورزیدند و نه آنان که به شهر رفتند، دوباره نزد من بازگشتند. به لشکرگاهم نگاه کردم، جز پنجاه تن در آن نبود. چون چنین دیدم، نزد شما به کوفه وارد شدم و تا امروز نتوانسته‏ام شما را با خودم از آن بیرون ببرم!

پس منتظر چیستید؟ آیا نمى‏بینید که از اطراف شما کاسته و شهرهایتان گشوده شده است و پیروان من در شهرها کشته شده‏اند و لشکرگاههاى شما خالى مى‏شود و شهرهایتان مورد هجوم قرار مى‏گیرد، با آنکه شمار شما بسیار و نیرو و دلاورى‏تان فراوان است؟ پس در چه فکرى هستید؟ خدا خیرتان دهد! از کجا بر شما مى‏تازند؟ شما را چه مى‏شود؟ چگونه از حق منحرف مى‏شوید؟ و چگونه افسونتان مى‏کنند؟! اگر مصمم و هماهنگ بودید، به فکر حمله به شما نمى‏افتادند. هلاکه دشمنان هماهنگ و همدست و دلسوز یکدیگر شدند و شما سست و نیرنگباز و پراکنده گشتید! اگر چنین ادامه دهید، در نظر من کامیاب به شمار نمى‏آیید. خفتگانتان را بیدار کنید، در راه حقتان همدست شوید و دل به جنگ با دشمنتان بدهید. خالص از ناخالص روشن شده است و بر هر که بینا باشد، صبح آشکار است.

چهره شامیان

ما با کسانى مى‏جنگیم که آزادشدگان و فرزندان آزادشدگان (در فتح مکه)اند، جفاکارند و از روى بى‏رغبتى اظهار مسلمانى کرده‏اند. در آغاز اسلام نیز اینان همه در حال جنگ با پیامبر(ص)بودند؛ دشمنان خدا و سنت و قرآن و بدعت‏گذاران و نوآوران و کسانى که از شر و فتنه آنان بایست پرهیز مى‏شد؛ آنان که بر اسلام و مسلمانان خطرآفرین بودند؛ رشوه‏خواران و دنیاپرستان! به من چنین رسیده که عمرو عاص بیعت نکرد، مگر آنکه ]معاویه] بهایى براى آن بخشید و شرط کرد که عطایى به او داده شود، بزرگتر از آنچه از حکومت در دست اوست. الا تهى باد دست او که دین به دنیا فروخت...

در میان آنان کسانى‏اند که در میان شما شراب خوردند و حد بر آنان جارى شد؛ آنان که به فساد در دین و کار زشت، معروف‏اند. برخى‏شان کسانى‏اند که تا هدیه‏اى نگرفتند، مسلمان نشدند! اینان سران این گروه هستند، و برخى کسانى از سرانشان که زشتکارى‏هایشان را بازگو نکردم، مثل آنان که یاد شد و بلکه بدتر از آنان‏اند.

آنان که گفتم، اگر بر شما سلطه یابند، در میانتان فساد، تکبر، گناه، حکومت استبدادى و تباهى در زمین را رواج مى‏دهند، از هوسها پیروى مى‏کنند و به ناحق حکم مى‏رانند. شما با همه سستى و ترک یارى از آنان بهتر و رهیافته‏ترید. میان شما عالمان، فقیهان، پاک‏سیرتان، فرزانگان، حاملان کتاب خدا، شب‏زنده‏داران و آبادکنندگان مساجد با تلاوت قرآن وجود دارند. آیا شما خشم نمى‏گیرید و همت نمى‏کنید، تا آنکه نابخردان و فرومایگان و اوباش، با شما بر سر مسئله حکومت به کشمکش مى‏پردازند؟

پس هرگاه مى‏گویم، سخنم را بشنوید ـ خدا هدایتتان کند ـ و چون فرمانتان مى‏دهم، فرمانبردارى کنید. به خدا سوگند اگر از من پیروى کنید،گمراه نمى‏شوید و اگر نافرمانى کنید، هدایت نمى‏شوید. آماده نبرد شوید و ساز و برگ آن را مهیا سازید و به سوى جنگ، هماهنگ بشتابید. به یقین آتش نبرد برافروخته و رسوایى آن بالا گرفته است و فاسقان در نبرد با شما از جان و دل به میدان آمده‏اند، تا بندگان خدا را شکنجه کنند و نور خدا را فرونشانند. آگاه باشید که پیروان شیطان و طمعکاران و جفاپیشگان و متکبران، شایسته‏تر به تلاش در گمراهى و تباهى و باطلشان نیستند، از بندگان خدا و نیکان و پارسایان و حقگرایان در راه حق خود و اطاعت از پروردگارشان و دلسوزى براى پیشوایشان. 

ترغیب به جهاد

به خدا سوگند اگر من یک تنه با آنان رویارو شوم و آنان زمین را پر کرده باشند، از آنان باک و وحشتى ندارم. من به گمراهى آنان و برحق بودن خودمان، اطمینان و دلیل و یقین و صبر دارم. من شیفته دیدار خداى خویشم و چشم به راه پاداش شایسته اویم؛ ولى افسوس و اندوهى که بر من رخ مى‏دهد و غصه‏اى که بر جانم مى‏خَلَد، از این است که سفیهان و تبهکاران این امت بر سر کار آیند و بیت‏المال را میان خود دست گردان کنند، بندگان خدا را به بردگى بگیرند و با صالحان بجنگند و با نابکاران همدست و متحد شوند.

به خدا سوگند اگر بیم آن نبود، این همه شما را سرزنش و تشویق و ترغیب به جهاد نمى‏کردم؛ بلکه وقتى شما سستى نشان مى‏دادید و از نبرد سر باز مى‏زدید، شما را رها مى‏کردم تا هرگاه که مقدر باشد، خودم با آنان رویاروى شوم. به خدا سوگند من بر حقم. من دوستدار شهادتم. پس «انفروا خفافاً و ثقالاً و جاهدوا باموالکم و انفسکم فى ‏سبیل‏الله ذلکم خیرلکم ان کنتم تعلمون: سبکبار و سنگین‏بار، بکوچید و با اموال و جانتان در راه خدا جهاد کنید. اگر بدانید، این برایتان بهتر است.» [توبه، 41]

اینقدر به زمین نچسبید که در خوارى بمانید و دچار ذلت شوید و بهره شما زیانبارتر گردد. مرد جنگى بیدار و دیده باز است. هرکس [غافلانه] بخوابد، [دشمنان] از او غافل نمى‏مانند و هرکه سست شود، نابود گردد و هرکس جهاد در راه خدا را واگذارَد، زیانزده و خوار خواهد بود. خدایا! ما و آنان را بر محور هدایت متحد گردان، ما و آنان را به دنیا بى‏رغبت ساز، و براى ما و آنان، آخرت را بهتر از دنیا قرار بده. والسلام! 

پى نویس:

1. این متن در الغارات ج1، ص 302؛ المسترشد، ص 408 ـ 427/141 و بحارالانوار، ج 33، ص 567 و ص 722 آمده است.

1. اشاره است به آیه 106 سوره یوسف: «و ما یومن اکثرهم بالله الا و هم مشرکون».

3. محلى نزدیک کوفه به سمت شام، جایى که امام (ع) به سوى آن بیرون رفت. (معجم‏البلدان، ج5، ص 278)

ادامه نوشته

جوانی که به وجود جهنم معترض بود

  صفحه اول

طور سیناده مناجات ایلین وقته کلیم

امر ائدوب حضرت موسایه خداوند علیم

چک یولا بنده لیقین بندین آچان بنده میزی

دوت الیندن گتور اللهه قاچان بنده میزی

یولیوی سال قیدن وقته بوگون سینادن

گذر ایله بو مرورنده فلان صحرادن

اوردا بیر بنده گوررسن منیله قهر ائلیوب

گر چه گوز یاشین عذاره الیوب نهر ائلیوب

بیله بولمه او جوان علقه کسوبدور مندن

ولی بیر مسئله باعثدی کوسوبدور مند

رأفتیله   گئدوب اولده دانیشدیر اونی سن

منیله احسن وجهیله باریشدیر اونی سن

منکه ئوز رأفتیمی کسمرم ئوز بندمدن

او کوسوبدور ولی من کوسمرم ئوز بندمدن

اونی راضی ائلسن راضیم اوندان باریشام

او کوسوبدور ولی من راضیم اوندان باریشام

گلدی موسا یتشوب گوردی همان مأواده

بیر جواندور ولی غمگین اوتوروب صحراده

او اوالوا لعزم پیمبر وئروب اولده سلام

او جوان آلدی سلامین دئدی ای نیک پیام

بو سلامین بو کلامین منی دلشاد ائلدی

بو جوانیله خشونت ائلمه یا موسی

او که بو درده دوشوب دردی تاپاراوندا دوا

که قباقیندا مجسّم اولونا کرب و بلا

حرمله ظلمینی پیکانی نشان وئر سن اونا

آلتی آیلوق قوزی قربانی نشان وئر سن اونا

اوخلانان مشکیله سقانی نشان وئر سن اونا

یره ناحق توکولن قانی نشان وئر سن اونا

داغیلان چوللره نسوانی نشان وئر سن اونا

خیمه ده غارت و یغمانی نشان وئر سن اونا

دربدر زینب کبرانی نشان وئر سن اونا

خیمه ده عابد نالان نشان وئر سن اونا

اود ایچینده یانان انسانی نشان وئر سن اونا

آت دوشونده یورولان جانی نشان وئر سن اونا

تیغیله دوغرانان اعضانی نشان وئر سن اونا

یارالی مظهر طاهانی نشان وئر سن اونا

الی قوینوندا او لیلانی نشان وئر سن اونا

آغلیان غیبده زهرانی نشان وئر سن اونا

ایکی بارماقی آراسین دوتوب اولدم حضرت

بویوروب گور نه گوررسن با خوب اُول خوش فطرت

او جوان باخدی اودم محنت عظمانی گوروب

کربلا دشتینی صحرای غم افزانی گوروب

قول قولا باغلانان اطفال پریشانی گوروب

میندیروبلر آتاسیز قیزلاری عریان دَویه

بیر آریخ ناقه ده ده عابد نالانی گوروب

آغلیاندا بالالار کوفه لیلر قمچی وورور

قمچی لردن گُویَرن قُولاری اعضانی گوروب

نیزه باشینده کسوب باشلارا دوشدی نظری

داش یری گوردی دوداقلاردان آخان قانی گوروب

آیاق اوستینده یزیدین قباقینده دایانوب

بیر غل جامعه ده حجت یزدانی گوروب

عیشیله نوشیله سرگرمیدی غدّار زمان

پای تختینده قولی باغلی اسیرانی گوروب

خیزران الده یامان دلده یزیده باخدی

خیزرانیله وورولموش لب ودندانی گوروب

او جوان غش ائدوب اوضاعه دوشنده نظری

صورا حاله گلوب آرتوب غم ودرد وکدری

آغلادی یاندی غم ومحنته القصه جوان

دئدی یارب ئوزون قویما قالا یرده بوقان

ایمدی بولدوم نیه خلاق جهنم یارادوب

مین جهنم ده یارانساگینه ده کم یارادوب

ایمدی بولدوم سنون عالمده گرک نارون اولا

  صفحه دوم

عادل اللهسن ئوزُوون قدرت قهارون اولا

نه سبب وار ئوره گیم غصه دن آزاد ائلدین

کیمسن علت ندی سندن که نگار عطری گلور

سن دانیشدیقجامنیم قلبیمه یار عطری گلور

اونا فرمایش ائدوب حضرت موسای کلیم

منی گوندردی سنون یانوه خلّاق کریم

تا کریم آدین ائشیتدی یوزه اشکین اَلدی

یخلوب تپراقین اوسته او جوان غش ائلدی

حاله گتدی اونی حضرت ائلدی بیله سؤال

سن کریم آدین ایشیتجک نه ئدی سنده بوحال

دئدی من عاشیقم الله کریمون آد ینا

چون سویوندوم بوناکه دوشموشم الله یاد ینا

لیک علت بودی من کوسموشم اللهیمدن

نیه بس رابطه می کسموشم اللهیمدن؟

کریم آدی اولانا قدرت قهار ندور؟

آدی غفاره نه لازمدی که قهار اولسون

او که رحمانیدی شایسته دگول نار اولسون

بیر کرم صاحبی اون یتدی مین عالم یارادا

هیچ یاراشمور او کریمه که جهنم یارادا

بو جسارتده گلوب حضرت موسا غضبه

قالدی واله نه دئسون بولمدی بو بی ادبه

حضرته ، مصدر حقدن یتشوب فوری ندا

بیر طرفده دایانوب لشگر خونخوار یزید

بیر طرفده سبب خلقت دنیانی گوروب

بیر اوجا ناقنین اوسته دایانوب سرور دین

پند و اندرزَ دل آچمیش شه  عطشانی گوروب

او نصیحت ایلیور لشگر خونخوار گولور

معدن رحمت اولان حجت یزدانی گوروب

گوئیا نوحیدی کشتی سی اولوب غرق بلا

چابالور قانیده یتمش ایکی انسانی گوروب

ایله بولدی که آتولار اودا ابراهیمی

هلهله ایلوری اُول فرقه عدوانی گوروب

کوفه نین اهلی قوروب دار آغاجین مثل یهود

سر داره چکلر حضرت عیسانی گوروب

او چوخوردا قورولان خیمه لره قیلدی نظر

هم او افلاکه چیخان ناله و افغانی گوروب

بیری قارداش دیورآغلور بیریسی ، وا وَلدا

تو کوری گوز یاشی ال سینه ده لیلانی گوروب

شامین اهلی یغشوب کسماقا یحیا باشینی

طشت زر ایچده مجسّم سر یحیانی گوروب

سس گلور سینه لر اوستینده گرک آت چاپیلا

آتلارا نعل وورور فرقه اعدانی گوروب

بیرده بیر صحنیه قیلدی نظر او پاک جوان

ایمدی بولدوم بشره لازمه دور نار اولسون

اوکه غفاریدی لازیمدی که قهار اولسون

ایمدی بولدوم که جهنم سنون عدلون نَندور

یانسا بو محنته عالم سنون عدلون نَندور

نارو دوزخده گرکدور یانا طغیان اهلی

بشره ظلم ایلینلر اولا نیران اهلی

ایمدی بولدوم کرموندن نئجه جنت یارانوب

بو جهنم ئوزیده مایه ی رحمت یارانوب

قوخماسیدی بو بشر قرب حقّه یتمزیدی

خواهش نفسینی هرگز بئله ترک ائتمزیدی

قوخماسیدی بو بشر نار جهنمدن اگر

طمع جنته تکلیفه باش اگمزدی بشر

ایمدی بولدوم که جهنم ئوزیده رحمتدی

نئجه که غصه ، بلا ، غم ئوزیده رحمتدی

اولماسیدی اود اطاعت ائدن اولمازدی یقین

غیر معصوم بهشته گئدن اولمازدی یقین

ای بنابی آچیلوبدور یوزیوه باب نجات

آل اطهاره توسل ائله ، وئرسونله برات

دئنه یارب منی بو نفسیمه تولاندیرما

دوزَخُوندَه منی ظالملریله یاندیرما

صلی الله علیک یا ابا عبدالله

نور وجود از طلوع روي حسين است / ظلـمـت امـکان سواد موي حسين است

شاهد گيتـي به خويـش جـلوه نـدارد / جـلـوه عـالـم فـروغ روي حسين است

ذات خدا لايري است روز قـيامـت / ذکـر لـقـا بـر رخ نـکـوي حسين است

عالـم و آدم که مـسـت جام وجـودند / مستي اين هردوازصبوي حسين است

عاشق او را چه اعتناست به جنت / جنت عـشـاق خـاک کـوي حسين است

جان ندهم جـز به آروزي جـمالـش / جـان مـرا دل بـه آرزوي حسين است

نمونه سوال

کلیه نمونه سوالات زیر در یک فایل پیوسته قرار دارد که حاوی:

1-زبان تخصصی نیم سال اول87-88  و نیم سال اول88-89

2-مدیریت مالی نیم سال دوم 87-88  و نیم سال اول 88-89

3-اندیشه سیاسی امام نیم سال اول و دوم 88-89 با پاسخ

4-خلاقیت و حل مساله نیم سال اول و دوم  88-89  و نیم سال اول 87-88

5-مدیریت منابع انسانی نیم سال اول 87-88  و نیم سال اول88-89

6-مدیریت استراتژیک نیم سال اول 87-88 و 88-89

7-منابع پیشنهادی آزمون ارشد صنایع

Formats: pdf &  jpeg

به دلیل اینکه امکان آپلود چندین فایل گسسته در یک پوشه امکانپذیر نیست به ناچار بسته را به یک فایل فشرده با فرمت rar تبدیل کردیم که ظرفیت آن از 4.67mb به 3.81mb کاهش یافت.موفق باشید.

دانلود

نگاهی به عوامل برکت زا و برکت زدا

رابطه معنویت و برکت

آن گاه که در سایه سار معنویت و تقوا، برکات معنوی بر مردم باریدن گیرد، برکت های مادی نیز کم کم رخ می نمایند و در این گونه موارد ظاهر می شوند:
1. فزونی در نان و غذا: رسول خدا(ص) می فرماید: «گرده ها و قرص های نان خود را کوچک بگیرید؛ زیرا با هر قرص کوچک نانی، برکت وجود دارد».
2. برکت در مال: با بخشش و انفاق مال، برکت مال فزونی می یابد و علی(ع) هم در اهمیت این امر می فرماید: «برکة المال فی الصدقه».
3. فرزند صالح: داشتن فرزندان صالح، از مظاهر خیر و برکت است. امام باقر(ع) درباره خیرآوری فرزند می گوید: «هیچ فرزندی بر عبدالمطلب هدیه نشد که برکتش از علی(ع) بیشتر باشد؛ مگر پیامبر خدا(ص)». این برکت ها در سایه عبادت و حق گرایی و وظیفه شناسی تداوم می یابد. دعا و ارتباط با خداوند، برکت های زندگی را زیاد می کند. احترام به بزرگ ترها نیز در افزایش رزق و روزی تأثیرگذار است. در برخی روایت ها آمده است: «سه چیز است که در آن برکت وجود دارد: معامله مدت دار، قرض به هم دادن و مخلوط کردن گندم و جو برای مصرف خانه، نه برای فروش».

عوامل برکت زدا

گناهان و نافرمانی ها، موجب سلب برکت در مال و عمر و زندگی است. در آیه ای آمده است: «ولکن کذّبوا فَاَخذناهم بما کانوا یکسبون»(اعراف: 96)، «آنان، یعنی قوم هود، صالح، شعیب، نوح و لوط آیات الهی و پیامبران را تکذیب کردند و ما هم آن ها را به کیفر اعمال زشت خویش رساندیم». در بیان این آیه مرحوم طبرسی می نویسد: آنان مردمی بودند که مرتکب گناه شدند و پیامبران را تکذیب کردند، خداوند هم درهای برکت آسمانی خود را به روی آنان بست و به خاطر کردار بدشان آنان را گرفتار تنگ دستی و مجازات کرد. ترک نماز، از عوامل برکت زداست. حضرت زهرا(س) درباره رخت بربستن برکت از عمر و مال انسان بی نماز می فرماید: «یرْفَعُ اللّه ُالْبَرَکَةَ مِنْ عُمْرِهِ وَ یرْفَعُ اللّهُ الْبَرَکَةَ مِنْ رِزْقِه». هر گاه کم فروشی در میان مردم رواج یابد، خداوند آنان را به خشک سالی و قحطی دچار می سازد، چنان که حضرت علی(ع) درباره زیان های کم فروشی می فرماید: «اذا طُفِفَتِ الْمِکْیالُ، اَخَذَهُمُ اللّه بِالسَّنینَ وَ النَّقْصِ». هم چنین اگر زکات مال پرداخت نشود، به فرمایش حضرت امیر(ع): اذا مَنَعوُ الزَّکاةَ، مَنَعَتِ الاْرَضُ بَرَکاتِها مِنَ الزَّرْعِ و الثِّمارِ وَالْمَعادِنِ. هرگاه که مردم زکات خود را نپردازند، زمین برکت خود را از زراعت و میوه ها و معدن ها دریغ می دارد.

اسباب برکت زدا در روایت ها

ترک امر به معروف و نهی از منکر، عامل دیگر از بین رفتن برکت است، همان گونه که پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید: تا زمانی که مردم امر به معروف و نهی از منکر کنند و بر کارهای خیر به یکدیگر یاری رسانند، نعمت ها و خیرات از آن ها رخت برنمی بندد، اما اگر این دو را ترک کنند، برکات از آن ها گرفته خواهد شد. هم چنین از دیدگاه امام علی(ع) خیانت، یکی دیگر از عوامل برکت زداست و ایشان می فرماید: «اذا ظهرتْ الخِیاناتُ، ارتفعتْ البرکاتُ؛ زمانی که خیانت ها آشکار شود، برکات از بین خواهد رفت». در حقیقت، گناهان اخلاقی و اقتصادی و اجتماعی، فاجعه های دردناک و هستی سوز جامعه بشری هستند که باعث خشم خداوند می شوند. رسول گرامی اسلام در هشداری می فرماید: هرگاه خداوند بر امتی خشمگین شود و آن گاه بر آنان عذاب نازل نگرداند؛ نرخ های آنان را بالا می برد، عمرهای آن ها را کوتاه می کند، تجارت شان را به سود نمی رساند، میوه های درختان شان را سالم و بی آفت نمی کند، چشمه ها و نهرهای آن ها را پر آب نمی گرداند و باران را از آنان دریغ می دارد. رباخواری، رشوه خواری و دیگر درآمدهای نامشروع عامل دیگر برکت زدایی شمرده می شود، چنان که امام موسی بن جعفر(ع) می فرماید: «به درستی که حرام برکت ندارد و اگر هم نشو و نمای ظاهری داشته باشد، برکتی در آن نیست». نکته مهم این است که شرط دست یابی به برکت های آسمانی و زمینی، داشتن ایمان و تقوای بالاست و در پرتو تقرب الهی و اطاعت و فرمان برداری از تعالیم انسان ساز اسلامی و دوری از کج روی ها و سرکشی ها است که خداوند خیرات و برکات خویش را به بندگان هدیه می کند. عوامل برکت زا

برکت؛ به معنای فزونی، بسیاری، خجستگی، یمن، نیک بختی و سعادت است. نظام طبیعت و عالم هستی را نظام علت و معلول و عالم سبب و مسبب دانسته اند. در پیدایش و استمرار برکت، نیت ها و کردار آدمی نقش به سزایی دارد. خداوند متعال در قرآن به زیبایی به این اصل اشاره می کند که: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ. و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعا برکاتی از آسمان و زمین بر ایشان می گشودیم. علامه طبرسی در تفسیر این آیه می نویسد: خداوند می فرماید: از شرک و گناهان بپرهیزید تا ما درهای برکات و خیرات تکامل بخش را، از آسمان به وسیله آمدن باران و از زمین به خاطر روییدن گیاهان و به وجود آمدن میوه ها نازل گردانیم. همان گونه که حضرت نوح(ع) به امت خویش وعده داد و گفت: «یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیکُمْ مِدْرارًا»(نوح: 11) البته برکات آسمان به«دعا» و برکات زمین به«آسان انجام شدن حوائج و نیازمندی» هم تفسیر شده است. اگر اعمال بندگان بر اساس معیارهای الهی شکل گیرد، رضایت خداوند را به همراه خواهد داشت و برکت های بی پایان الهی نصیب شان خواهد شد. امام رضا(ع) می فرماید: خداوند متعال به یکی از پیامبران وحی فرستاد که: «هرگاه من اطاعت شوم، راضی می گردم و آن گاه که رضایت داشتم، برکت می دهم و برکت من هم بی پایان است». گفتنی است در سایه اجرای عدالت، جامعه به کمال معنوی می رسد و در این صورت، عنایت الهی شامل حال آنان می گردد و پس از آن، بارش برکات را شاهد خواهیم بود، چنان که حضرت علی(ع) به این مهم اشاره می کند که: «بِالعَدْلِ تَتَضاعَفُ الْبَرَکاتُ؛ به سبب عدل، برکات چند برابر می شود». از این سخنان بر می آید که در برکت، جنبه الهی و معنوی هم بسیار تأثیرگذار است و این به فزونی، تعالی و ماندگاری نعمت کمک می کند و در نهایت، انسان را به سلامت دنیوی و سعادت اخروی نزدیک می سازد.

پیروی از روح خدا میکنم، یاد حسین (ع) و شهدا میکنم...

محمود کریمی

(پخش در ادامه مطلب)

حدیث عشق تو دیوانه کرده عالم را
به خون نشانده دل دودمان آدم را
غم تو موهبت کبریاست در دل من
نمیدهم به سرور بهشت این غم را
غبار ماتم تو آبرو به من بخشید
به عالمی ندهم این غبار ماتم را
به نیم قطره  اشک محبتت ندهم
اگر دهند به دستم تمام عالم را
ز یمن گریه براي تو روز محشر هم
خموش می کنم از اشک خود جهنم را
اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم
هزار بار بمیرم نبینم آن دم را

 ******

سوز بده بر سخنم به دل سوخته ی خواهرت

تا که بگویم سخن از تن صد چاک علی اکبرت

ناله زنم یاد کنم ز لب خشک علی اصغرت

گوهر اشکم شده ایثار تو، گریه کنم یاد علمدار تو

ای پدر و مادر من به فدای لب عطشان تو

نیزه و شمشیر و سنان کفن پیکر عریان تو

بر سر نی جلوه کنان، سر همچون مه تابان تو

مرا مران مرا مران از درت به پهلوی شکسته ی مادرت

شعله ی دل جای نوا همه شب سرکشد از نای من

ناله برایت همه دم به سما از همه اعضای من

گر چه جدا شد ز بدن لب عطشان سر آقای من

وای من و وای من و وای من، شسته شد از خون رخ مولای من

گریه بر آن کشته کنم که بر او ارض و سما گریه کرد

مادر و جد و پدرش به نهان و به ملا گریه کرد

بر تن صد پاره ی او پسرش روح خدا گریه کرد

پیروی از روح خدا میکنم، یاد حسین (ع) و شهدا میکنم...

********

عاشقی دیدم سراپا نور بود

شور بود و شور بود و شور بود

تا شراب عشق با خم سرکشید

گفت من مست خدا هل من مزید

عشق پیش پای او زانو زده

دست  بر   دامان   آن  بانو  زده

در حریم غسل محرم زینب است

نا خدای کشتی غم زینب است

معنی عشق مجسم زینب است

*********** 

آن که بر غم هست خاتم زینب است

ناخدای کشتی غم زینب است

ای علی مبهوت تفسیرت شده

ای علی اکبر  عنان گیرت شده

حق تفسیری و تفسیر تو حق

ابوالفضل

حق شمشیری و شمشیر تو حق

ابوالفضل

برق چشمان تو شمشیر خداست

بچه شیر سوم شیر خدا

ابوالفضل

ادامه نوشته

40 حدیث در باره امام حسین (ع)

به گزارش خبرگزاری فارس، شخصیت، قیام و نهضت امام حسین (ع) همیشه در كلام معصومین (ع) وجود داشته است و عجب آنكه حتی معصومین پیش از امام حسین (ع) نیز اشاراتی به این واقعه و سرزمینی كه در آن مصائب عاشورا رخ داد، داشته‌اند. در این نوشتار 40 حدیث در باره امام حسین (ع) كه در سایت آیت‌الله محمدتقی بهجت آمده، منتشر می‌شود.

1- حریم پاك
عن النبى (ص) قال: ... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة. (1)
پیامبر اسلام (ص) در ضمن حدیث بلندى مى‌فرماید: كربلا پاك‌ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگ‌ترین بقعه‏‌ها است والحق كه كربلا از بساط هاى بهشت است.

2- سرزمین نجات
قال رسول الله صلى الله علیه و آله: یقبر ابنى بأرض یقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان. (2)
پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گویند، زمین ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا یاران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد.

3- مسلخ عشق‏
قال على علیه السلام: هذا ... مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من كان قبلهم ولا یلحقهم من كان بعدهم. (3)
حضرت على علیه السلام روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است. شهیدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.

4- عطر عشق‏
قال على علیه السلام: واها لك ایتها التربة لیحشرن منك قوم یدخلون الجنة بغیر حساب. (4)
امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوش‌بویى اى خاك! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند كه بدون حساب و بى‌درنگ به بهشت روند.

5- ستاره سرخ محشر
قال على بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض كربلا یوم القیامة كالكوكب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المباركة التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنة. (5)
امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین كربلا در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمین مقدس خدایم، زمین پاك و مباركى كه پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.

6- كربلا وبیت المقدس‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: الغاضریة من تربة بیت المقدس. (6)
امام صادق علیه السلام فرمود: كربلا از خاك بیت المقدس است.

7- فرات و كربلا
قال ابوعبدالله: ان أرض كربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى... (7)
امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین كربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید.

8- كربلا كعبه انبیاء
قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس نبى فى السموات والارض و الا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج. (8)
امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبرى در آسمان‌ها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است كه گروهى به كربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج كنند.

9- كربلا، مطاف فرشتگان‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس من ملك فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج. (9)
امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ فرشته‏اى در آسمان‌ها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج كنند و از آنجا اوج گیرند.

10- راه بهشت‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: موضع قبرالحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة. (10)
امام صادق علیه السلام فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام درى از درهاى بهشت است.

11- كربلا حرم امن‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان یتخذ مكة حرماً. (11)
امام صادق (ع) فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پیش از آن كه مكه را حرم قرار دهد. (شایان ذكر است منظور از این روایت درعالم بالا است كه قبل از مكه، كربلا حرم امن الهی قرار گرفت)

12- زیارت مداوم‏
قال الصادق علیه السلام: زوروا كربلا ولا تقطعوه فان خیر أولاد الانبیاء ضمنته... (12)
امام صادق (ع) فرمود: كربلا را زیارت كنید و این كار را ادامه دهید، چرا كه كربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است.

13- بارگاه مبارك‏
قال الصادق علیه السلام: «شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذكره الله فى القرآن،( قصص/30) هو الفرات و «البقعة المباركة» هى كربلا. (13)
امام صادق (ع) فرمود: آن «ساحل وادى ایمن» كه خدا در قرآن یاد كرده فرات است و «بارگاه با بركت» نیز كربلا است.

14- شوق زیارت‏
قال الامام باقرعلیه السلام: لو یعلم الناس ما فى زیارة قبرالحسین علیه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً. (14)
امام باقرعلیه السلام فرمود: اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام است از شوق زیارت مى‏مردند.

15- حج مقبول و ممتاز
قال ابوجعفرعلیه السلام: زیارة قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبرالحسین بن على علیهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله علیه و آله. (15)
امام باقر علیه السلام فرمودند: زیارت قبر رسول خدا (ص) و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود.

16- تولدى تازه‏
عن حمران قال: زرت قبرالحسین علیه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على علیه السلام ... فقال علیه السلام ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلك وصلة نبیه حرج من ذنوبه كیوم ولدته امه. (16)
حمران مى‏گوید هنگامى كه از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقر علیه السلام به دیدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‌دهم كه هر كس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت كند و مرادش از این كار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید مانند روزى كه مادرش او را زاده است.

17- زیارت مظلوم‏
عن ابى جعفر و ابى عبدالله علیهماالسلام یقولان: من احب أن یكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم. (17)
از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده كه فرمودند: هر كس كه مى‏خواهد مسكن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم ـ امام حسین ـ را ترك نكند.

18- شهادت و زیارت‏
قال الامام الصادق علیه السلام: زوروا قبرالحسین علیه السلام ولا تجفوه فانه سید شباب أهل الجنة من الخلق و سید شباب الشهداء. (18)
امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام را زیارت كنید و با ترك زیارتش به او ستم نورزید، چرا كه او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است.

19- زیارت، بهترین كار
قال ابوعبدالله علیه السلام: زیارة قبرالحسین بن على علیهماالسلام من أفضل ما یكون من الأعمال. (19)
امام صادق (ع) فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین كارهاست كه مى‏تواند انجام یابد.

20- سفره‏هاى نور
قال الامام الصادق علیه السلام: من سره ان یكون على موائد النور یوم القیامة فلیكن من زوارالحسین بن على علیهماالسلام. (20)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد.

21- شرط شرافت‏
قال الصادق علیه السلام: من اراد ان یكون فى جوار نبیه و جوارعلى و فاطمه علیهم السلام فلا یدع زیارة الحسین علیه السلام. (21)
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مى‏خواهد در همسایگى پیامبر (ص) و در كنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترك نكند.

22- زیارت، فریضه الهى‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: لو ان احدكم حج دهره ثم لم یزرالحسین بن على علیهماالسلام لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله (ص) لان حق الحسین فریضة من الله تعالى واجبه على كل مسلم. (22)
امام صادق (ع) فرمود: اگر یكى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسین علیه السلام را زیارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است؛ چرا كه حق حسین (ع) فریضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.

23- كربلا كعبه كمال‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام حتى یموت كان منتقص الایمان منتقص الدین، ان ادخل الجنة كان دون المؤمنین فیها. (23)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پایین‌تر از مؤمنان در آنجا خواهد بود.

24- از زیارت تا شهادت‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: لا تدع زیارة الحسین بن على علیهماالسلام و مُرّ أصحابك بذلك یمدالله فى عمرك و یزید فى رزقك و یحییك‏ الله سعیدا ولا تموت الا شهیدا. (24)
امام صادق (ع) فرمود: زیارت امام حسین علیه السلام را ترك نكن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد كند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر با شهادت.

25- حدیث محبت‏
عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین علیه السلام و زیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین علیه السلام و بغض زیارته. (25)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كینه و خشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد.

26- نشان شیعه بودن‏
قال الصادق علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة. (26)
امام صادق علیه السلام فرمود: كسى كه به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال كند كه شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود.

27- سكوى معراج‏
قال الصادق علیه السلام: من اتى قبرالحسین علیه السلام عارفا بحقه كتبه الله عزوجل فى اعلى علیین. (27)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه به زیارت قبر حسین علیه السلام نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى‏كند.

28- مكتب معرفت‏
قال ابوالحسن موسى بن جعفرعلیه السلام: أدنى ما یثاب به زائر ابى عبدالله علیه السلام بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولایته ان یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز. (28)
حضرت امام موسى كاظم علیه السلام فرمود: كمترین ثوابى كه به زائر امام حسین علیه السلام در كرانه فرات داده مى‏شود این است كه تمام گناهان بخشوده مى‏شود. بشرط این كه حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد.

29- همچون زیارت خدا
قال الرضا علیه السلام: من زار قبرالحسین (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله. (29)
امام رضا علیه السلام فرمود: كسى كه قبر امام حسین علیه السلام را در كرانه فرات زیارت كند، مثل كسى است كه خدا را زیارت كرده است.

30- زیارت عاشورا
قال الصادق علیه السلام: من زارالحسین علیه السلام یوم عاشورا وجبت له الجنة. (30)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه امام حسین علیه السلام را در روز عاشورا زیارت كند بهشت بر او واجب مى‏شود.

31- بالاتر از روسپیدى
قال ابوعبدالله علیه السلام: من باب عند قبرالحسین علیه السلام لیلة عاشورا لقى الله یوم القیامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصة كربلا. (31)
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه شب عاشورا در كنار مرقد امام حسین علیه السلام سحر كند روز قیامت در حالى به پیشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در میدان كربلا و در كنار امام حسین علیه السلام كشته شده باشد.

32- نشانه‌هاى ایمان‏
قال ابو محمدالحسن العسكرى علیه السلام: علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، والتختم فى الیمین، و تعفیر الجبین والجهر ببسم الله الرحمن الرحیم. (32)
امام حسن عسكرى علیه السلام فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چیز است: 1 ـ پنجاه ركعت نماز (نماز یومیه و نمازهای نافله) 2 ـ زیارت اربعین 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن.

33- رواق منظر یار
قال رسول الله (ص): الا و ان الإجابة تحت قبته والشفاء فى تربته، و الائمة علیهم السلام من ولده. (33)
پیامبر خدا(ص) فرمود: بدانید كه اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان علیهم السلام از فرزندان اوست.‏

34- تربت و تربیت‏
قال الصادق علیه السلام: حنكوا اولادكم بتربة الحسین (ع) فإنها امان. (34)
امام صادق (ع) فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسین (ع) بردارید چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بیمه مى‏كند.

35- بزرگترین دارو
قال ابوعبدالله علیه السلام: فى طین قبرالحسین علیه السلام الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر. (35)
امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسین علیه السلام است و همان است كه بزرگ‌ترین داروست.

36- تربت و هفت حجاب‏
قال الصادق علیه السلام: السجود على تربة الحسین علیه السلام یخرق الحجب السبع. (36)
امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسین علیه السلام حجاب‌هاى هفتگانه را پاره مى‏كند.

37- سجده بر تربت عشق‏
كان الصادق (ع) لا یسجد الا على تربة الحسین (ع) تذللا لله و إستكانة الیه. (37)
رسم حضرت امام صادق (ع) چنین بود كه: جز بر تربت حسین (ع) به خاك دیگرى سجده نمى‏كرد و این كار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مى‏كرد.

38- تسبیح تربت
قال الصادق (ع): السجود على طین قبرالحسین (ع) ینور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طین قبرالحسین (ع) كتب مسبحا و ان لم یسبح بها ... (38)
امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت قبر حسین (ع) تا زمین هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبیحى از خاك مرقد حسین (ع) را با خود داشته باشد، تسبیح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید.

39- تربت شفا بخش
عن موسى بن جعفرعلیه السلام قال: ولا تأخذوا من تربتى شیئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهماالسلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا. (39)
حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حدیثى كه از رحلت خویش خبر مى‏داد، فرمود: چیزى از خاك قبر من برندارید تا به آن تبرك جویید؛ چرا كه خوردن هر خاكى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است.

40- یكى از چهار نیاز
قال الامام موسى الكاظم (ع): لا تستغنى شیعتنا عن أربع: خمرة یصلى علیها و خاتم یتختم به و سواك یستاك به و سبحة من طین قبر أبى عبدالله علیه السلام ... (40)
حضرت امام موسى بن جعفر علیهماالسلام فرمود: پیروان ما از چهار چیز بى‏نیاز نیستند: 1 ـ سجاده‏اى كه بر روى آن نماز خوانده شود2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد 3 ـ مسواكى كه با آن دندان‌ها را مسواك كنند 4 ـ تسبیحى از خاك مرقد امام حسین (ع)

------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1- بحارالانوار، ج 98، ص 115/ كامل الزیارات، ص 264.
2- كامل الزیارات، ص269، باب 88، ح 8 .
3- تهذیب، ج 6، ص73 / بحارالانوار، ج 98، ص 116.
4- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 4، ص 169.
5- ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزیارات، ص 268.
6- كامل الزیارات، ص 269، باب 88، ح7 .
7- بحارالانوار، ج 98، ص 109/ كامل الزیارات، ص 269 .
8- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزیارات، ص 111.
9- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزیارات، ص 111.
10- كامل الزیارات، ص 271، باب 89، ح 1.
11- كامل الزیارات، ص 267/ بحارالانوار، ج 98، ص 110.
12- كامل الزیارات، ص 269.
13- بحارالانوار، ج 57، ص 203؛ به نقل از تهذیب. ‏
14- ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از كامل الزیارات.
15- مستدرك الوسائل، ج 1 ص 266/ كامل الزیارات، ص 156.
16- امالى شیخ طوسى، ج 2، ص 28، چاپ نجف/ بحارالانوار، ج 98، ص 20.
17- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 253.
18- مستدرك الوسائل ج 10، ص 256 / كامل الزیارات ، ص 109.
19- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 311.
20- وسائل الشیعه، ج 10، ص 330/ بحارالانوار، ج 98، ص 72.
21- وسائل الشیعه، ج 10، ص 331، ح 39.
22- وسائل الشیعه، ج 10، ص 333.
23- وسائل الشیعه، ج 10، ص 335.
24- وسائل الشیعه، ج10، ص335.
25- وسائل الشیعه، ج 10، ص 388/ بحارالانوار، ج 98، ص 76 .
26- كامل الزیارات، ص 193/ بحارالانوار، ج 98، ص 4.
27- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص581.
28- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 236، به نقل از كامل الزیارات، ص 138.
29- مستدرك الوسائل، ج 10، ص250؛ به نقل از كامل الزیارات.‏
30- اقبال الاعمال، ص 568.
31- وسائل الشیعه، ج 10، ص 372.
32- وسائل الشیعه، ج 10، ص 373 / التهذیب، ج 6، ص 52 .
33- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 335.
34- وسائل الشیعه، ج 10، ص 410.
35- كامل الزیارات، ص 275 / وسائل الشیعه، ج 10، ص 410.
36- مصباح التمهجد، ص 511/ بحارالانوار، ج 98، ص 135.
37- وسائل الشیعه، ج 3، ص 608.
38- من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 268/ وسائل الشیعه، ج 3 ص 608.
39- جامع الاحادیث الشیعه، ج 12، ص 533.
40- تهذیب الاحكام، ج 6، ص 75.

مانده ام تنها سالار، مضطر من--بعد تو شد خاک عالم ، بر سر من

حاج محمود کریمی

(پخش مداحی در ادامه)

ص۱

بی کَس و بی یار و یاور، در دل صحرا

کاروانی بی پناه و ، یک زن تنها

گرچه از پا در نیاورد زخم شمشیرم

روی خاک غم نوشتم بی تو میمیرم

به خدا با دست بسته ام

به زمین هر جا نشسته ام

نذر کردم عشق من حسین

به سر انگشت خسته ام

 *******

وقتی نامت می آمد ، بر لب من

لبهای تو می گفت ، زینب من

مانده ام تنها سالار  ، مضطر من

بعد تو شد خاک عالم ، بر سر من

تر شد از خون ترت جام  قنوت من

این چنین بشکسته شد مهر سکوت من

زینب تنها و درد و بزم نامردان

آن لبان و خیزران و آیه قرآن

گرچه بودم در کنار تو

دل تنگم بی قرار تو

شیشه قلب مرا شکست

دل ِ تنگ نیزه دار تو

هر کجایی نام تو، مشق زینب

می نویسم روی قبرم ،عشق زینب

ص۲

مانده ام تنها سالار، مضطر من

بعد تو شد خاک عالم ، بر سر من

میشود سر درونم از رخم خوانده

یادگارت بین خاک  شام جا مانده

با نفسهایش تو را یکدم صدا میزد

پیش چشم تر من دست و پا میزد

عفت چشمان بسته اش

به روی پای شکسته اش

ز رخت خونابه پاک کرد

به دو دست پیر و خسته اش

چه گذشته در ویرانه بر دل من

چشم نيمه باز او قاتل من

مانده ام تنها سالار، مضطر من

بعد تو شد خاک عالم ، بر سر من

*****

هر زمانی که می آمد ، ناله ی مادر

روی نیزه بغض میکرد ، ساقی لشکر

حاجت مرهم ندارد ، زخمی احساس

درد بی درمان زینب ، دوری عباس

شـَفـَق مَـه روی نیزه شد

ز کدامین سو، به نیزه شد؟

نه ز جای خنجر عدو

سرش از پهلو به نیزه شد...

منبع مطلب آخر:www.salehin.com

سفارش به یك دوبیتی راجع به حضرت ابوالفضل (علیه‌السلام)

جناب آقای حسنی تعریف كردند:
روزی همراه بعضی از دوستان جهت زیارت آقای مجتهدی به قزوین رفتیم، محل سكونت ایشان منزل آقای حاج فتحعلی بود.
بعد از اینكه لحظاتی را در خدمتشان سپری كردیم، خطاب به جناب حاج فتحعلی فرمودند:

كاغذ و قلمی تهیه كنید تا یك دو بیتی درباره حضرت ابوالفضل (علیه‌السلام) بگویم

 حاج علی آقا یك برگ كاغذ و قلمی به ایشان دادند.
پشت كاغذ مقدار اندكی خط خوردگی داشت، هنگامی كه آقا آنرا گرفته و مشاهده نمودند فرمودند:

 اسم حضرت را بر روی كاغذ قلم خورده نمی‌نویسند.

این بیان و اظهار ایشان نشانگر نهایت ادب و احترام نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) بود.
به هر حال حاج علی آقا فوراً كاغذی كاملاً تمیز مهیا نمودند، آنگاه آقای شیخ جعفر مجتهدی گفتند:

حضرت ولی عصر (ارواحنافداه) می‌فرمایند: هر كس با این دو بیت شعر متوسل به عمویم قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس (علیه‌السلام) بشود  حتما حاجتش برآورده خواهد شد،

و سپس شروع به خواندن بیت اول كردند و در فاصله بین بیت اول و دوم حدود نیم ساعت با شدت تمام می‌گریستند، آنگاه بیت دوم را خواندند و باز حدود نیم ساعت شدیداً گریه كردند، آنگاه دو بیتی را روی كاغذ نوشتیم كه عبارت بود از:

یادم ز وفای اشجع ناس آید

ادامه نوشته

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی-به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مـهـدی

http://love-story-e.mihanblog.com/post/352

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا


بـه لطـمه‌هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا


سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش


بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش


سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی


به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مـهـدی


سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش


به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش


سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب


بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب


سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل


بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل


سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـامـت اکـبـر


بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر


سلام من به محرم به دسـت و بـازوی قـاسم


به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم


سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره‌ی اصـغـر


به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره‌ی اصـغـر


سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه


بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه


سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـاشـقـی زهـیـرش


بـه بـازگـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش


سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش


به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش


سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب


بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب


سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش


سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

http://love-story-e.mihanblog.com/post/352 

فواید آب              ۵ توصیه عجیب پزشکی        

آیا از فواید بسیار زیاد آب اطلاعی دارید؟آب دارای چه فوایدی می باشد؟

اکسیژن از طریق خون به عضلات منتقل می شود. در صورت نرسیدن اکسیژن به خون، عضلات اسیدلاکتیک ترشح می کنند که گرفتگی عضلانی به وجود می آورد. آب کافی یعنی تامین اکسیژن خون.

 مصرف منظم آب به مغز کمک می کند تا دمای بدن را کنترل کند. برای حفظ رطوبت چشم ها، بینی و دهان، بدن به آب نیاز دارد. آب علاوه بر نرمی مفاصل، از اعضای بدن محافظت می کند.

به گزارش MSN از کل وزن بدن 60 درصد آن از آب تشکیل شده است که هر روز مقداری از آن از طریق عرق کردن، ادرار و نفس کشیدن از دست می رود. اگر چه مصرف روزی ۸ لیوان آب توصیه شده است اما در واقع مقدار آب مورد نیاز بدن به عوامل مختلف از جمله جنسیت، سن، فعالیت بدنی، آب و هوا، ابتلا به بیماری و ... ارتباط دارد.

یک فرد سالم و فعال با یک رژیم غذایی سالم می تواند آب مورد نیاز بدن را تامین کند.

نکات زیر درباره نوشیدن آب خواندنی است:

* قبل از احساس تشنگی، آب بخورید.
* به هنگام فعالیت بدنی آب را قبل از فعالیت، در حین آن و پس از ورزش کردن بخورید.
* آب را به نوشیدنی های دیگر ترجیح دهید.
* آب بدن را از طریق میوه هایی مانند گوجه فرنگی، هندوانه، طالبی، کرفس و خیار تامین کنید. خوب است بدانید که زمان دقیق مصرف آب اهمیت زیادی دارد و حداکثر تاثیر را روی بدن خواهد گذاشت.
* مصرف ۲ لیوان آب، ناشتا، اعضای داخلی بدن را فعال می کند.
* مصرف یک لیوان آب نیم ساعت قبل از هر وعده غذایی، به هضم غذا کمک می کند.
 * خوردن یک لیوان آب قبل از حمام به کاهش فشار خون کمک می کند.
 * برای جلوگیری از سکته مغزی یا حمله قلبی، قبل از خواب یک لیوان آب بخورید.

۱۰ خاصیت مهم مصرف آب عبارتند از:

* سلامت پوست: رطوبت پوست مانع پیری می شود و پوست سالم تر می ماند.

* سردرد: ۷۵ درصد مغز هر فرد از آب تشکیل شده است. بنابراین کمبود آب بدن، باعث سردرد می شود.

* کمر درد: این ناراحتی بر اثر کمبود مایعات در بدن به وجود می آید. دیسک های موجود در قسمت کمر هر انسان پر از مایعات است و مانند کمک فنر عمل می کند، فعالیت بدنی منظم و میزان کافی مایعات، دیسک ها را آب رسانی کرده و به آن ها اجازه می دهد تا قسمت فوقانی بدن را حمایت کنند.

معمولا مایع درون دیسک در تحمل ۷۵ درصد وزن بدن نقش دارد در حالی که خود اسکلت دیسک تنها در تحمل ۲۵ درصد وزن بدن نقش دارد. افت مایعات، اسکلت را مجبور می کند وزن بیشتری را تحمل کند و در نتیجه درد و ناراحتی به وجود می آید.

* کاهش عفونت: سیستم لنفاوی موجود در بدن وظیفه دفع ضایعات را دارد. این سیستم قبل از ورود سموم به جریان خون، آن ها را می شکند. آب ناکافی در سیستم لنفاوی در بدن اختلال ایجاد می کند و در نتیجه مقاومت بدن را در مقابل عفونت های خطرناک کاهش می دهد.

* تمرکز: آب می تواند سموم موجود در بعضی از فرآورده های غذایی مانند افزودنی ها و مواد نگه دارنده را از کبد دفع کند و باعث فعال تر شدن فرد و افزایش تمرکز می شود.

*  آرتروز: آب در نرم کردن مفاصل بین استخوان ها نقش اساسی دارد. کمبود آب، سایش بین سطح غضروف ها را افزایش می دهد و در نتیجه باعث درد و ورم مفاصل می شود.

* بوی دهان: بوی نامطبوع دهان نشانه بارز کمبود آب بدن است. آب دهان در از بین بردن باکتری های موجود در دهان و آب رسانی به زبان نقش موثری دارد.

* گرفتگی عضلات: اکسیژن از طریق خون به عضلات منتقل می شود. در صورت نرسیدن اکسیژن به خون، عضلات اسیدلاکتیک ترشح می کنند که گرفتگی عضلانی به وجود می آورد. آب کافی یعنی تامین اکسیژن خون.

*درمان آسم: آسم، مشکل قوه هاضمه و حالت تهوع صبحگاهی را با مصرف آب کافی پیش گیری و یا درمان کنید.

* فشار خون بالا: تقریبا ۸۵ درصد حجم خون از آب تشکیل شده است. بنابراین حجم خون با مصرف آب ارتباط تنگاتنگی دارد. به محض افت حجم خون، مویرگ های کم تر فعال بسته می‌شود تا قسمت های فعال تر به خون کافی دسترسی داشته باشند. با بسته شدن رگ ها، به عضلات فشار وارد می آید و مصرف آب می تواند فشار وارد بر عضلات را تسکین دهد


۵ توصیه عجیب پزشکی

شاید باور نکنید اما شما همیشه یک پزشک همراه خود دارید که آماده پاسخ به نیازهای پزشکی‌تان است.
این پزشک، روان ماست.
5 توصیه عجیب زیر را بخوانید تا باورتان شود.
1. آلرژی دارید؟ بخندید!

وقتی دچار آلرژی می‌شوید، سعی کنید خود را در موقعیت‌ خندیدن قرار دهید. شرکت‌کنندگان در تحقیقی که از سوی محققان ژاپنی انجام شده بود.
زمانی‌که به تماشای یک فیلم خنده‌دار نشسته بودند کمتر دچار حساسیت‌می‌شدند اما همین افراد زمانی‌که به تماشای یک فیلم جدی نشستند، پیاپی عسطه می‌کردند. خنده موجب عملکرد سریع سیستم عصبی پاراسمپاتیک شما می‌شود و سبب می‌شود فرد کمتر دچار حساسیت شود.

2. بدنتان زخم است؟ خوش‌اخلاق باشید!
خوش‌رفتاری موجب می‌شود که زخم‌های بدنتان زودتر بهبود یابد. دکتر جانیت کیکلت، استاد روانپزشکی دانشگاه اوهایو معتقد است که رفتار خصمانه و خشونت‌آمیز، روند بهبود زخم‌ها و کبودشدگی‌ها را افزایش می‌دهد. اما خوش‌رفتاری و مثبت اندیشی موجب می‌شود که میزان واسطه شیمیایی سایتوکین در بدن افزایش یابد. سایتوکین موجب می‌شود که سلول‌هایی که برای ترمیم زخم یا هر نقطه آسیب‌دیده بدن نیاز هستند، در نواحی اطراف زخم، زود‌تر تکثیر شوند. بنابراین سعی کنید شاداب و سرحال باشید. دوستانتان را با یک دعوت برای شام یا ناهار غافلگیر کنید. به دیدن اقوام و خویشان‌تان بروید و سعی کنید به مردم کمک کنید. خواهید دید که در مدت کوتاهی خوب می‌شوید.

3. بیمارید؟ خوش‌بین باشید!
کنار گذاشتن بدبینی گاهی بیماری‌ شما را تا حد بسیاری بهبود می‌بخشد. نتایج تحقیقات نشان داده است افرادی که در تست‌های خوش‌بینی نمره خوبی گرفته‌اند 55 درصد کمتر از افرادی که همیشه احساس شکست و ناامیدی می‌کنند در معرض خطر مرگ به خاطر بیماری‌های قلبی و عروقی قرار دارند. بنابراین سعی کنید در هر هفته فهرستی از افرادی که سپاس‌گزارشان هستید مانند دوستان، اقوام و... تهیه کنید. همچنین سعی کنید از ناراحتی و ناامیدی در خصوص نداشتن چیزهایی که هنوز به آنها دست‌ نیافته‌اید، خودداری کنید. تمرکز بر حس سپاس‌گزاری موجب می‌شود که نگاه مثبتی به زندگی داشته باشید.
4. دنبال تناسب‌اندامید؟ تصویرسازی کنید!
در ذهن خود تصویری از ورزش‌ها و نرمش‌ها را تداعی کنید تا روند بهبودتان سریع‌تر شود. دانشمندان دانشگاه کلیولند آمریکا معتقدند که تنها ساختن تصویری ذهنی از بلند کردن وزنه و یا وزنه‌برداری موجب می‌‌شود که ماهیچه‌های قوی‌تر داشته باشید و روند بهبودتان سریع‌تر شود. در تحقیقات دانشمندان دانشگاه کلیولند مشخص شد مردانی که تنها در ذهن خود تصویری از ورزش و وزنه‌زدن برای عضله دوسربازو ساخته‌اند حجم ماهیچه‌ای آنها بدون اینکه حتی یک کیلوگرم وزنه زده باشند به اندازه 13 درصد افزایش یافته است. بنابراین هر روز برای 15 دقیقه در ذهن خود تصور کنید که ماهیچه آسیب‌دیده‌تان را نرمش می‌دهید. تمام جزییات ورزش را در ذهن خود تصویر کنید. هر فشاری را که به ماهیچه‌تان وارد می‌شود، در ذهن تصویر کنید. انبساط و انقباض ماهیچه‌تان را هم همین‌طور. این‌کار را انجام دهید و تاثیر آن را ببینید.
5. کارتان حساس است؟ موسیقی گوش کنید!
وقتی در جاده در حال رانندگی هستید و چشمان‌تان از فرط خستگی قرمز می‌شود، رادیوی اتومبیل‌تان را روشن می‌کنید. محققان ژاپنی معتقدند موسیقی گوش کردن زمانی‌که در حال انجام کارهای روزانه‌تان هستید، موجب می‌شود کمتر احساس خستگی کنید و کارتان را دقیق‌تر و با حوصله بیشتری انجام دهید.
موسیقی موجب می‌‌شود بدنتان به درخواست‌های استراحتی که از مغز صادر می‌شود، پاسخ دهد. همچنین موسیقی برخی احساسات بی‌حاصل و خستگی آفرین را در نطفه خفه می‌کند و موجب می‌شود بر سختی کارتان غلبه کنید. بنابراین هنگامی‌که فردای یک شب شلوغ و پر از مهمان در آشپزخانه مشغول شستشوی ظرف‌ها هستید ضبط‌ صوت خانه خود را روشن کنید و با فراغ بال به کارتان ادامه دهید

توصیف مؤمن از زبان پیامبراسلام (ص)             15 سوال از مولا علی (ع) ؟

توصیف مؤمن از زبان پیامبراسلام (ص)

پیامبر اكرم( صلى الله علیه وآله( به امیرمؤمنان على(علیه السلام) فرمود: مؤمن كامل داراى 103 صفت است و این صفات در پنج شاخه خلاصه مى شود، صفات عملى گذرا و صفات عملى مستمر، نیّت، صفات ظاهرى و باطنى سپس امیرمؤمنان فرمود: اى رسول خدا این 103 خصلت چیست؟ حضرت فرمودند: اى على از صفات مؤمن این است كه همیشه فكر مى كند و ذكر خدا را در آشكار مى گوید، علم او كثیر و حوصله و تحمّلش زیاد است و در منازعات هم زیبا برخورد مى كند.
كریم المراجعة، اوسع الناس صدراً، أذلّهم نفساً، صحكه تبسماً، و اجتماعه تعلماً.
مراجعاتش كریمانه است، سعه صدرش از همه بیشتر، تواضعش زیاد است، با صداى بلند نمى خندد و حضورش در اجتماعات همراه با تعلیم و تعلّم است.
انسان مؤمن كسى است كه غافلان را تذكّر مى دهد و جاهلان را تعلیم مى كند كسى كه او را اذیت كند آزار نمى دهد و درباره چیزى كه به او مربوط نیست دخالت نمى كند، اگر كسى كه به او آزار رسانده دچار مصیبت شود او را شماتت نمى كند و غیبت نمى كند.
بریئاً من المحرّمات، واقفاً عند الشبهات، كثیر العطاء، قلیل الأذى، عوناً للغریب، و اباً للیتیم.
مؤمن كسى است كه از محرّمات بى زار است و از شبهات توقّف كرده و مرتكب آنها نمى شود، عطایش كثیر و اذیّتش قلیل است، به افراد غریب كمك مى كند و براى ایتام پدر است.
احلى من الشهد و اصلد من الصلد، لا یكشف سراً ولا یهتك سترا.
مؤمن كامل، شیرین تر از عسل و سخت تر از تخته سنگ است، اسرارى كه مردم به او مى گویند بازگو نمى كند و اگر خودش هم به سرّ مردم پى برد بازگو نمى كند.
لطیف الحركات، حلو المشاهدة، كثیر العبادة، حسن الوقار، لیّن الجانب.
حركات مؤمن توأم با لطف و دیدارش شیرین، عبادتش زیاد است و حركات سبك از او سر نمى زند و نرمش و محبّت دارد.
حلیماً اذا جهل علیه، صبوراً على من اساء الیه، یُبجّل الكبیر و یرحّم الصغیر.
مؤمنان كامل الایمان در مقابل جهل جاهلان بردبار و در مقابل بدى صبورند و به بزرگان احترام مى كنند و كوچك ها را مورد نوازش قرار مى دهند.
امیناً على الامانات، بعیداً من الخیانات، إلفه التُّقّى و حِلْفُهُ الحیا، كثیر الحَذَر، قلیل الزلل.
مؤمن كامل شخصى امانت دار است و از خیانت دورى مى كند، دوست او تقوى و هم پیمانش حیا است، در مقابل خطرات مواظب است و گمراهى او كم است.
وقوراً، صبوراً، رضیاً، شكوراً
مؤمن كامل شخصى با استقامت و در برابر ناملایمات صبور است، به قضاء الهى راضى و در مقابل نعمت ها شكرگزار است
قلیل الكلام، صدوق اللسان.
مؤمن كم سخن مى گوید و راستگو است
إن سلك مع اهل الدنیا كان اكیسهم و إن سلك مع اهل الآخرة كان أورعهم لا یرضى فى كسبه بشبهة ولا یعمل فى دینه برخصة یعطف على اخیه بزلّته و یرعى ما مضى من قدیم صحبته.
مؤمن كامل كسى است كه اگر در كنار اهل دنیا قرار گیرد از همه باهوش تر است و در صف اهل آخرت باتقواترین است در كسب و كارش سراغ شبهات و در دینش سراغ رخصت ها نمى رود اگر برادرش لغزشى كرد مى گذرد و سوابق حسنه دوستش را فراموش نمى كند.

15 سوال از مولا علی (ع)؟
۱)کدام روز نیرومندترم؟ مولا علی (ع) فرمود: آن روزی که بر هوای نفس خود مسلط شوی.

2) کدام خواری خوارتر است؟ روزی که حرص دنیا بر تو چیره گردد.

3) کدام فقر سخت‌تر است؟ روزی که کفر بر تو چیره گردد.

4) کدام رفیق بهتر است؟ رفیقی که تو را در معصیت خدا قرار ندهد. و بدترین رفیق آن کسی است که تو را در معصیت خدا قرار بدهد.

5) کدام مردم بدترند؟ کسی که دینش را به دنیای دیگران بفروشد.

6) کدام کس زیرک‌تر است؟ کسی که راه حق را بشناسد و راه باطل را بشناسد، و باطل را رها کند.

7) کدام شخص بردبارتر و آقاتر است؟ آنکه خشم خود را برای رضای خدا خاموش کند.

8) کدام کس رأیش ثابت‌تر است؟ فرمودند: آن کسی که گول زمان را نخورد و چاپلوسی مردم را باور نکند، و دینش ثابت بماند.

9) کدام کس احمق‌تر است؟ آنان که زیرورو شدن دنیا را می‌بینند و باز فریب می‌خورند.

10) کدام مردم افسوس‌‌خورترند؟ آن که از دنیا و آخرت محروم است.

11) کدام مردم کورترند؟ آنکه در کارهای عبادی ریاکار باشد.

12) کدام قناعت بهتر است؟ آنکه به داده‌های خدایی قانع باشد.

13) کدام معصیت سخت‌تر است؟ معصیت در دین. یعنی به میل خود، یا زمان، یا نفس زندگی کند.

14) کدام عمل پیش خدا محبوب‌تر است؟ انتظار ظهور امام زمان (عج) نه احمقانه، بلکه با تربیت عقل و نفس.

15) کدام عمل پیش خدا بزرگ‌تر است؟ اولاً تسلیم خدا بودن و بعد با وقار و با ادب اسلامی و حیاء و نماز زندگی کردن.

شنیدم که بارگاهت،قبله گاه عالمینه          که بهشت هر بهشتی ،صحن بین الحرمینه

در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند     گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

بین الحرمین کربلا

(پخش مداحی در ادامه مطلب)

اشک من یار حسینه، دل خریدار حسینه

اگه دارم اعتباری ، بخدا کار حسینه

همه عالم و بگردند، مثل تو پیدا نمیشه

هیچ کسی برای قلبم ، یوسف زهرا نمیشه

چشم من سوی نگاته، عشق تو روح صلاته

تنها آرزوم تو دنیا دیدن کرببلاته

من به عالمین نمیدم ، عشق و جود و کرمت رو

چی میشه که حس کنم من ، بوی سیب حرمت رو

شنیدم که بارگاهت ، قبله گاه عالمینه

که بهشت هر بهشتی ،صحن بین الحرمینه

آخه تا کی آقا باید من به انتظار بشینم

من با چشمای پر از اشک عکس شیش گوشه ببینم

میزنم بر سر و سینه ، باز ز کربلا میخونم

دست رد نزن به سینم ،دعوتم کن آقا جونم

من به تو آقا اسیرم،  تو بگی بمیر میمیرم

من ز دستای ابوالفضل ، رزق و روزیم رو میگیرم

ادامه نوشته

پشت پرده ترور تهران

مقدمه:

ترورهای روز دوشنبه تهران دو دانشمند فیزیک هسته ای ایران را هدف خود قرار داده بود.همان گونه که مطلع شدید  دکتر

دانشمندان هسته ای

 مجید شهریاری و دکتر فریدون عباسی دو استاد فیزیک دانشگاه شهید بهشتی صبح روز  دوشنبه مورد سوء قصد قرار گرفتند که دکتر شهریاری به مقام شهادت نائل آمد.  ما در این نوشتار می خواهیم به صورت  دقیق زمینه ها و عوامل  انجام این اقدامات تروریستی را از منظر سیاست بین الملل بررسی  و دلایل احتمالی  ترتیب دهندگان این حملات را تحلیل و پشت صحنه سیاسی این گونه اقدامات را تبیین نماییم.

توقف غنی سازی ،ماموریت غیر ممکن:

از سال 2005 که آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری اسلامی ایران رسید فعالیت مجدد سانترفیوژهای نیروگاه نطنز و غنی سازی  اورانیوم به عنوان یکی از سیاستهای مهم و غیر قابل بازگشت هسته ایران تبدیل شد. غربیها همواره در مذاکرات خود توقف غنی سازی را به عنوان مهم ترین خواسته خود برای مراحل بعدی مذاکرات معرفی می کردند و نهایتا آن را در قطع نامه شورای امنیت سازمان ملل گنجاندند که سرپیچی ایران از آن عواقب و پیامدهای حقوقی مثل تحریم برای ایران داشته باشد.

به نظر می رسد روشهای کلاسیک جنگ سخت و دیپلماسی کلاسیک غربی هیچ کدام دربرابر توان رو به رشد هسته ایران کارایی نداشته و طرف غربی و سیاست سازان آن به دنبال مدل دیگری برای هدف اصلی غرب یعنی توقف برنامه هسته ای در ایران و ایجاد اختلال در آن بودند.

 اگرچه 4 قطع نامه تحریم علیه ایران به تصویب رسید اما عملا ایران هم چنان بی اعتنا به این قطع نامه ها به مسیر خود ادامه می دهد.غربی ها به نظر می رسد به کمتر از تعطیلی دائمی فرایند غنی سازی هسته ای در ایران راضی نخواهند بود و غیر  از توقف  غنی سازی به دنبال محدودیت برنامه موشکی دوربرد و میانبرد و  همچنین تحقیقات وابسته هستند.اما عملا ابزارهای غرب برای انجام این هدف چیست؟

1-مذاکرات 5+1 و ایران،آرزوهای از دست رفته:

این مذاکرات پس از تغییر رییس جمهور ایران و دبیرخانه شورای امنیت ملی کشور از سال 1384 (2005) برای طرف غربی دچار نوسانات جدی شده است.مذاکره کنندگان جدید هسته ایران نه تنها از لحاظ ادبیات سیاسی با گذشتگان خود دارای تفاوتهای جدی بودند بلکه مهم ترین دستاورد غربی ها از مذاکره با دولت پیشین ایران که همانا تعلیق داوطلبانه غنی سازی بود را لغو و غنی سازی را خط قرمز حداقلی خود می دانستند.این مذاکرات اگرچه با  فراز و نشیبهایی ادامه داشت اما عملا سیاستهای تشویقی و تنبیهی 5+1 و استراتژی  چماق و هویج فاقد کارایی بوده و چون غرب هدف اصلی خود  را تعطیلی غنی سازی  در ایران می داد عملا این مذاکرات کارایی خاصی برای آنها ندارد.

2- حمله نظامی و آرماگدون:

اگرچه اسراییل و دست راستی هایش بر طبل حمله نظامی به تاسیسات غنی سازی ایران می کوبند اما واقع گرایان سیاست خارجی ایلات متحده و اتحادیه اروپا می دانند نه تنها  حمله به ایران به علت توان بازدارندگی ایران و متحدانش در عراق و لبنان و حتی افغانستان تبعات امنیتی شدیدی برای آنها پدید می آورد بلکه اقتصادهای ضعیف شده  آنها که تحت تاثیر بحرانهای بین المللی اقتصادی بوده است توان شوک جدید نفتی و هزینه های سنگین نظامی را نخواهد داشت.از سوی دیگر تحلیلگران غربی براین باورند که حمله به تاسیسات هسته ای  ایران زمینه را برای خروج ایران از ان پی تی و هم چنین  توسعه فعالیتهای مخفیانه و زیرزمینی هسته ای فراهم می کند.

اگرچه اسراییل و دست راستی هایش بر طبل حمله نظامی به تاسیسات غنی سازی ایران می کوبند اما واقع گرایان سیاست خارجی ایلات متحده و اتحادیه اروپا می دانند نه تنها  حمله به ایران به علت توان بازدارندگی ایران و متحدانش در عراق و لبنان و حتی افغانستان تبعات امنیتی شدیدی برای آنها پدید می آورد

جنگ فرا مدرن  در برابر توان هسته ای ایران:

به نظر می رسد روشهای کلاسیک جنگ سخت و دیپلماسی کلاسیک غربی هیچ کدام دربرابر توان رو به رشد هسته ایران کارایی نداشته و طرف غربی و سیاست سازان آن به دنبال مدل دیگری برای هدف اصلی غرب یعنی توقف برنامه هسته ای در ایران و ایجاد اختلال در آن بودند. رژیم صهنویستی به نظر می رسد با توجه توانایی های فنی و اطلاعاتی خود و هم چنین انگیزه منطقه ای بالاتر در این جنگ فرامدرن نقش محوری را بازی می کند.این جنگ فرامدرن علیه ایران هسته ای دارای دو جبهه است:

1-جاسوس بازی و کرم رایانه ای استاکس نت:

ویروس

اولین جنبه این جنگ فرامدرن که نسبتی با جنگهای قرن بیستمی ندارد جنگ سایبری است. در ۳۱ تیرماه گذشته، شرکت سیمانتک، یکی از بزرگترین تولیدکننده های ضد ویروس جهان، گزارشی منتشر کرد که حکایت از آلودگی کامپیوترهای جهان به کرمی به نام استاکس نت داشت. نکته قابل توجه این گزارش، آماری است که نشان می دهد ۶۰ درصد از آلودگی های این کرم درجهان، از آی پی های کاربران ایرانی ارسال شده است. استاکس نت سیستم های کنترل صنعتی است. البته کارشناسان شرکت زیمنس آلمان دریافتند که این کرم، برنامه سیستم‌های کنترل صنعتی زیمنس به نام اسکادا را هدف قرار داده است.

اسکادا در کارخانه های تولیدی، نیروگاه‌های برق ، تصفیه‌خانه‌های آب، صنایع نفت و گاز و برخی از آزمایشگاه های پیشرفته استفاده می شود. رم استاکس نت پس از رسیدن به این سیستم‌ها، شروع به جمع آوری اطلاعات محصولات آن کارخانه، روند تولید و حتی اطلاعات ذخیره موجود در سیستم می کند. سپس از طریق اتصال به اینترنت اطلاعات را به مقصد نامعلومی ارسال می کند. ایران با گزارش حدود ۵۹ درصد آلودگی، با اختلاف زیادی بالاتر از رقیب بعدی خود اندونزی با بیش از ۱۸ درصد آلودگی قرار گرفته است.این موضوع سبب شده است بسیاری از کارشناسان، ایران را هدف اصلی طراحان این کرم جاسوس بدانند.

دیروز دکتر  احمدی نژاد در کنفرانس خبری در تهران خرابکاری در سانتریفیوژهای غنی سازی اورانیوم ایران را تایید کرد.

او گفت این خرابکاری که با قرار دادن برنامه هایی درقسمت های الکترونیکی سانتریفیوژها درگذشته صورت گرفته، توسط کارشناسان شناسایی شده و مشکل رفع گردیده است و کارشناسان راههای خرابکاری در آینده را بسته اند.به نظر می رسد این حمله توسط این کرم انجام شده باشد. کارشناسان معتقدند که استاکس نت حداقل دو هدف صنعتی دارد. یکی از آنها سانتریفیوژهای غنی سازی اورانیوم است که آقای احمدی نژاد به آن اشاره کرده است؛ دومی می تواند توربینی در نیروگاه اتمی بوشهر باشد.

2- دانشمندان هدف تروریستها در تهران :

فاز دوم این جنگ فرامدرن علیه  دانشمندان هسته ای به عنوان مغزافزار برنامه هسته ایران صورت می گیرد.سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی غرب برای توقف برنامه هسته ای ایران نیازمند از بین بردن مغزافزارها و نه سخت افزارهاست. دانشمندان فیزیک و فیزیک هسته ای که با برنامه صلح آمیز اتمی ایران همکاری می کنند مهم ترین هدفهای سرویسها یا برای جذب و فرار از کشور و یا ترور و حذف فیزیکی هستند.

سرویسهای اطلاعاتی غربی و یا صهیونیستی دریافته اند که توقف دیپلماتیک و یا نظامی برنامه هسته ایران غیر ممکن

ترور

 است و لذا می باید به سراغ سازندگان این برنامه رفت.در واقع هدف ویروس استاکس نت و ترورهای دیروز تهران عملا یکی است.کارشناسان امنیتی  با توجه  به تشابهاتی که مابین نوع ماده انفجاری به کار رفته در ترور‌های دیروز با ترور عماد مغنیه در دمشق تا ترور دکتر علیمحمدی دانشمند هسته ای دیگر در سال گذشته وجود دارد  به سر نخهای مهمی و قابل توجهی دست یافته اند.

در واقع سیستم شهادت عماد مغنیه و این سه دانشمند ایرانی مشابه با هم طراحی و عملیای شده است که رژیم صهیونیستی را به عنوان مهم ترین متهم معرفی می کند.

سخن آخر:

اگرچه مدتهاست سخن از شکلهای جدید قدرت و جنگ در کشور ما مطرح شده است و سخن از جنگهای نرم و ... مطرح است اما بی توجهی به تهدیدات جدید عینی امنیتی که برنامه هسته ای ایران را واقعا و عملا مورد تهدید و هجمه قرار داده است نتایج تاسف باری مانند از دست دادن سرمایه های گرانقدر انسانی کشورمان را موجب شده است.به نظر می رسد سیستمهای امنیتی و اطلاعاتی کشورمان می بایست ضمن تمرکز بیشتر بر این تهدیدات که اشکالی جدید یافته است راهبردهای عملیاتی را برای مبارزه با آن طراحی و اجرا کنند. حفاظت فیزیکی از سرمایه های انسانی این مرز وبوم و دانشمندان هسته ای و ارتقا امنیت شبکه های رایانه ای از حداقل اقدامات بازدارنده در این زمینه است.

سید حسین زرهانی                 گروه جامعه و ارتباطات

سپید و سیاه-محمد اصفهانی

(پخش در ادامه مطلب)

سپید و سیاه-محمد اصفهانی

شب سردی است و من افسرده..راه دوری است و پایی خسته!!

تیرگی هست و چراغی مرده..می كنم تنها از جاده عبور!!

دور ماندند ز من آدم ها..سایه ای از سر دیوار گذشت!!

غمی افزون مرا بر غم ها..فكر تاریكی و این ویرانی!!

بی خبر آمد تا با دل من..قصه ها ساز كند پنهانی!!

نیست رنگی كه بگوید با من..اندكی صبر سحر نزدیك است!!

هر دم این بانگ بر آرم از دل..وای این شب چقدر تاریك است!!

خنده ای كو كه به دل انگیزم؟!..قطره ای كو كه به دریا ریزم؟!..

صخره ای كو كه بدان آویزم؟!..مثل این است كه شب نمناك است!!

دیگران را هم غم هست به دل..غم من لیك غمی غمناك است!!


کاش وقتی زندگی فرصت دهد گاهی از پروانه ها یادی کنیم.....

کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت کردن شادی کنیم....

کاش وقتی آسمان بارانیست اززلال چشمهایش تر شویم....

کاش شب وقتی تنها میشویم با خدای یاس ها خلوت کنیم....

کاش بین ساکنان شهر عشق رد پای خویش را پیدا کنیم.....

کاش با الهام از وجدان خویش یک گره از کار ه دلها وا کنیم......

کاش رسم دوستی را ساده تر مهربانی تر آسمانی تر کنیم......

کاش در نقاشی دیدار مان شوق ها را ارغوانی تر کنیم.......

کاش وقتی شا پرک ها تشنه اند ما به جای ابر ها گریان شویم.....

ادامه نوشته

استانداردترین تست شخصیت شناسی

۱) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

الف _ صبح،

ب- عصر و غروب،

ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه می روید؟ 

الف _ نسبتاً سریع، با قدم های بلند، 

ب- نسبتاً سریع، با قدمهای کوتاه ولی تند و پشت سر هم،

ج _ آهسته تر، با سری صاف روبرو،

د _ آهسته و سربه زیر، ه- – خیلی آهسته

۳) وقتی با دیگران صحبت می کنید؛

الف _ می ایستید و دست به سینه حرف می زنید، 

ب- دستها را در هم قلاب می کنید، 

ج _ یک یا هر دو دست را در پهلو می گذارید،

د _ دست به شخصی که با او صحبت می کنید، می زنید،

و ه-_ با گوش خود بازی می کنید، به چانه تان دست می زنید یا موهایتان را صاف میکنید

۴) وقتی آرام هستید، چگونه می نشینید؟

الف _ زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،

ب- چهارزانو،

ج _ پای صاف و دراز به بیرون،

د _ یک پا زیر دیگری خم

۵) وقتی چیزی واقعاً برای شما جالب است، چگونه واکنش نشان می دهید؟

الف _ خنده ای بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،

ب _ خنده، اما نه بلند،

ج _ با پوزخند کوچک،

د _ لبخند بزرگ،

ه_ لبخند کوچک

۶) وقتی وارد یک میهمانی یا جمع می شوید؛

الف _ با صدای بلند سلام و حرکتی که همه متوجه شما شوند، وارد می شوید

ب _ با صدای آرامتر سلام می کنید و سریع به دنبال شخصی که می شناسید، می گردید

ج _ در حد امکان آرام وارد می شوید، سعی می کنید به نظر سایرین نیایید

 ۷) سخت مشغول کاری هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلی یا شخصی آن را قطع می کند؛

الف _ از وقفه ایجاد شده راضی هستید و از آن استقبال می کنید

ب _ بسختی ناراحت می شوید

ج _ حالتی بینابین این ۲ حالت ایجاد می شود

۸) کدامیک از مجموعه رنگ های زیر را بیشتر دوست دارید؟

الف- قرمز یا نارنجی

ب- سیاه

ج- زرد یا آبی کمرنگ

د- سبز

ه- آبی تیره یا ارغوانی

و- سفید

ز- قهوه ای، خاکستری، بنفش

۹) وقتی در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتی دراز می کشید؟

الف- به پشت

ب- روی شکم (دمر)

ج- به پهلو و کمی خم و دایره ای

د- سر بر روی یک دست

ه- سر زیر پتو یا ملافه…

۱۰) آیا شما غالباً خواب می بینید که:

الف- از جایی می افتید.

ب- مشغول جنگ و دعوا هستید.

ج- به دنبال کسی یا چیزی هستید..

د- پرواز می کنید یا در آب غوطه ورید.

ه- اصلاً خواب نمی بینید.

و- معمولاً خواب های خوش می بینید

امتیازات

سؤال اول: الف(۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)

سؤال دوم: الف (۶امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال سوم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)

سؤال چهارم: الف (۴ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)

سؤال پنجم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ ا متیاز)

سؤال ششم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)

سؤال هفتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)

سؤال هشتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)

سؤال نهم: الف (۷ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال دهم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، و (۱ امتیاز)

خب، امتیازهایتان را جمع زدید… عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.

نتیجه گیری

* اگر امتیاز شما بالای ۶۰ است: دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بی نهایت سلطه جو می دانند، گرچه شما را تحسین می کنند و به ظاهر می گویند«کاش من جای تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه ای عمیق و دوستانه بی میل و فراری هستند. 

* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید: بدانید دوستان شما را تحریک پذیر می دانند، بدون فکر عمل می کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته می شوید ، علاقه مند به رهبری جمع و تصمیم گیریهای سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمی آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره می دانند. کسی که همه چیز را تجربه و امتحان می کند، از ماجراجویی لذت می برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر هیجانات توسط شما، از همراهی تان لذت می برند.

* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید: به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب می بینند.

شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتاری خوبی بهره مند هستید. فردی مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر می رسید. قادر هستید به موقع باعث شادی و خوشی دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزومبهترین کمک بر اعضای گروه هستید.

* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد: بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید.. همه می دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگی با دیگران باب دوستی را باز نمی کنید. اما اگر با کسی دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست می شوید اما سخت تر دوستی ها را رها می کنید. 

* از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز : در نظر سایرین فردی زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهی اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بی نهایت ملاحظه کار به نظر می رسید. زحمتکشی که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش می کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه ای و آنی هرگز نظر نمی دهد. دیگران می دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را می سنجید و سپس تصمیم می گیرید.

* و اگر کمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتی، عصبی و آدمی شکاک و دودل می دانند شخصی که همیشه سایرین به عوض او فکر می کنند، برایش تصمیم می گیرند و از او مراقبت می کنند. کسی که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهای گروهی و ارتباط با افراد دیگر را ندارد!


امتیاز من ۵۰ بود

نگاه می کنم (حامی)

(پخش در ادامه مطلب)

نگاه می کنم (حامی)

وقتی ستاره میشکفه تو دست سرخ پنجره

وقتی شب از حادثه ی بارون و بوسه میگذره

وقتی سکوت سایه ها آینه به آینه میشکنه

وقتی که خورشید میره و دریا رو آتیش می زنه

فقط نگاه می کنم ، فقط نگاه می کنم

به یاد تو شبو پر از اندوه ماه می کنم

وقتی سحر پر میشه از ناز نگاه نسترن

وقتی تو جشن گم شدن پرستوها پر می کشن

انگار دوباره لحظه ها آبی و رویایی میشن

دوباره تو دل دل شب قصه شروع میشه و من

فقط نگاه می کنم ، فقط نگاه می کنم

به یاد تو شبو پر از اندوه ماه می کنم

به من ترانه ای بده از صبح پرواز و نیاز

از اشک و شبنم و نسیم دنیای تازه ای بساز

به من دوباره پل بزن معجزه ی رنگین کمون

که من بدون تو به شب ، به سایه ، به آسمون

فقط نگاه می کنم ، فقط نگاه می کنم

به یاد تو شبو پر از خورشید و ماه می کنم

خواننده و آهنگساز : حامی

ترانه سرا : بابک صحرایی

تنظیم کننده : رضاتاج بخش

ادامه نوشته

فرا رسیدن عید غدیرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک . . .

http://www.taknaz.ir/news_cats_60.html  

غدیر عید همه عمر با على بودن

غدیر آینه‏دار على ولى الله ست  

غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر

غدیر نقش ولاى على به سینه ماست  

غدیر یک سند زنده ، یک حقیقت محض

غدیر از دل تنگ رسول عقده گشاست            

غدیر صفحه تاریخ وال من والاه

غدیر آیه توبیخ عاد من عاد است  

هنوز لاله اکملت دینکم  روید

هنوز طوطى اتممت نعمتى گویاست            

هنوز خواجه لولاک را نداست بلند

که هر که را که پیمبر منم ، على مولاست            

بگو که خصم شود منکر غدیر ، چه باک

که آفتاب، به هر سو نظر کنى پیداست          

چو عمر صاعقه، کوتاه باد دورانش

خلافتى که دوامش به کشتن زهراست

شگفت انگیزترین پدیده های طبیعت

 شفق های قطبی:

www.IranFars.ir گروه ایران فارس

بی شک یکی از تماشایی ترین و با شکوه ترین پدیده های طبیعی جهان، شفق قطبی یا همان "نور قطب شمال" است. این پدیده حیرت انگیز از زمانی که اولین بار کشف شد، انسان ها را به حیرت و شگفتی وا داشته است.

شفق های قطبی زمانی روی می دهند که خورشید ذرات بارداری را (یون) با سرعت 300  الی 1200 کیلومتر در ثانیه راهی زمین می کند. این ذرات باردار با هم ابر پلاسما را تشکیل می دهند و مجموع ابرهای پلاسما را بادهای خورشیدی می نامند. هنگامی که بادهای خورشیدی با میدان مغناطیسی زمین برخورد می کنند، این میدان ذرات باردار را به سمت لایه یونیسفر، یکی از لایه های بالای اتمسفر سوق می دهد. در آنجا ذرات خورشیدی با گازهای موجود در یونیسفر ادغام شده و پدیده ی شفق قطبی را به وجود می آورند.

2ـ ابرهای ماماتوس

www.IranFars.ir گروه ایران فارس

این نوع ابرها در سطح تحتانی مرکز دیگر ابرها تشکیل می شوند. ابرهایی هستند که همیشه با شرایط جوی ناپایدار و اغلب توفانی همراه می شوند. شکل ظاهری این ابرها حاصل کیسه هایی از هوای سرد اشباع شده است که به سرعت از سطح ابرهای توفانزا پایین افتاده و تصویری مانند برآمدگی های مواج در قسمت تحتانی ابر ایجاد می کند.

3ـ کشند قرمز

www.IranFars.ir گروه ایران فارس

کشند قرمز یا «شکوفایی جلبکی» پدیده ی طبیعی است که در اثر یک نوع جلبک میکروسکوپی به وجود می آید. هنگامی که این موجودات زنده در تراکم بالا تولید شوند، موجب پدیدار شدن توده های قرمز رنگی در سطح آب می شوند. این موجودات در برخی موارد سم کشنده ای را تولید می کنند که موجب مرگ آبزیان و پرندگان می شود. این سم می تواند به انسان نیز آسیب برساند.

4ـ میخ های یخی

www.IranFars.ir گروه ایران فارس

میخ های یخی در کوه های یخی در اندازه های مختلف یافت می شوند. هنگامی که خورشید به سطح برف می تابد، سوراخ های کوچکی را در آن ایجاد می کند. این سوراخ در اثر تابش بیشتر نور عمیقتر شده و میخ های یخی را به وجود می آورند.

5ـ سنگ های متحرک

www.IranFars.ir گروه ایران فارس

سنگ های متحرک یکی از جاذبه های پارک ملی Death valley در بیابان نوادا آمریکا هستند که مدت ها مایه شگفتی دانشمندان بوده اند. نظریه های بسیاری برای توضیح حرکت این سنگ ها وجود دارد.

 بسیاری از دانشمندان معتقدند که سطح لغزنده و گلی این بیابان و وزش باد موجب حرکت خود به خودی سنگ ها می گردد. اما از نظر محاسبات فیزیکی این نظریه قابل قبول نیست چرا که برای حرکت این سنگ بادهایی با سرعت صدها کیلومتر در ساعت لازم است که در این بیابان چنین بادهایی نمی وزد.

6ـ سوپر سل (supercell)

www.IranFars.ir گروه ایران فارس

سوپرسل نوعی توفان شدید است که معمولا قبل از وقوع گردباد پدیدار می شوند، این نوع توفان ها در سراسر جهان قابل وقوع هستند اما اغلب در منطقه ی Great plains آمریکا به وجود می آیند.

7ـ گرداب آتش

www.IranFars.ir گروه ایران فارس

گرداب یا گردباد آتش پدیده ی بسیار نادری است که در آن آتش ـ بسته به دمای هوا و جریان باد ـ از سطح زمین ارتفاع می گیرد و یک گرداب آتش را پدید می آورد. گرداب های آتش می توانند به ارتفاع 200 فوت نیز برسند اما تنها چند دقیقه به طول می انجامند.

8ـ حلقه های یخی

www.IranFars.ir گروه ایران فارس

حلقه های یخی نیز پدیده ی نادر هستند که به گفته ی دانشمندان تنها در کشورهای سرد رخ می دهند. این پدیده زمانی اتفاق می افتد که مرکز یک دریاچه یخ می زند و جریان ملایم آب، یخ را به شکل دایره در می آورد.

9ـ ابرهای مواج

www.IranFars.ir گروه ایران فارس

این ابرها زمانی تشکیل می شوند که لایه ای از هوای مرطوب هنگام عبور از سطح زمین مرتب بالا و پایین می شود و در نتیجه باعث شکل گرفتن رشته ای از ابرهای عدسی شکل باریک روی پوسته ی این امواج جوی می شود.

 

حمید علیمی-ای ساربان آهسته ران

(پخش در ادامه مطلب)

اي ساربان آهسته ران آرام جان گم كرده ام (حميد عليمي)

ای ساربان آهسته ران                   آرام جان گم کرده ام

آخر شده ماه حسین                     من میزبان گم کرده ام

در میکده بودم ولی                        بیرون شدم ازغافلی

ای وای ازاین بی حاصلی                عمر جوان گم کرده ام

پایان رسد شام سیه                       آید حبیب من ز ره

اما خدا حالم بدین                          من یار را گم کرده ام

 وای از این غوغای دل                      از دلبرم هستم خجل

وقت سفر ماندم به گل                    من کاروان گم کرده ام

نعمت فراوان دادیم                          منت به سر بنهادیم

اما ببین نامردیم                            صاحب زمان گم کرده ام

من عبد کوی عشقم                      من شاه را گم کرده ام

  آقا تو را گم کرده ام

دل بشکنین نامه چنین                   با خون دل ای مه جبین

اما ببین بخت مرا                           نامه رسان گم کرده ام

شرمنده ام اما بگم                         آقا تو را گم کرده ام

ادامه نوشته

روش ساده برای زندگی رویایی

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد.فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید.

در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است.

هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.

سلامتی:

۱- آب فراوان بنوشید.

۲- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید..

۳- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

۴- بااین ۳ تا E زندگی کنید:

 Energy              (انرژی)

Enthusiasm         (شورواشتیاق)

Empathy             (دلسوزی و همدلی).

۵- از ورزش کمک بگیرید.

۶- بیشتر بازی کنید.

۷- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

۸- روزانه ۱۰ دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

۹- ۷ ساعت بخوابید.

۱۰- هر روز ۱۰ تا ۳۰ دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

شخصیت:

۱۱- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

۱۲- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

۱۳- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

۱۴- خیلی خود را جدی نگیرید.

۱۵- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

۱۶- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

۱۷- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

۱۸- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

۱۹- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

۲۰- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید…

۲۱- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

۲۲- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

۲۳- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.

۲۴- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد. 

جامعه:

۲۵- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

۲۶- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

۲۷- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

۲۸- زمانی را با افراد بالای ۷۰ سال و زیر ۶ سال بگذرانید.

۲۹- سعی کنید حداقل هر روز به ۳ نفر لبخند بزنید.

۳۰- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

۳۱- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

زندگی:

۳۲- کارهای مثبت انجام دهید.

۳۳- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

۳۴- عشق درمان‌گر هر چیزی است.

۳۵- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

۳۶- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

۳۷- مطمئن باشید که بهترین هم می‌آید.

۳۸- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از هستی تان شاکر باشید.

۳۹- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:

۴۰- لطفا این موارد را به هر کسی که می شناسید، بفرستید.                                          

  کمک کنید تا پیامهای مثبت همیشه در جهان جاری باشد و بازتاب آنرا در زندگیتان ببینی

ادامه نوشته

آشنایی با 25 ابزار کاربردی گوگل

استفاده ناکارآمد از اینترنت و تکنولوژی دغدغه امروز بشر به شمار می رود و بدون شک یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما در برابر پدیده اینترنت، عدم آشنایی با کاربرد های فوق العاده کارآمد آن است .

اغراق نیست اگر بگوییم بیش از 70 درصد از زمانی که کاربران ایرانی در اینترنت می گذارند فاقد هرگونه استفاده علمی و یا دارای ارزش اقتصادی برای آن ها است. مشکل، زمانی حادتر می شود که بپذیریم حتی جامعه دانشگاهی و پژوهشگران ما هم به درستی نمی دانند با اینترنت چه کنند.

شاید بتوان گفت امروز گوگل قلب اینترنت است و در ادامه مطلب شما می توانید ۲۵ ابزار گوگل را جهت پیشبرد پروژه هاتان مشاهده کنید:
۱ : Google Scholar :
گوگل اسکالر یکی از ابزارهای پژوهشی گوگل جهت جستجوی مقالات تخصصی از بین صفحات مجموعه مجلات و پایگاه های علمی مختلف و البته با رعایت کلیه ملاحظات قانونی نشریات معتبر دنیاست. شما می توانید جهت نوشتن مقاله یا مطالعه مقالات دیگران از این منبع عظیم استفاده کنید.

۲ : Google Patents :
آیا تا به حال به این فکر کرده اید که با مجموعه ای بی نظیر از اختراعات آشنا بشوید، اگر دوست دارید اختراعات بشری را تا امروز ببینید، گوگل پتنتز شما را با میلیون ها اختراع ثبت شده جهانی آشنا می کند. اگر تاکنون روی لینک کلیک نکرده اید، پیشنهاد می کنم خودتان را  از دیدن این همه تصویر و نمودار دیدنی محروم نکنید.

۳ : Google Books :
احتمالا با آن همه سر و صدایی که سر قوانین کپی رایت گوگل بوک به وجود آمد، قبلا با آن آشنا شدیده اید، هزاران نسخه کپی شده کتاب هایی که رویای خواندن خیلی از آن ها برای ما ایرانی ها فقط در گوگل بوک قابل تصور است.

ایجاد کتابخانه های شخصی و جستجو در بین موضوع بندی های فوق العاده گوگل، تنها امکانات ابتدایی ابزاری است که مطمئنا لذت داشتن یک کتابخانه آنلاین نامحدود را تحقق می بخشد.

۴ : Google News Archive Search :
تاریخ همیشه بهترین مفسر زمان است. با این ابزار گوگل در زمان سفر کنید و در آرشیو اخبار دنیا گشت و گذار کنید. گاهی گشت و گذار در اخبار 200 سال گذشته ما را با حقیقت خیلی از امور آشنا می کند.

۵ : U.S. Government Search :
این هم یکی دیگر از ابزارهای جستجوی خاص گوگل که البته بیشتر به درد ساکنان ایالات متحده می خورد و برای جستجو در اسناد و وب سایت ها دولتی به کار می رود.

۶ : Google Custom Search Engine :
جستجوی پیشرفته در
موتور جستجوی گوگل شاید بتواند تمام نیازهای تحقیقی شما را برطرف کند، متاسفانه ایرانی ها کمتر با این ابزار آشنایی دارند، قابلیت اختصاصی کردن موتور جستجو گوگل از دیگر امکانات این ابزار است.

۷ : Web History :
از ابزارهای هوشمند گوگل برای شخصی سازی کردن جستجوهای شما ایجاد شده است. ایده کار خیلی ساده است. ردپای شما در نت نشانگر علاقه مندی های شماست و گوگل با استفاده از همین ردپا مسیر های احتمالی دلخواه شما را برای آینده حدس می زند.

۸ : Google Code Search :
جستجوگر اختصاصی و البته ممنوعه! کدسورس های متنوع از سر تا سر وب. نمایشی دلپذیر از مجموعه هایی رویایی برای تمامی برنامه نویسان و توسعه دهندگان وب است. البته به درد پروژه های دانشجویی بچه های کامپیوتر نیز می خورد. البته اگر کپی پیست تنها نباشد!

۹ : Google Mobilizer :
یکی از راه هایی که به شما کمک می کند تا بتوانید در تمام مکان ها از وب و صفحات استفاده کنید، گوگل موبایلز است. اما آیا تابه حال پیش آمده در هنگام استفاده از تلفن همراه با صفحات ناسازگار وب برخورد کنید. این امکان گوگل به شما کمک می کند تا هر صفحه ای از وب را به صورت ایده آل در گوشی های مختلف ببینید. حالا شما می توانید در هر زمان و مکانی به صفحاتی دل پذیر دسترسی داشته باشید.

۱۰ : Notebook :
من که همیشه از داشتن یک دفتر یادداشت همیشه همراه با امکانات عالی لذت برده ام. شما چطور؟

۱۱ : SketchUp :
اگر شما از جمله دانشجویان رشته های مهندسی مانند معماری هستید که  این مطلب را می خوانید  می توانید از این به بعد طراحی و ساخت مدل های سه بعدی تان را هم در امپراطوری گوگل انجام دهید.

۱۲ : Alerts :
ممکن است حوزه پژوهشی کار شما مستلزم دریافت اطلاعات به روز در موضوع خاصی باشد، یک از سورپرایز دیگر گوگل، "گوگل آلرتز" است ! با استفاده از این ابزار چنانچه در موضوع مشخص شده اطلاعاتی منتشر شود شما اولین نفری خواهید بود که از آن مطلع می شوید. فکر کنید تمامی فیدهای دنیا را جمع کردند و شما براساس موضوع دلخواهتان اطلاعات به دست می آورید.

۱۳ : Desktop :
هر چیزی که نیاز دارید در جلوی چشمان شماست. دسترسی آسان به همه ابزارهای مورد استفاده در نزدیک ترین مکان ممکن یعنی دسکتاپ شما، مطمئنا بر سرعت انجام تحقیقاتتان  کمک خواهد کرد.

۱۴ : Google Pack :
مجموعه ای از
نرم افزارهای گوگل را می توانید در این بخش به صورت یک پکیج دانلود کنید.


۱۵ : iGoogle :
ابزاری جهت شخصی سازی سرویس های گوگل به شمار می رود، شما می توانید جیمیل، گوگل باز و صفحه فیس بوکتان را در اینجا جمع کنید و چک کنید. علاقه مندی های محقق است.

۱۶ : Browser Sync :
آیا شما هم از جمله افرادی هستید که از
مرورگر محبوب فایرفاکس استفاده می کنند؟! از این افزونه مطمئنا لذت خواهید برد.

۱۷ : Base :
محتوای پژوهشی خود را در وب بارگذاری و آن را با جهانیان با اشتراک بگذارید. لذت به اشتراک گذاری همواره با یادگیری همراه است.

۱۸ : Web Accelerator :
امکانی ویژه از گوگل که با استفاده از آن می توانید سرعت دسترسی خود را به صفحات وب افزایش دهید.

۱۹ : Google Docs :
یک امکان عالی دیگر از گوگل برای ایجاد و مدیریت آنلاین مستندات شما، با قابلیت تنظیمات و شخصی سازی هر چه بیشتر و البته به اشتراک گذاری آن در بین گروه های کاربری گوگل داکز است.

۲۰ : Send to Phone :
یکی از برترین سرویس های ارسال پیامک از طریق وب به تلفن های همراه که البته فقط در ایالات متحده قابل استفاده است و به درد کاربران ایرانی نمی خورد.

۲۱ : GrandCentral :
برقراری ارتباطات با تمامی نقاط دنیا با ارزانترین روش ممکن یکی از موضوعاتی است که در پیشبرد پروژه های تحقیقاتی بسیار تاثیر گذار است .

استفاده از این سرویس اگرچه بهترین و در دسترس ترین سرویس موجود در وب نیست و در حال حاضر صرفا به کاربران ایالت متحده سرویس می دهد، اما با توجه به امکانات عالی و البته پشتیبانی غول دنیای وب در پشت سرش رقیبی سرشناس برای فعالین این حوزه در آینده به شمار خواهد رفت.

۲۲ : Google Sites :
تا به حال به این فکر کرده اید که برای عرضه و اشتراک مطالب خود در قالب یک تیم پروژه با افرادی که دور از آن ها زندگی می کنید، استفاده از یک سایت می تواند روش سودمند برای تعامل بین اعضای تیم باشه. اگر دوست دارید با کمترین سواد فنی یک محیط تعاملی جذاب داشته باشید، می توانید سایت خود را در اینجا راه اندازی کنید.

۲۳ : GoogleTalk :
این همان یاهومسنجر گوگل است، البته به اسم گوگل تاک. کیفیت صوت آن از یاهو مسنجر بهتر است  و یک ابزار ابتدایی با کارکرد های فوق العاده برقراری یک ارتباط چند رسانه ای با هر نقطه از دنیا. بدون شک راه حلی ارزان و مطمئن برای تبادل اطلاعات علمی شما خواهد بود.

۲۴ : Pinyin IME :
محصول خاص برای افراد خاص. اگرچه این یکی از تاثیرگذارترین ابزار برقراری ارتباط در چین محسوب می شود و به نوعی یکی از پرکاربردترین محصولات گوگلی است اما در صورتی برای شما مفید واقع می شود که پروژه های تحقیقاتی شما به نوعی با بزرگترین صنعت رو به رشد دنیا در ارتباط باشد، بهترین راه حل برای برقراری ارتباط شما با دنیای زبان چینی و مترجمی که نیازهای زبانی شما را تا حدودی رفع می کند.

۲۵ : Babelplex :
اگرچه آخرین ابزار معرفی شده ما برای گوگل نیست ولی گوگل به خوبی از آن استفاده می کند. یک ابزار مترجم قوی برای واژگان تخصصی که بیش از ۲۹ زبان زنده دنیا را پشتیبانی می کند.

محسن چاوشی-آدمها(از آلبوم ژاکت)

محسن چاوشی-آدمها

(پخش آهنگ در ادامه مطلب)

طعنه به طعنه میگن و خسته نمیشن آدما

    با این همه زخم زبون مثل آتیشن آدما

                عروسی تو با کیه که من خبردار شدم

                                             کی اومدو چی گفت که من پیش چشات خوار شدم

                                           روز عروسی تو و  عزا گرفتنه منه تو شادی

                                              و ببین که غم چه جور دلم رو میشکنه

                                                       خیال نمیکرد دلم که بیخیال من بشی

                                                                     اما تو بیخیالی هام محال مال من بشی

                                               منتظرم نموندی تو ازدواج کردی

                                                   آتیش زدی به هستیم عشقو حراج کردی

                                           مرده ی خندهاتو به خاک غم سپردی

                                    رفتی و این قمارو از من ساده بردی

                             روا نبود که این جوری از دل تو جا بمونم

                    روا نبود با این همه تنهایی تنها بمونم

                            حیف دلم که پیش تو موندو به هیچکی دل نبست

        حیف دل صبور من که عاشقت بوده و هست

ادامه نوشته

انواع آدم هــا و شخصیتها

آدمهای مایع
شکل پذیرانِ سیال
در جام های رنگارنگ و دلفریب
مظروفِ ظرفهای ِ آنچه دیگران گفته اند
عوض میشوند، تغییر میکنند و شکلی نو می پذیرند
مهربانانی بی ادعا
دوستانی بی اعتراض
مریدانی بی پرسش ِ چرا
آدم هایی همیشه در آغاز ...

آدمهای جامد
شکل گرفتگان ِ بی انعطاف
قالبی برای تولید نمونه های مشابه
تغییر نمیکنند، فرسوده میشوند و صیقلی
همراهانی تا انتها
باور پذیرانی که خود باور میشوند
آدم هایی همیشه در پایان ...

آدمهای گاز
همه جایی ها و هیچ جایی ها
ظرف را پر میکنند و از ظرف سر میروند، بیرون و درون
تابع ِ اصل ناپایداری
تک رو هایی بی افسار
نظام ناپذیران ِ رها
بی شکل و بی تکلیف
خود را نفس میکشند
آدمهایی همیشه در ادامه ...

http://www.taknaz.ir/news_cats_67.html

اینکه گفته شد تقسیم بندی ذاتی آدم ها بود ؛ ولی از نظر اخلاقی آدم ها به سه دسته اند.
آدم های بزرگ، متوسط و كوچك که در مواردی بسیار بی شباهت به یکدیگرند!
آدم های بزرگ درباره ایده ها سخن می گویند
آدم های متوسط درباره چیزها سخن می گویند
آدم های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند
آدم های متوسط درد خودشان را دارند
آدم های كوچك بطورکلی بی دردند

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ دارد
آدم های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

آدم های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم های متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم های كوچك به دنبال كسب سواد هستند

آدم های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن بموقع برمی گزینند
آدم های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
آدم های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می گیرند

آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم های كوچك اصلا مسئله ای برای حل و فصل ندارند
گروه اینترنتی
پرشین استار | www.Persian-Star.org
و از نگاه معلم بزرگ انسانیت، زنده یاد دکتر علی شریعتی که با تقسیم بندی آدم ها به چهار دسته در مورد آنها اینگونه سخن می گوید :
دسته اول :

آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدم‌ها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم :

آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم :

آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم :

آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم هستند


شگفت‌انگیزترین آدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
http://www.taknaz.ir/news_cats_67.html

و چه زیبا آدمیت از زبان سعدی شیرین سخن هم چنین بیان شده که :

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به چشمست و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد
که همین سخن بگوید به زبان آدمیت

اگر این درنده خویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت
بدر آی تا ببینی طیران آدمیت

نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

راستی
؛
به خودمون بیائیم و قدری تامل کنیم که :
ما از کدام دسته آدم ها هستیم ؟!

15پاسخ جالب و پیچیده از امام باقر علیه السلام

مناظره امام باقر(ع) با طاووس یمانی
طاووس یمانی، یكی از شخصیت‎ها و پارسایان و عارف مسلكان معروف عصر امام سجّاد ـ علیه السلام ـ و امام باقر ـ علیه السلام ـ بود كه برای خود شاگردانی داشت كه به اصحاب طاووس معروف بودند.
ابوبصیر می‎گوید: با جمعی از دوستان، در محضر امام باقر ـ علیه السلام ـ ، در كنار كعبه نشسته بودیم، در این هنگام طاووس یمانی با جمعی از اصحابش به محضر امام باقر ـ علیه السلام ـ آمد و عرض كرد:
«آیا اجازه میدهی چند سؤال كنم»؟ امام باقر ـ علیه السلام ـ : بپرس.
1- طاووس: به من خبر بده در چه زمان یك سوم انسانها مردند؟
امام باقر ـ علیه السلام ـ : ای شیخ! اشتباه كردی. به جای این كه بگویی در چه زمانی یك چهارم انسانها مردند، گفتی یك سوم.
اما پاسخ سؤال این است: در آن هنگام كه قابیل برادرش را كشت، چهار نفر در زمین وجود داشتند كه عبارتند از: آدم و حوّا و هابیل و قابیل. با كشته شدن هابیل، به دست قابیل، یك چهارم آنها نابود شدند.
2- طاووس: آری من اشتباه كردم و تو درست فرمودی. اینك بفرما از آن دو نفر (قابیل و هابیل) كدام یك پدر انسانهای بعد شدند. قاتل یا مقتول؟
امام باقر ـ علیه السلام ـ : هیچ كدام؛ پدر انسانهای بعد، شیث بن آدم ـ علیه السلام ـ بود.
3- طاووس: چرا آدم آدم نامیده شد؟
امام باقر ـ علیه السلام ـ : زیرا طینت او از أدیم (روی) زمین برداشته شد.
4- طاووس: چرا حوا را حوا نامیدند؟
امام باقر ـ علیه السلام ـ : زیرا او از دنده حیّ (انسان زنده) یعنی دنده آدم آفریده شد.
5- طاووس: چرا ابلیس را ابلیس نامیدند؟
امام باقر ـ علیه السلام ـ : زیرا او از رحمت خدا مأیوس شد و قطع امید كرد. واژه ابلیس از «بَلَسْ» به معنای ناامیدی از رحمت خداست.
6- طاووس: چرا به جنّ، جنّ می‎گویند؟
امام باقر ـ علیه السلام ـ : زیرا جنیان پوشیده‎اند و دیده نمی‎شوند. (واژه جن به معنای مخفی و پوشیده است.)
7- طاووس: مرا از اول دروغی كه از صاحبش سر زد خبر بدهید.
امام باقر ـ علیه السلام ـ : آن دروغ از ابلیس بود كه (در برابر فرمان خدا به سجده كردن آدم سركشی كرد و) گفت: من بهتر از آدم هستم، زیرا مرا از آتش (درخشنده) آفریده‌ای و آدم را از گِل (تیره).
8- طاووس: آن قوم كه گواهی به حق دادند ولی دروغگو بودند چه كسانی هستند؟
امام باقر ـ علیه السلام ـ : آن قوم منافقانند كه به رسول گرامی ـ صلّی الله علیه و آله ـ گفتند: «گواهی می‎دهیم كه تو رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ هستی، ولی خداوند گواهی می‎دهد كه منافقان دروغگو هستند، (و به گفته خود اعتقاد ندارند(1)
9- طاووس: آن پرنده‎ای كه یك بار پرید، ولی قبل از آن و بعد از آن دیگر نپرید، و خداوند آن را در قرآنش یاد كرده چه بود؟
امام باقر ـ علیه السلام ـ : آن پرنده قسمتی از كوه طور بود كه خداوند آن را به پرواز در آورد، به طوری كه در فضا قرار گرفت و بر بنی اسرائیل سایه افكند. انواع عذاب در آن وجود داشت،‌ تا این كه بنی اسرائیل، تورات را پذیرفتند(2)
10- طاووس: آن رسولی كه نه از انسانها بود و نه از جنیان و نه از فرشتگان بود، و خداوند در قرآنش از آن یاد كرده چه بود؟
امام باقر ـ علیه السلام ـ : آن، كلاغ بود كه خداوند او را نزد قابیل فرستاد تا به او بفهماند كه چگونه جنازه برادرش هابیل را دفن كند(3)
11- طاووس: آن موجودی كه نه از جن و نه از انس و نه از فرشتگان بود و قوم خود را ترسانید و خداوند در قرآنش از او یاد كرده، چه بوده است؟
امام باقر ـ علیه السلام ـ : آن موجود، مورچه بود كه به قوم خود گفت:
«وارد لانه‎های خود شوید. تا سلیمان و لشگریانش از روی ناآگاهی، شما را پایمان نكنند(4)
12- طاووس: به من خبر بده از آن موجودی كه از انسان و جن و فرشتگان نبود و به او نسبت دروغ دادند، و خداوند در قرآن از او یاد كرده است.
امام باقر ـ علیه السلام ـ : آن حیوان، گرگی بود كه برادران یوسف ـ علیه السلام ـ به او نسبت دروغ دادند و گفتند «گرگ یوسف را خورد(5)
13- طاووس: به من خبر بده از چیزی كه اندكش حلال و بسیارش حرام است و خداوند از آن در قرآن یاد كرده است.
امام باقر ـ علیه السلام ـ : آن چیز، نهی حضرت طالوت (نماینده حضرت موسی ـ علیه السلام ـ) بوده كه به لشگر خود گفت: «از آب این نهر جز اندكی (به اندازه یك كف دست) نیاشامید(6)
14- طاووس: صلاتی كه نداشتن وضو، و روزه‎ای كه خوردن و نوشیدن به آن صدمه نمی‎زند كدام است؟
امام باقر ـ علیه السلام ـ : صلات بی‎وضو، صلوات بر پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله ـ است، و روزه‎ای كه خوردن و نوشیدن به آن صدمه نمی‎زند، روزه سكوت حضرت مریم ـ سلام الله علیها ـ است كه گفت: من برای خداوند نذر كرده‎ام كه روزه بگیرم بدین ترتیب كه با كسی سخن نگویم(7)
15- طاووس: آن چیزی كه كم و زیاد می‎شود؟ آن چیزی كه زیاد می‎شود ولی كم نمی‎گردد، و آن چیزی كه كم می‎شود ولی زیاد نمی‎شود چیست؟
اما باقر ـ علیه السلام ـ : آن موجودی كه كم و زیاد می‎شود، ماه است.
و آن چیزی كه زیاد می‎شود و كم نمی‎شود، آب دریا است. و آن چیزی كه كم می‎شود و زیاد نمی‎گردد عمر است(8)
به این ترتیب امام باقر ـ علیه السلام ـ به پانزده سؤال پیچیده و معنا گونه طاووس یمانی پاسخ فرمود و حاضران را از جواب خود مات و مبهوت ساخت.

در لحظات مختلف زندگی ...آموزنده !!

در لحظه شادی ، پروردگار را ستایش کن.

حمد و سپاس مخصوص اوست و هیچکس و هیچ چیز در مرتبه او شایسته ثنا نیست.

در لحظه سختی , فقط از خداوند کمک بخواه.

 او بهترین فریادرس است و  همیشه  با  تو  و در  کنار توست.

 همانگونه که وقتی موسی(ع) را برای رهایی مردم از بردگی فرستاد , یا هنگامی که اسحاق , سرزمین موعود را به خاطر گرسنگی و قحطی ترک کرد به ایشان فرمود : من با شما هستم.

در لحظه گمراهی و حیرانی , فقط خدا را جست و جو کن.

 او هدایت گر به سوی نعمت هاست. راه درست را از او بخواه چراکه تنها او از نهان و پیدا باخبر است.

در لحظه آرامش , معبود را مناجات کن.

او تنها اجابت کننده دعاهاست. برا همه دعا کن به خصوص برای کسانی که با تو مشکل دارند.

و در آخر , مثل من برای خواسته های خودت دعا کن , او همه را گوش می کند.

در لحظه ناامیدی , امیدت به خدا باشد.

 او امید ناامیدان است و همیشه به یاد داشته باش که این نیز بگذرد.

در لحظه تنهایی , پروردگار را صدا بزن.

 او هیچ وقت بنده اش را تنها نمی گذارد. همین الان می توانی حضورش را در کنارت حس کنی.

فقط کافی است صدایش بزنی. او تنها یار تنهایــیــهــاست.

در لحظه نیاز , حاجت خود را از درگاه خالق هستی طلب کن.

زیرا , نتیجه طلب از خلق اگر روا شود منت است و اگر نه ذلت , در حالی که طلب ار خالق برآورده شود نعمت است و اگر نه حکمت. و به خاطر داشته باش که او بی نیاز مطلق است.

در لحظه های دردناک، به خدا اعتماد کن.

او هرگز پشت تو را خالی نمی کند. برای هر دردی درمانی اندیشیده است.

در لحظه موفــقیت , از خدا فزونی ایمان بخواه.

 و بدان که این مرحله پایان راه نیست بلکه آغازیست برای برداشتن گامهای بعدی.

در هر قدم او را به یاد داشته باش و در هر مرحله بر ایمان خود بیفزا.

در لحظه دلشکستگی , دلت را به خدا بده.

او بهترین مونس است , همیشه برای تو وقت دارد و هیچگاه دل تو را نمی شکند.

در لحظه عاشقی , خالق عشق را در نظر داشته باش.

باید از عشق زمینی به عشق آسمانی رسید.

در لحظه نگرانی و دلواپسی , از ذکرش غافل نشو.

یاد خدا آرام بخش دلـهاست. همه چیز در حیطه قدرت و کنترل اوست.

پس توکلت فقط به خدا باشد. کارها را به او بسپار تا زمان انتظار به آخر رسد.

در لحظه پیروزی , از معبود , تواضع و فروتنی طلب کن.

از غرور بپرهیز که بزرگترین اشتباه است.

در لحظه شکست , مطمئن باش که خدا دست تو را گرفته.

و نمی گذارد که زمین بخوری مگر آنکه خودت دست او را رها کنی.

هر شکستی باید مقدمه ای برای پیروزی باشد.

در لحظه ضعف وناتوانی , از خالق مطلق توانایی بخواه.

هیچ چیز برای او غیر ممکن نیست.

در لحظه کار، به خدا تکیه کن.

او محکم ترین تکیه گاه و پشتیان است. هرکاری را با نام او شروع کن.

بکوش , پشتکار داشته باش , سپس همه چیز را به او واگذار کن.

خداوند فرمود : حرکت از تو برکت از من.

در لحظه تاریکی , با نور کلامش دلت را روشن کن.

 و آن را مایه برکت و روشنایی زندگی خود قرار بده.

در لحظه پریشانی , به خدا پناه ببر که او امن ترین پناهگاه است.

در لحظه دلتنگی , با معبود خود راز و نیاز کن. او دانای اسرار نهان و محرم رازهاست.

 

آزمونی برای تعیین تیپ شخصیت شما

انواع و اقسام پرسشنامه‌های شخصیتی معتبر وجود دارند که می‌توانند ته‌وتوی شخصیت شما را بریزند روی کاغذ و شما را در شناخت بهتر خودتان یاری دهند. اما جالبی پرسشنامه‌ی زیر به این است که علاوه بر رو کردن برخی ویژگی‌های شخصیتی‌ شما، می‌تواند پیش‌بینی کند که آیا شما مستعد بیماری‌های قلبی هستید یا نه! چرا؟ اول تست را بزنید؛ تا بعد!

کافی است در مقابل هر یک از 25 عبارتی که در زیر می‌خوانید، موافقت یا مخالفت خودتان را با «بله/خیر» مشخص کنید. تا جایی که می‌توانید، از «نمی‌دانم» اجتناب کنید. ناسلامتی شما می‌خواهید شخصیت خودتان را بشناسید!  

1. آیا در مکالمات روزمره‌ی خود روی برخی کلمات تاکید می‌کنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

2. آیا سریع غذا می‌خورید و سریع حرف می‌زنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

3. به نظر شما باید به کودکان آموزش داد تا همیشه بهترین باشند؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

4. آیا وقتی کسی کند و آهسته کار می‌کند، بی‌حوصلگی نشان می‌دهید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

5. آیا وقتی دیگران حرف می‌زنند، آنها را وادار به تند حرف زدن می‌کنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

6.آیا وقتی احساس می‌کنید محدود شده‌اید یا باید در رستوران، منتظر خالی‌شدن میز باشید، از فرط عصبانیت دیوانه می‌شوید

بلی           خیر              نمی‌دانم

7. آیا وقتی کسی برای شما حرف می‌زند، همچنان افکار شخصی خودتان را دنبال می‌کنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

8. آیا سعی می‌کنید در حال اصلاح صورت یا آرایش، صبحانه هم بخورید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

9. آیا اتفاق می‌افتد که در تعطیلات نوروزی یا تابستانی کار کنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

10. آیا همیشه مباحث مربوط به موضوعات مورد علاقه‌ی خودتان را دنبال می‌کنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

11. آیا اگر وقت‌گذرانی کنید، خودتان را گنهکار می‌دانید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

12. آیا آن قدر مشغول کار هستید که متوجه اطراف خودتان یا مثلا متوجه تغییر دکوراسیون خانه نمی‌شوید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

13. آیا با مادیات بیشتر از مسایل اجتماعی درگیر هستید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

14. آیا سعی می‌کنید فعالیت‌های خود را در کمترین زمان برنامه‌ریزی کنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

15. آیا همیشه به‌موقع سر قرار حاضر می‌شوید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

16. آیا اتفاق افتاده است که برای بیان نظر خودتان مشت گره کنید یا مشت بزنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

17. آیا موفقیت‌های خود را به توانایی سریع کار کردنتان نسبت می‌دهید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

18. آیا احساس می‌کنید کارها باید همین حالا و خیلی سریع انجام گیرد؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

19. آیا برای انجام‌دادن کارهای خود، همیشه سعی می‌کنید ابزارهایی را به کار ببرید که بیشترین بازده را دارند؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

20. آیا هنگام بازی، آن‌چه برایتان بیش از هر چیر دیگری اهمیت دارد، این است که برنده بازی باشید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

21. آیا معمولا حرف دیگران قطع می‌کنید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم

22. آیا وقتی دیگران تاخیر می‌کنند، عصبانی می‌شوید؟

 بلی           خیر              نمی‌دانم

23. آیا پس از غذا خوردن بلافاصله از سر میز یا از سر سفره بلند می‌شوید؟

 بلی           خیر              نمی‌دانم

24. آیا همیشه احساس می‌کنید عجله دارید؟

بلی           خیر              نمی‌دانم
25. آیا از عملکرد فعلی خود ناراضی هستید؟
 بلی           خیر              نمی‌دانم
تفسیر آزمون

حالا با توجه به جدول ذیل نوع شخصیت خود را پیدا کنید.

تعداد بله

 

تیپ شخصیتی

 

ویژگی‌های اخلاقی

 

نکته

 

بیشتر از 20

 

A

 

خیلی مبارزه‌جو، رقابت‌طلب، بی‌حوصله، پرخاشگر، خصومت‌جو، تحمل ندارید دیگری کار شما را انجام دهد، حاضر به مشاوره نیستید

 

مستعد بیماری قلبی و عروقی

 

کمتر از 5

 

B

 

آرام، آسان‌گیر، کیفیت زندگی برای شما مهم‌تر از کمیت آن است

 

در معرض بیماری قلبی نیستید

 

20-13

 

متمایل به تیپ A

 



13-5

 

متمایل به تیپ B

 




این را هم درگوشی از ما داشته باشید که اگر شما مثل آدم‌های تیپ A فکر می‌کنید اما مثل افراد تیپ B رفتار می‌کنید، روان‌شناسان به شما می‌گویند تیپC . یعنی این‌که شما دوست دارید مثل تیپ A رفتار کنید اما حرص می‌خورید و به قول معروف، می‌ریزید توی خودتان. شما مستعد بیماری سرطانید. پس بهتر است شما هم سری به یک روان‌شناس بزنید.


ادامه مطلب:شعری زیبا از یک نوجوان سرطانی (رقص آرام)

ادامه نوشته

مهدی رضوان-کوچه بی کسی

مهدی رضوان-کوچه بی کسی 

(پخش آهنگ در ادامه مطلب)

قدم میزنم شهر خاموشیو                    
                                                     قدم میزنم این فراموشیو
ورق خورده دفترچه ی کوچه هام             
                                                     منو تو ، تو و من رسیدن به تو
اگه شب شبه سرد و تکراریه                  
                                                     هنوز عطر دستای تو جاریه
دل بی طپش ردتو از بره                         
                                                     نگاه کن منو تا کجا میبره
بتاب از تو پلک تر پنجره                          
                                                     بخون از سکوت پس پنجره
 بیا تا  بلرزه قدمهای عشق                             

                                                           نذار بشکنه مرد تنهای عشق ...

ادامه نوشته

فراموش نکنیم که...

-یادمون باشه که؛ خدا همیشه هست.

-یادمون باشه که؛ کسی که زیر سایه دیگری راه میره، خودش سایه‌ای نداره.

-یادمون باشه که؛ هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.

-یادمون باشه که؛ زخم نیست آنچه که درد دارد، عفونته.

-یادمون باشه که؛ در حرکت همیشه افق‌های تازه هست.

-یادمون باشه که؛ دست به کاری نزنیم که نتوانیم آن را برای دیگران تعریف کنیم.

-یادمون باشه که؛ اونایی که دوستشون داریم می‌تونند دوستمون نداشته باشند.

-یادمون باشه که؛ حرف‌های کهنه از دل کهنه میاد، پس دلی نو بخریم.

-یادمون باشه که؛ فرار، راه به دخمه‌ای می‌بره برای پنهان شدن، نه آزادی.

-یادمون باشه که؛ باورهامون شاید دروغ باشند.

-یادمون باشه که؛ لبخندمان را در آیینه جا نگذاریم.

-یادمون باشه که؛ آروزهای انجام نیافته دست زندگی رو گرفتن و اونو راه می‌برند.

-یادمون باشه که؛ محبت به دیگران برای نمایش گذاشتن مهر خودمون نباشه.

-یادمون باشه که؛ آدم‌ها همه ارزشمندند و همه می‌تونند مهربون و دلسوز باشند.

-یادمون باشه که؛ تنهایی ما در مقایسه با تنهایی خورشید خیلی کمه.

-یادمون باشه که؛ دو رنگی رو با کمتر از صداقت ندیم.

-یادمون باشه که؛ دلخوشی‌ها هیچ کدوم ماندگار نیستند.

-یادمون باشه که؛ تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز روبراهه.

- یادمون باشه که؛ هوشیاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.

-یادمون باشه که؛ آرامش جایی فراتر از ما نیست.

-یادمون باشه که؛ من تنها نیستم، ما یک جمعیت‌ایم که تنهاییم.

-یادمون باشه که؛ از چشمه درس خروش بگیریم و از آسمان درس پاک زیستن.

-یادمون باشه که؛ برای آموختن و درس دادن به دنیا آمدیم، نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان.

-یادمون باشه که؛ برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود!

-یادمون باشه که؛ لازمه گاهی با خودمون روراست‌تر از این باشیم که هستیم.

-یادمون باشه که؛ قبلا چیزهایی برامون مهم بودند که حالا دیگه مهم نیستند.

-یادمون باشه که؛ آنچه امروز برامون مهمه، فردا نخواهند بود.

-یادمون باشه که؛ نیازمند کمک هستند آنها که منتظر کمکشان نشسته‌ایم.

-یادمون باشه که؛ ما از این به بعد هستیم، نه تا به حال.

-یادمون باشه که؛ غیرقابل تحمل وجود ندارد.

-یادمون باشه که؛ با یک نگاه هم ممکنه بشکنند دل‌های نازک.

-یادمون باشه که؛ به جز خاطره‌ای هیچ نمی‌ماند.

-یادمون باشه که؛ وظیفه من اینه «حمل باری که خودم هستم تا آخر راه».

-یادمون باشه که؛ منتظر تنها یک جرقه است، انبار مهمات.

-یادمون باشه که؛ کار رهگذر عبوره، گاهی برمی‌گرده،گاهی نه.

-یادمون باشه که؛ در هر یقینی می‌توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.

-یادمون باشه که؛ همیشه چند قدم آخره که سخت‌ترین قسمت راهه.

-یادمون باشه که؛ امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.

-یادمون باشه که؛ به جستجوی راه باشیم نه همراه.

-یادمون باشه که؛ هوشیاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.

-یادمون باشه که؛ کلا ناامید نمیشی اگه تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.

-یادمون باشه که؛ خوبی اونی رو که نداریم اینه که نگران از دست دادنش نیستیم.

-یادمون باشه که؛ در خسته‌ترین ثانیه عمر، رمقی برای انجام کارهای کوچک هست.

-یادمون باشه که؛ وقتی از دست دادن عادت میشه بدست آوردن، دیگه آرزو نیست.

-یادمون باشه که؛ اونایی رو که گوشه آسایشگاه‌ها غریب‌اند و تنها، از یاد نبریم.

-یادمون باشه که؛ گاهی باید برای راحتی خیالِ دیگران خودمون رو خوشحال نشون بدیم.

-یادمون باشه که؛ سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست.

-یادمون باشه که؛ قولی را که به کسی میدیم عمل کنیم.

-یادمون باشه که؛ دوست بداریم بی‌انتظار پاسخی از طرف دیگران.

-یادمون باشه که؛ مهربانی صفت بارز عشاق خداست پس از اینکار ابایی نکنیم.

-یادمون باشه که؛ این دعا همیشه ورد زبونمون باشه «خدایا هیچوقت ما رو به حال خودمون رها نکن».

داستان ما و خدا

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.
خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟
خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله
بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم
خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد
خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید
خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!
خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد
ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟
خدا: او جز من کسی را ندارد...شاید توبه کرد...
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری

آسمان همیشه ابری نیست

محسن یگانه-آسمان همیشه ابری نیست

(پخش اهنگ در ادامه مطلب)

آخره راه اومدن با روزگار

گره کوریـــــه که بختــــه منه

که تموم اتفاقای بدش

شاهـــــــد زندگیــــــــه سختـــــــه مـــنه

شـــاید این زخمی که از تــوو خوردمـــــــــو

از حـــرارتـــش زبـــــونه میـــکشم

یـــا تمــوم بی کسی هامــو همش

فقط از دست زمـــــــونه میکشم

بگو بازم هوامو داریـــــ و مثه همه منو تنها نمیذاری

بگو هستــــی تا نترسونتم ، ظلمتِ این شب تکراری و

بگو هستی و روی ماهتو امشب پـــــشت ابـــرها پنهون نمیشه

آسمون بخـــت تیـره ی من ابری نمیمونه همیشه

 من که پشـتـم به خودت گرمه و باز هرچی این راهـــو میام نمیرسم

نکنه دستمو ول کردی برم که به هرچی که میخوام نمیرسم

شایدم من اشتباهی اومدم که در بسته رو وا نمیکنی

من به این سادگی دل نمیکنم از تو که منو رها نمیکنی

بگو بازم هوامو داریو مثه همه منو تنها نمیذاری

بگو هستـی تا نترسونتم ، ظلمتِ این شب تکراری و

بگو هستی و روی ماهتو امشب پـــــشت ابـــرها پنهون نمیشه

آسمون بخـــت تیـره ی من ابری نمیمونه همیشه

ادامه نوشته

24 واقعیت تلخ در مورد چای

۱) بوته چای جزو معدود گیاهانی است که به دلیل وجود سموم فراوان در بافت آن، در طبیعت هیچ آفت جدی به جز انسان ندارد! مزارع این گیاه نیاز به سمپاشی ندارند و هیچ چرنده، پرنده، حشره و ... به آن نزدیک نمی شود. اگر در بین علوفه چهارپایان (هر نوع که باشند) حتی کمی برگ چای باشد، حیوان به محض جویدن آنها را از دهانش بیرون می ریزد!

۲) در بسیاری از مناطق کشاورزی، برای آن که احشام و سایر حیوانات به مزارع و کشتزارهای مختلف نزدیک نشده و زراعت را خراب نکنند، اطراف آنها را بوته چای می کارند. حیوانات با مشاهده بوته چای به مزرعه نزدیک نمی شوند!

۳) اولین وارد کننده تخم این گیاه به ایران در اوایل دوره قاجار انگلیسی ها بودند که با همکاری عناصر خودفروخته ای در دربار قاجار، کشت این گیاه و نوشیدن دم کرده آن را در ایران رواج دادند. عکس العمل علماء و حکمای سلیم النفس آن دوران در برابر این حرکت پلید استعماری شدید بود. در یکی از نامه هایی که به دربار قاجار نوشته شده است آمده: «چرا می خواهید گیاهی را در ایران رواج دهید که حتی الاغ ها از نزدیک شدن به مزارع آن خودداری می کنند! چای مولد سودا در بدن و سودا مقدمه سرطان است!». واقعیت آن است که حکمای ایران زمین از چند هزار سال قبل با این گیاه آشنایی داشته و به خوبی می دانستند که این گیاه ارزش غذایی نداشته،بلکه مصرف غیر دارویی آن مضر است.

۴) موادی که در اصطلاح علم شیمی ساختار مولکولی حلقوی دارند (مواد آروماتیک) سرطان زا هستند. «پلی فنول» یکی از مواد آروماتیک است که چای هم این ماده را دارد. فنول چیست؟ فنول یک ماده دارای ترکیبات حلقوی است که بر روی پوست، کبد و سیستم گوارش اثرات نامطلوبی می گذارد. جالب اینجاست که قریب به اتفاق مواد معطر شیمیایی که در کارخانجات به چای اضافه می کنند هم جزء مواد آروماتیک و سرطان زا هستند! (گل بود به بلبل هم آراسته شد!!)

۵) مصرف چای (خصوصاً پس از غذا که سال هاست عادت بسیاری از ایرانیان شده است) جلوی جذب آهن معدنی موجود در غذاها توسط بدن را می گیرد که در نتیجه منجر به بروز بیماری کم خونی مزمن در مصرف کنندگان می شود. چای دارای ترکیباتی به ‌نام تانن است که مزه‌ تلخ چای را ایجاد می کند. تانن‌ها با آهن، ایجاد رسوب می‌ نمایند و این رسوب به دلیل درشتی ملکول و سنگینی، غیر قابل جذب توسط بدن است. لذا در صورتی که غذای مصرفی دارای آهن بوده و بلافاصله بعد از آن چای مصرف شود، از جذب آهن آن جلوگیری می کند. فراموش نکنید که عارضه کم خونی خود باعث ده ها بیماری دیگر در بدن می شود.

۶) همان گونه که گفته شد چای دارای ماده ای است به نام تانن. این ماده بسیار مدرر است و به همین خاطر مایعات بدن را دفع کرده و پلاسما غلیط می شود. آنزیم ها در پلاسمای غلیظ نمی تواننند فعالیت کنند و به همین خاطر مواد زاید در بدن انبار شده و موجب بیماری های گوناگون می شود. ضمناً تانن موجب فعالیت بیش از حد سلول های اپیتلیال کلیه شده و کلیه را به مرور از کار می اندازد!

۷) گیاه چای دارای ماده ای است به نام اگزالیک اسید، که مسموم کننده بوده و اختلالات متابولیسمی ایجاد می کند. این ماده در کلیه رسوب کرده و سنگ های کلیوی اگزالیک را موجب می شود.

۸) مصرف زیاد چای دندان ها را لک دار و سیاه می کند.

۹) چای ترشح اسید معده را تحریک می کند و همچنین به دلیل ماهیت اسیدی خود، در بروز زخم معده مؤثر است.

۱۰) در هر فنجان چای بین ۶۰ تا ۷۵ میلی گرم «کافئین» وجود دارد که LDL خون را افزایش می دهد و عاملی می شود برای انفارکتوس های قلبی و مغزی، ولی البته آرام بخش است و در دراز مدت اعتیاد ایجاد می کند!

۱۱) به دلیل وجود مقدار زیادی از ماده کافئین در چای، برای عده ای باعث تحریک اعصاب و یا تپش قلب می شود. همچنین نوشیدن چای پررنگ برای خانم ها احتمال ابتلا به سرطان سینه را افزایش می دهد.

۱۲) ماده آرام بخش دیگری در چای وجود دارد به نام «تئین» که محرک سیستم اعصاب سمپاتیک است و موجب افزایش ترشح آدرنالین می شود. تئین موجب کاهش مقدار منیزیم داخل سلول ها می شود. منیزیم ماده ای است که در سلول قرار دارد تا با انواع سرطان ها مبارزه کند و با نوشیدن چای این ماده مفید از بدن خارج می شود.

۱۳) به نظر شما چرا اغلب افراد چای خور جدی، هنگامی که تصمیم به ترک چای می گیرند با علایمی مشابه با علایم معتادان مواد مخدر در هنگام ترک مواد مذکور (همچون سردرد، بی خوابی، بی حوصلگی، آشفتگی روحی و ...) مواجه می شوند؟! آیا این موضوع که ادعا شده است سال هاست تولید کنندگان چای در کشورهای خارجی برای حفظ مشتریان خود به چای مواد افزودنی مضر و اعتیادآوری اضافه می کنند قابل اعتنا نیست؟

۱۴) چند نفر معتاد به مواد مخدر را می شناسید که سیگاری نباشند؟ و چند نفر سیگاری را می شناسید که چای خورهای قهاری نباشند؟! چای به دلیل مواد افیونی طبیعی که در خود داشته و مواد شیمیایی که در فرآیند تولید توسط بسیاری از تولیدکنندگان به آن اضافه می شود، مقدمه ای برای آمادگی بدن جهت پذیرش انواع اعتیادها به مواد مضر دیگر است.

۱۵) اگر دقت کنید قریب به اتفاق مواد سمی در طبیعت دارای طعم تلخ می باشند. شاید پروردگار مهربان با این گونه خلقت خواسته است به موجودات هشدار دهد که چه موادی خوراکی نیستند و باید از آنها پرهیز کنند. چای یکی از تلخ ترین گیاهان موجود در طبیعت است که البته با روش های مختلف سعی در کاهش این تلخی و صد البته عادت دادن ذایقه مردم به آن دارند.

۱۶) همه این ها که گفته شد برای چای سبز که خشک شده سریع برگ سبز چای می باشد صادق است. چای سیاه که دم کرده مضرتری از چای سبز است با انبار کردن برگ سبز چای در مکان های گرم، پوسیده شدن و تخمیر این برگ ها، تغییر رنگ آنها به قهوه ای و سیاه (مشابه عملی که باغبانان در وسط باغ با بر روی هم تلنبار کردن برگهای درختان انجام می دهند تا پوسیده شده و تبدیل به کود گردند)، سپس خشک کردن این برگهای پوسیده بدست می آید!

۱۷) بدتر از چای سبز و چای سیاه، چای های جدید طعم داری هستند که دارای اسانس های شیمیایی مختلف بوده و تمامی مضرات دو نوع چای قبلی را دارند بعلاوه مضرات مواد شیمیایی عطری و طعم دهنده های مصنوعی! (هرچه خوبان همه دارند تو یک جا داری!!)

۱۸) یکی از موارد مرسوم در جامعه ما (خصوصا در مراسم، جشن ها، سمینارها و ...) مصرف بسیاری از نوشیدنی ها در لیوان های یک بار مصرف پلاستیکی است. این ظروف به خصوص در مجاورت با نوشیدنی های داغ به سرعت مواد فوق العاده سمی و خطرناک نفتی را آزاد می کنند. برای امتحان می توانید در یکی از این لیوان ها چای داغ بریزید و چند دقیقه ای کنار بگذارید تا سرد شود. خواهید دید که پرده ای از مواد نفتی روی آن می بندد!

۱۹) در انواع چای های بسته ای (معروف به Teafix یا Lipton)، ضایعات/ته مانده های چای که قابل ارایه به شکل عادی نیستند در بسته های کاغذی که برای جلوگیری از وارفتن آنها در آب جوش، پروسه های شیمیایی مختلفی روی آنها انجام شده و آغشته به انواع مواد مضر هستند قرار می گیرند. پاره ای از مواد شیمیایی موجود در کاغذ مذکور در آب جوش حل شده و وارد بدن مصرف کننده می شوند!

۲۰) میدانیم که انصافاً دین اسلام کامل ترین دین است و حتی در مورد جزیی ترین موارد زندگی شخصی و اجتماعی دهها و صدها حدیث و روایت در کتب دینی ما نقل شده است. حال با فرض این که ادعاهای بوقهای تبلیغاتی تبلیغ کننده مصرف چای صحیح باشد و مصرف این گیاه باعث آن همه منافع ادعایی آنها باشد، آیا به نظر شما عجیب نیست با وجود آن که گیاه چای از پنج هزار سال قبل شناخته شده بوده است حتی یک مورد هم از معصومین و بزرگان دینی درباره خواص چای و توصیه به مصرف آن مطلبی در هیچ کتاب معتبری به ما نرسیده است؟! برعکس، همان گونه در بالا هم اشاره شد، علما و حکمای هوشیار ما اولین اقشاری بودند که در مورد ورود چای به کشور عکس العمل منفی نشان داده و به مخالفت برخاستند.

۲۱) ابو علی سینا (نابغه طب اسلامی) در طب سنتی از چای به عنوان ماده پست غذایی نام می برد و از آن فقط برای مصارف درمانی در شرایط خاص استفاده می کرده است.

۲۲) ممکن است علیرغم خواندن موارد فوق به دلیل تبلیغات زیادی که در قالب مقالات و اخبار مختلف شبه علمی به خورد جامعه داده می شود، هنوز باور نکرده باشید که مصرف این نوشیدنی همه جا تا این حد مضر است. بسیاری می پرسند که اگر واقعاً چای مضر است پس چرا این قدر در رسانه ها از آن تعریف شده و در همه جا مصرف می شود؟ پاسخ آن است که اولاً ما نفی نمی کنیم که چای فواید اندکی نیز دارد، اما این فواید قابل مقایسه با مضرات فراوان آن نیستند. مانند شراب و قمار که خداوند متعال در قرآن کریم در مورد آنها می فرماید: «از تو در مورد شراب و قمار می پرسند، بگو در آنها منافعی هست، اما ضررهای آنها بسیار بیشتر است». ثانیاً فراموش نکنید که تجارت چای گردش مالی میلیاردی در سراسر جهان دارد. به نظر شما مافیاها و کارتل های تجاری بزرگی که از این راه منافع و سود سرشاری می برند به این راحتی اجازه می دهند که حقایق برای مردم آشکار شوند؟! فراموش نکنید که در اوایل قرن بیستم شرکت های سازنده سیگار و دخانیات به پاره ای از دانشمندان بی وجدان مخفیانه پول می دادند تا مقالات به ظاهر علمی در رد خطرات دخانیات و حتی طرح فواید استفاده از آن نوشته و در مجلات معروف علمی آن زمان چاپ کنند. اسناد این تبانی های بزرگ و کثیف در اواخر قرن بیستم منتشر شد، یعنی زمانی که همه ذینفعان ماجرا مرده بودند و مضرات بلای خانمانسوز دخانیات بر همه آشکار شده بود! دور از واقعیت نیست که گفته شود مشابه چنین اتفاقاتی در زمانه ما هم برای چای، موبایل، نوشابه، سوسیس، کالباس و سایر موارد مشابه رخ می دهد و این ما هستیم که باید عقلمان را قاضی کرده و سلامتی خود و اطرافیانمان را فدای مطامع مادی عده ای از خدا بی خبر نکنیم.

۲۳) بعضی می پرسند اگر مصرف چای این قدر مضر است چرا خداوند آن را آفریده است؟! پاسخ ساده است: خداوند حکیم هیچ موجودی را در عالم بدون دلیل و حکمت خلق نکرده است، اما این به معنی آن نیست که هرچه آفریده شده خوردنی و دارای ارزش غذایی است!! بوته چای یکی از بهترین گیاهانی است که می تواند هوا را از انواع آلودگی ها پاک کرده و حجم زیادی اکسیژن تولید کند. دلیل آن که هوای مزارع چای بسیار مطبوع است نیز همین واقعیت می باشد. در حقیقت بشر امروز اگر عاقلانه فکر کند باید به جای خوردن برگهای چای، بوته آن را به عنوان یک تصفیه کننده عالی هوا در سرتاسر معابر شهرها بکارد. شاید یک دلیل دیگر برای آن که مصرف خوراکی چای مضر است همین باشد که این گیاه سموم موجود در هوا را به خود جذب می کند! همچنین به دلیل این که گیاه چای اسیدی است، ماده ضد عفونی کننده خوبی می باشد.

لذا برای شستشوی چشم های عفونی و لثه های عفونی مفید است. در طب سنتی برای درمان چشم عفونی شده نوزادان در عوض انواع و اقسام داروهای شیمیایی و آنتی بیوتیک های دارای اثرات مضر جانبی فراوان، با استفاده از آب جوشانده چای چشم نوزاد را طی چند نوبت شستشو می دهند.

۲۴) اگر می پرسید که چه باید کرد، عرض می کنم: اولاً اطلاع رسانی وسیع در بین همه آنها که دوستشان داریم. ثانیاً رواج ده ها دم کرده طبیعی خوش طعم، مفید و باصرفه که جانشینان بسیار مطلوبی برای چای مضر هستند در سطح جامعه (برای شروع از خانه خود و نزدیکانتان شروع کنید). به عنوان مثال می توانید به تناوب از جوشانده بادرنج بویه (گیاه مورد علاقه زنبور عسل که جوشانده آن مورد استفاده حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز بوده است)،دم کرده برگ گیاه به لیمو (گیاهی با برگ های شبیه نعنا، با شربت به لیمو اشتباه نکنید)، دم کرده میوه نسترن، دم کرده گل گاوزبان، دم کرده بابونه، جوشانده تخم گشنیز (به صورت آسیا شده)، دم کرده پونه، دم کرده زنجبیل، دم کرده زیرفون، دم کرده برگ تیول و ... ده ها جوشانده و دم کرده طبیعی و مفید دیگر استفاده کنید.
منبع: آفتاب

قبل از خوابیدن تلویزیون نبینید

افزون بر آن، فرد بیمار مبتلا به مشکلات نارسائی های خوابیدن درصورتیکه درطول یکماه، هفته ای سه مرتبه دچار ناراحتی ها و مشکلات بی خوابی شود باید به پزشک مراجعه کند.

افسردگی، استرس، عصبانیت و همچنین تماشای تلویزیون و کار کردن با رایانه اندکی پیش از خوابیدن از عوامل موثر در بروز اختلالات خواب است.
 
به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری آلمان، پژوهشگران انجمن روان درمانی و روانپزشکی آلمان معتقدند اختلال در شرایط خوابیدن، بویژه آندسته از اختلالات ناشی از افسردگی ،سبب بیماری روانی می شود.

محرومیت و یا اختلال در خوابیدن می تواند باعث بیماری چاقی مفرط شده و در شرایط حاد خود آغازی برای بیماری دیابت شود.

از جمله نخستین اقدامات شخص بیمار که از بیخوابی و یا شرایط نامناسب خوابیدن رنج می برد مراجعه به پزشک است که در صورت لزوم، پزشک معالج می تواند با تجویز دارو درمان اختلالات خواب بیمار را برطرف کند.

این درحالی است که در بسیاری از موارد، تغییر سبک زندگی می تواند کمک موثری به بهبود وضعیت خواب اینگونه بیماران بکند. مثال،تلاش برای کاهش تنش ها و استرس های روحی

از جمله موارد مهمی هستند که می تواند در کاهش اختلالات خواب موثر باشند.

پزشکان و متخصصان انجمن روانپزشکی و روان درمانی آلمان معتقدند،یکی از مهمترین سلاحها در کارزار علیه اختلالات خواب، برخورداری نظم و یکنواختی در زمان و چگونگی خوابیدن است که به مراتب تاثیر بیشتری نسبت به ساعات خوابیدن دارد.

افزون بر آن، فرد بیمار مبتلا به مشکلات نارسائی های خوابیدن درصورتیکه درطول یکماه، هفته ای سه مرتبه دچار ناراحتی ها و مشکلات بی خوابی شود باید به پزشک مراجعه کند.

از سوی دیگر، بیماران مبتلا به بدخوابی یا بی خوابی باید بدانند لذت بردن از خوابیدن از زمان طولانی خواب مهمتر است. از سوی دیگر، اختلالات ناشی از خوابیدن بویژه در نیمه های شب می تواند مشکلات جدی را بوجود بیاورد که بیماران آنها را جدی نمی گیرند.

عوارض و تاثیرات اختلالات خوابیدن را می توان بوضوح در فعالیتهای روزانه افرادیکه مبتلا به اینگونه اختلالات هستند مشاهده کرد.از جمله دیگر مواردی که می تواند بر اختلالات خوابیدن دامن بزند وضعیت نامناسب نور و سرو صدا در شب است.

پژوهشگران روان درمانی براساس یافته های جدید خود معتقدند برغم آنکه برخی از افراد هنگام خوابیدن به سروصداهای اطراف خود عادت کرده اند اما همین سروصداهای ناخواسته می تواند رفتار و روح و روان افراد را تحت تاثیر قرار دهد و سرمنشا بسیاری از دیگر مشکلات روانی شود.

پژوهشگران تماشا کردن تلویزیون و یا کارکردن با رایانه را پیش از خوابیدن توصیه نمی کنند ، زیرا اشعه های منتشرشده از صحفه تلویزیون و رایانه توزیع هورمون "ملاتونین" که وظیفه تنظیم ریتم بدن را بهنگام روز و شب دارد مختل می کند ودر نتیجه بدن خارج از وضعیت طبیعی خود مجبور است بیدار باشد.

پودر طلای سفید عنصری شگفت انگیز ! (White Powder Gold)

چندی پیش در منطقه فینیکس واقع در آریزونا در کشور آمریکا، کشاورزی بنام دیوید هادسون به ماده ی سفید رنگی که در سرتاسر زمینهای زراعی اش گسترده بود مشکوک شد و مقداری از آنرا به آزمایشگاههای معتبر سپرد تا به او بگویند که این ماده سفید رنگ متشکل از چه مواد اولیه ای است. اما در عین ناباوری، پاسخ آزمایشگاه این بود:You Have Pure Nothing یعنی شما یک ماده ای دردست دارید که خالصاً هیچ چیز مشخصی که در جدول عناصر تعریف شده باشد در آن به چشم نمی خورد!
اما پس از چندی یک آزمایشگاه روسی به روش آزمایش آمریکاییها شک کرد و روش جدیدی را برای آنالیز این ماده ی عجیب پیش رو گذاشت که صحیح تر بود و بلاخره پرده ی جادویی کنار رفت و عنصر تشکیل دهنده رخ نمود.
این ماده شکل دیگری از اتم های طلا بود که بصورت یک نانو رشته (رشته ای از الکترونها که از پی هم قرار می گیرند و شکل یک تسبیح نخ شده را دارد) در آمده بود. نام علمی آن ORME یا ORMUS مخفف Orbitally Rearranged Monotomic Element می باشد.
آزمایشات بعدی، اما، حیرت آورتر بودند. برای وزن کردن آن، یک پیمانه ی خالی را ابتدا وزن کردند و سپس مقدار مشخصی از این گرد سفید رنگ را درون پیمانه ریخته مجدداً وزن کردند و در عین ناباوری در تمام این توزینها، همواره وزن پیمانه+وزن گرد سفید رنگ از وزن پیمانه ی خالی “کمتر” بود! آزمایشی که چندین بار تکرار شد و همواره یک پاسخ را ارائه می داد. گویی که ۴۰ درصد از جرم این ماده در جهان ما و ۶۰ درصد دیگر آن در جهانی موازی با جهان ما سیر می کند.
نکته ی مهم زمانی به چشم آمد که محققان، پیمانه ی لبریز از ماده سفید رنگ را حرارت دادند و مشاهده کردند کهدر حرارت بسیار بالا وزن پیمانه به سمت صفر گرم سوق پیدا کرد. یعنی “با حرارت دادن به این ماده، می توان جاذبه را دفع نمود”.
ناسا با بهره گیری از این ترکیب جدید طلای بسیار ناب (The Pure Gold) توانست ماده ی جدیدی اختراع کند با نام آیروژل (AeroGel) که به خودی خود از هوا سبک تر است و فرم خالص آن می تواند در هوا شناور باشد و همچنین با حرارت دادن به آیروژل، این ماده می تواند وزنهایی بیش از وزن خود را نیز در هوا معلق نگاه دارد. ناسا از این ژل در تحقیقات گسترده ای بهره می برد. (در ویکیپدیا جستجو کنیدAeroGel )
اما چندی پیش، در “صحرای سینا” (علاقه مندان به آثار سیچین توجه فرمایند) معبدی متعلق به راهبان مصر باستان کشف شد که درون آن آکنده بود از پودری سفید رنگ! آزمایش این ماده نشان داد که شباهت زیادی بین این پودر تازه کشف شده با نانو رشته ی طلا وجود دارد. مصریان باستان به این ماده “مفکات” می گفتند و راز تهیه آن در دست راهبان مقدس بوده است.
ترکیب مفکات با حرارت می توانسته بی وزنی را بهمراه آورد و شاید راز چگونگی ساخته شدن اهرام عظیم مصر در همینجا نهفته باشد.
به این نکته توجه کنید: نام تمام اشکال هندسی (چه به فارسی و چه به لاتین) مستقیما به شکل هندسی آنها اشاره می کند. مثلاً دایره از دوار بودن می گوید، مثلث از سه ضلعی بودن. اما در این بین نامی که برای شکل هندسی “هرم” در نظر گرفته شده یک استثنای عجیب است. هرم در لاتین Pyramid ترجمه شده که از ترکیب دو کلمه ی Pyro بمعنی “آتش” و Amid بمعنی “گرفته شده” تشکیل شده است. بنابراین Pyramid یعنی Fire Begotten یا از آتش گرفته شده!!! حتی اسم عربیِ “هِرم” نیز از ریشه هُرم بمعنی حرارت و داغی گرفته شده و اشاره ای به شکل هندسی آن ندارد.
علاقه مندان به پیگیری این مطلب می توانند به آدرس graal.co.uk/whitepowdergold.html مراجعه و یا در گوگل White Powder Gold را جستجو نمایند..
همانگونه که کتاب “اسرار گمشده صندوقچه مقدس” اثر لارنس گاردنر اشاره دارد، اخیراً توجه دانشمندان به این عنصر مرموز معطوف شده است که در جدول تناوبی عناصر یافت نمی شود.
این پودر سفید رنگ غیر محسوس که از خانواده فلزاتی همچون طلا و پلاتنیوم بدست می آید، عنصری مونوتومیک (ساختاری از ماده که از اتمهای واحد تشکیل شده است) خوانده می شود. آنچنانکه این ماده توسط کاشف آن، دیوید هادسون، در سالهای دهه ی ۱۹۸۰ Orme نام گذاری شد که مخفف Orbitally Rearranged Monatomic Element (عنصری که اوربیتال آن بصورت تک اتمی بازچیده شده باشد) می باشد. بصورت عمومی و تجاری نام Ormus یا M-State برای این پودر سفید رنگ پذیرفته شده است.
ثقل سنجی حرارتی نشان داد که این ماده در حرارت بالا شروع به بی وزن شدن می نماید تا جایی که حتی می تواند در هوا شناور شود. حتی در شرایط خاصی این پودر سفید طلا می تواند به خاصیت ابر رسانایی برسد و یا در ابعاد دیگر عالم طنین ایجاد نماید.
در اسطوره های یونان باستان تلاش برای یافتن این ماده بصورت “افسانه پشم طلایی” تجلی یافته، در حالیکه در کتاب مقدس می توان رد این ماده را در داستان مربوط به صندوقچه ی عهد (که به دستور خدا توسط موسی در صحرای سینا ساخته شد و نهایتا به معبد سلیمان در اورشلیم منتقل شد) جستجو نمود. در بین النهرین باستان نیز از این پودر سفید رنگ یاد شده و نام آن شم-آن-نا یا “سنگ آتش” بوده است، درحالیکه مصریان به آن “مفکات” (mfkzt) می گفتند و اسکندر نیز آنرا با نام “سنگ بهشت” می ستود.
این پودر “سنگ آتش” رازآلود، بعنوان یک ماده خوراکی و به شکل نان های مخروطی و یا بصورت معلق بر سطح آب، به پادشاهان و فراعنه اختصاص می یافت. این ماده بعنوان غذایی برای “کالبد اختری” شناخته می شد که استعداد رهبری، آگاهی ذاتی، ادراک و فراست را در نزد شاهان و رهبران ارتقا می داده است. همچنین به تازگی ارتباط مابین این ماده جادویی با راز طول عمر نیز مکشوف گشته است.
امروزه، کمپانی های متعددی در حال تولید محصولاتی هستند که بر پایه مواد M-State بنا شده اند. برخی از طلا بعنوان فلز پایه بهره می برند، و برخی دیگر نیز از مشتقات پلاتنیوم که از رسوبات کف دریاها و یا منابع زمینی ای همچون دهانه های آتشفشان ها و یا محل برخورد شهاب سنگها استحصال می شود بهره می برند. از آنجاییکه روشهای متداول آنالیز مواد فلزی، برای شناخت M-State ها نا مناسب و نا کارآمد است لذا می توان گفت که هنوز بسیاری از تواناییهای این ماده در پرده ی ابهام باقی مانده است.
فیلسوف قرن هفدهم، ایرنائوس فیلالِتِس (فردی که مورد احترام آیزاک نیوتن، روبرت بویل، الیاس اشمول و دیگر اعضای کالج سلطنتی بریتانیا در عصر خود بوده است)، اثری را در سال ۱۶۶۷ نگاشت با نام “راز، بر ملا شد”. وی در این مقاله به بحث پیرامون “سنگ فلاسفه” می پردازد که تا آن زمان به اشتباه به “هر ماده ای که فلزات را به طلا تبدیل کند” گفته می شد.
فیلالتس مستقیماً به اصل موضوع می پردازد و آنچنانکه از اسناد می توان فهمید، وی سنگ فلاسفه را خودِ طلا می داند و اعلام می کند که به خلوص رساندن طلا می بایست تلاشی باشد که فلاسفه به انجام می رسانند. او می افزاید: ” سنگ ما چیزی نسیت جز طلا که به بالاترین درجه خلوص و لطافت (نرمی) رسیده باشد. بدان سنگ می گوییم چراکه خواص ذاتی آن اینگونه نشان می دهد؛ این ماده جلوی آتش را می گیرد همانطور که مابقی سنگها نیز اینچنین می کنند. در گونه ی خود این ماده همان طلا است، اما خالص تر از هر خالصی؛ این ماده ای جامد و نسوز است همانند سنگ، اما شکل ظاهری آن مانند پودری خالص و نرم است”.
چند قرن زودتر در سال ۱۴۱۶ شیمی دان فرانسوی، نیکولاس فلامل، می نویسد که وقتی فلز ناب در نهایت کمال آماده سازی شد، پودر عالی و سفید رنگِ طلا بدست می آید، که همان “سنگ فلاسفه” می باشد.
وقتی به مصر باستان باز می گردیم، ارجاعات بیشتری را به مفکات (mfkzt) باز می یابیم که به اماکن مقدسی در آن ناحیه اشاره دارند. یکی از این اماکن مقدس (نزد مصریان باستان) معبد کارناک می باشد و گنجینه ای متعلق به تاتموسیس سوم. در دیوار نگاره های معبد کارناک در قسمتی که مربوط به فلزات است، تعدادی شئی مخروطی شکل به تصویر درآمده است و در توضیحشان قید شده که این اشیاء از طلا ساخته شده اند اما نکته عجیب نام این اشیاء مخروطی شکل است:”نان سفید!”. مشخصاً از این نان در مراسمی بهره برده می شد که مختص فراعنه بوده و آنان پس از پشت سر گذاشتن روزه ای ۴۰ روزه با این نان مقدس روزه شان را باز می کردند و پس از این مراسم بوده که فرعون فرامین سالیانه خود را صادر می کرده است. تحقیقات بعدی ما نشان داد که این ماده ی سفید رنگ مستقیماً با افزایش ادراک و فراست و قوه ی مدیریت در ارتباط است چراکه پس از مصرف خوراکی آن توانمندی نیمه راست مغز را با توانایی نیمه ی چپ مغز برابر می گردد.
رد پای این پودر سفید را همچنین می توان از اسنادی که به اسکندر مقدونی باز می گردد جستجو نمود. همواره این داستان را از اسکندر شنیده ایم که وی بدنبال راز جاودانگی اقدام به سفر به بهشت نمود که بر اساس قراین بهشت در آنزمان سرزمین هخامنشیان، سرزمین اهورا مزدا، خدای نور و خرد بوده است. هدف وی یافتن “سنگ بهشت” بوده است که خواصی جادویی داشته از جمله افزایش عمر (جاودانگی). امروزه دانشمندان سرگرم مطالعه بر روی DNA انسان می باشند و ارتباطی را مابین پودر سفید طلا و طول عمر DNA یافته اند.
می توان خصوصیات پودر سفید طلا را به اینگونه بر شمرد:
۱- خاصیت ضد جاذبه در حرارت های بالا
۲- خاصیت ابر رسانایی در حرارت بالا
۳- اتصال کوانتومی به دیگر جهانهای موازی (Quantum Entanglement)
4- عدم مشابهت با ساختار عناصر جدول مندلیف
۵- درصورت برهم خوردن ساختار رشته ای، با نوری بسیار درخشان منفجر می شود
۶- بدلیل ساختار اتمی تک رشته ای، امکان تبدیل این ماده به مواد دیگر وجود دارد
۷- درصورت مصرف خوراکی، افزایش کارآیی مغز انسان را در دو نیمه چپ و راست بدنبال دارد

۸- در صورت مصرف خوراکی، افزایش طول عمر DNA که متعاقباً طول عمر انسان را بدنبال دارد.

ای نامت-علیرضا افتخاری

ای نامت-علیرضا افتخاری

پخش آهنگ در ادمه مطلب 

ای نامت از دل و جان در همه جا به هر زبان جاری است 
عطر پاک نفست سبز و رها از آسمان جاری است 
نور یادت همه شب در دل ما چو کهکشان جاری است
تو نسیم خوش نفسی
من کویر خار و خسم 
گر بفریادم نرسی
من چو مرغی در قفسم 
تو با منی اما
من از خودم دورم 
چو قطره از دریا
من از تو مهجورم
ای نامت از دل و جان در همه جا بهر زبان جاری است 
عطر پاک نفست سبزو رها از آسمان جاری است 
نور یادت همه شب در دل ما چو کهکشان جاری است
با یادت ای بهشت من آ تش دوزخ کجاست 
عشق تو درسرشت من با دل و جان آ شناست
با یادت ای بهشت من آ تش دوزخ کجاست 
عشق تو درسرشت من با دل و جان آ شناست
چگونه فریادت نزنم
چرا دم از یادت ننهم
در اوج تنهائی 
اگر زمین ویرا نه شود
جهان همه بیگانه شود
تویی که با مایی
ای نامت از دل و جان در همه جا بهر زبان جاری است 
عطر پاک نفست سبزو رها از آسمان جاری است 
نور یادت همه شب در دل ما چو کهکشان جاری است

ادامه نوشته

بخوان و عامل باش

بر عیب خود بینا باش و عیب كسان مگوی.
در جواب تعجیل منما، ناپرسیده مگوی و دل را بازیچه ی دیو مساز.

تا به محاسبه ی خود نپردازی در دیگران شروع مكن.
اندك خود را بهتر از بسیار مردم دان.
دوستی خدا را در كم آزاری دان.
سعادت دنیا و آخرت را در صحبت دانا شناس.
فخر به فقرا مفروش و با ایشان محبت كن.
به حكم خدا راضی باش.
كسی را به سخن رنجه مكن، مال را عاریت دان.
بدان كه هزار دوست كم است و یك دشمن بسیار.
از مردم نوكیسه وام مخواه.
مردم را در غیبت همانگوی، كه در روی توانی گفت.
حاجت برادران مومن را كاری بزرگ دان.
نیكویی خود را به منت بر زبان باز میار.
مردم را در بدی مدد مكن.
وفا از جوانمرد طلب كه جوانمرد چون دریا است و بخیل چون جوی، دراز دریا جوی نه از جوی.
دوستی او را شاید كه در وقت خشم بر تو ببخشاید.
در رعایت دلها بكوش.
دوست را در وقت خشم آزمای و مصاحب را در نیستی تجربه نمای.
به هر كجا كه باشی خدا را حاضر دان.
هر گاه به نماز ایستادی فكر كن آخرین نماز تواست.
چشم طمع از جان و مال و ناموس مردم بردار تا همه تو را دوست بدارند.
از عیبی كه در تو است دیگران را ملامت مكن، طاعت نكرده دعوی كرامت مكن.
كار تنها نه به روزه و نماز است، كار به شكستگی و نیاز است.
نماز كردن زیاد كار پیرزنان است، روزه داشتن صرفه جویی در نان است.
حج رفتن تماشای جهان است، نان دادن كار مردان است.
با اینهمه افضل عبادات نماز است، خاصه وقتی به عجز و نیاز است.
هر كه دانست كه خالق در حق تقصیر نكرد از بد پاك شد و هر كه دانست كه قسام قسمت روزی بد نكرد از حسد پاك شد.
سخن به جز راستی مگوی و راست را پنهان مكن البته به وقتش.
صحبت با خلق دردی است كه درمانش تنهایی است.
هر چند كه نفس طالب بقا است اما بقای جاویدان در فنا است.
زبانت را به دشنام عادت مده، به غم كسان شادی مكن، در جایگاه تهمت مرو.
هر كه از ملامت نترسد از او بگریز.
دنبال سرگرمی های ناروا مثل دود و مشروب و از این دست مرو كه زندگیت را به باد میدهی.
بیمار و نادان و مست را پند مده.
شغل اگر چه خرد باشد، به ناآزموده مفرمای.
دوستان را از عیب ایشان آگاه كن.
از دوست به جور و جفا كرانه مگیر.
چون به خانه كسان درآیی چشم را صیانت كن.
مردم را به معامله بیازمای آنگاه دوستی كن.

مردمان را به چرب زبانی مفریب.
با صاحبان دولت مناكحت مكن كه كم آیی.
بدان را طعنه مزن.
رعیت بی اطاعت را رعیت مدان.
در جهانگردی سلاح و سخاوت را مدار ساز.
به عیب خود بینا باش تا به جایی برسی.
مشورت با دشمن مكن و چون كردی از گفت او حذر كن.
خود را از معتمدان گردان تا همه به تو اعتماد كنند.

به زیارت مردگان و زندگان برو.
راحت را از رنج طلب، خلق را دوست دار و مال را دشمن.
در آن كوش تا زنده شوی و دست می جنبان تا كاهل نشوی و روزی از خدای تعالی دان تا كافر نشوی.
صحبت با خردمندان دار.

پای از گلیم خود دراز مكن.
به ظاهر كسی فریفته مشو.
از نیكان برادری گیر، از معصیت بگریز.
چون پیش بزرگان و هنرمندان بنشینی، همه گوش باش و چون سخن گویند تو خاموش باش.
سرمایه ی عمر را مغتنم شمار.
نادان را زنده مدان.

نفس خود را مراد مده كه بسیار خواهد.
خودشناسی را سرمایه ای بزرگ دان و از دشمن دوست روی حذر كن.
دشمنانت اگر چه حقیر باشند از آنان حذر كن.
از دشمن خانگی بسیار بترس.
با ناشناخته سفر مكن.
امانت نگهدار تا توانگر شوی.
نمام و دروغگو را به خود راه مده.
گمان مردمان را در حق خود خطا مكن.
عهد را در حالت سخط و غضب نیكو نگهدار.
وقت را هیچ بدل مشناس.
سود هر دو جهان را خاموشی دان.
مگو حرفی را كه عذر باید خواستن.
راست گوی و عیب مجوی، راست را به دروغ مانند مگوی.
نخست اندیشه كن آنگاه بگوی.
درویشان را ناامید باز مگردان.
صبور باش.
در هر کاری یاری از حق طلب.
در نیکوکاری ها بهانه جوی مباش.
منت بردار و منت منه، ناسپاس و بی منت را به خود راه مده.
نان همه کس مخور و نان بر همه کس بده.
با مردم فرومایه منشین.
بدترین عیب پر گفتن را دان.
بیاموز و بیاموزان.

کم گوی و کم خور و کم بخواب.
در سختیها صبر پیشه گیر.
بر شکسته و ریخته افسوس مخور.
آنچه در دست داری شادمان مباش و آنچه از دستت رفت دریغ مخور.
از آسمان سخن را بزرگتر دان.
عجل را در هیچ حالی فراموش مکن.
هر هدفی را وقتی به آن برسی وسیله می شود برای هدفی دیگر.
کسی را به خصومت و جنگ وعده مکن.
از فرمانبرداری نفس حذر کن.
مال را فدای تن کن.
دوست را به تواضع بنده کن، دشمن را به احسان و گذشت دوست کن.
بر زاهد جاهل اعتماد مکن.
در سخن جواب اندیش باش.
کسی را به افراط مگوی و مستای، اگر چه زیان افتد.
بنده ی حرص مباش، خفته ی غفلت مشو.
از گناه لاف مزن.
از داده ی خدا بخور تا کم نشود.
نفس را از برای مال پایمال مکن.
اگر صلح بر مراد برود جنگ مکن.
در سفر خوی از آن خوشتردار که در حضر داشتی.
خود را اسیر شهوت مساز.
از آن سودی که آخرش زیان باشد گرداگرد او مگرد.
برای اندک چیزی خود را بی قدر مکن.
با هیچ بدی همداستان مباش.
بلا را به صدقه و دعا دفع كن.

پیران كار دیده را حرمت دار.
از آموختن علم و پیشه عار مدار.
جرم و بهتان بر كسی منه تا انفعال به تو باز نگردد.
با كسی چیزی را كه جواب آنرا نتوانی شنید مگوی.

در هوای تو-علیرضا افتخاری

در هوای تو(به یاد مهدی موعود حضرت صاحب زمان ارواحنا له فداه ع)

یارا یارا گاهی دل ما را
به چراغ نگاهی روشن کن
چشم تار دل را چو مسيحا
به دمیدن آهی روشن کن

بی تو برگی زردم
به هوای تو می گردم
که مگر بیفتم در پایت
ای نوای نایم
به هوای تو می آیم
که دمی نفس کنم تازه در هوایت

به نسیم کوبت ای گل
به شمیم بویت ای گل
در سینه داغی دارم
از لاله باغی دارم
با یادت ای گل هر شب
در دل چراغی دارم

باغم بهارم باش
موجم کنارم باش

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

به نسیم کوبت ای گل
به شمیم بویت ای گل
در سینه داغی دارم
از لاله باغی دارم
با یادت ای گل هر شب
در دل چراغی دارم

باغم بهارم باش
موجم کنارم باش

بی تو برگی زردم
به هوای تو می گردم
که مگر بیفتم در پایت
ای نوای نایم
به هوای تو می آیم
که دمی نفس کنم تازه در هوایت

بی تو برگی زردم
به هوای تو می گردم
که مگر بیفتم در پایت
ای نوای نایم
به هوای تو می آیم
که دمی نفس کنم تازه در هوایت
تا فدا کنم جان و دل برايت

يک تست عالي براي شناخت شخصيتتان

يک تست عالي براي شناخت شخصيتتان

فکر کنيد خوابيده ايد و خواب مي بينيد. در خواب خود را در خانه اي ايده آل مييابيد. اين خانه چه شکلي دارد؟ آن را توصيف کنيد.
2. حال کنار جاده اي باريک در حال قدم زدن هستيد. ناگهان يک فنجان/ليوان/کوزه ي آب را روي زمين در مقابلتان مي يابيد. چه شکل دارد؟ چه چيز در آن است؟
3. راه تمام مي شود و شما وارد جنگلي مي شويد. تقريباً راهي دراز را مي پيماييد تا به زميني مسطح مي رسيد. در وسط اين زمين ساختماني وجود دارد. اين ساختمان چه نوع ساختماني است؟
4. اطراف ساختمان را باغي پوشانده است. اين باغ را توصيف کنيد.
5. از اين باغ بيرون آمده و دوباره راه جنگل را پيش مي گيريد. در کنار جنگل ديواري وجود دارد. اين ديوار آنقدر بلند است که نمي توان از آن بالا رفت و آنقدر طولاني است که نمي توان آن را دور زد. ناگهان متوجه در کوچکي در ديوار مي شويد. همينطور که به آن نگاه مي کنيد، در به آرامي باز مي شود. شما چه مي کنيد؟ آيا از آن رد مي شويد؟
6. در طرف ديگر ديوار، آب است. اين آب به چه صورتي است؟ آيا مي خواهيد در آن شنا کنيد؟

---------------------------------------
پاسخها:

خانه
خانه نمايانگر ديدگاه شما نسبت به خودتان است. اگر خانه تان قديمي باشد، احتمالاً شما فردي هستيد که از تغيير و دگرگوني خوشتان نمي آيد و به چيزهاي سنتي علاقمنديد. اگر خانه تان بزرگ باشد، نشانگر اطمينان و اعتماد به نفستان است. اگر پر نور و روشن باشد، فردي خوشبين هستيد و اگر تاريک و کم نور باشد فردي بدبين هستيد. تعداد اتاقهاي خانه نمايانگر تعداد افرادي است که دوست داريد در زندگي شما باشند.

ليوان
ليوان نمايانگر ديدگاه شما به عشق است. هر چه اين ليوان زيباتر و گرانبهاتر باشد، همانقدر عشق در زندگي شما اهميت بيشتري دارد و شما فرد رمانتيکي هستيد. محتويات ليوان نشان مي دهد که تجربيات شما تا به حال در عشق چگونه بوده است.

ساختمان
ساختمان نمايانگر ديدگاه شما نسبت به مذهب و خدا است. يک ساختمان محکم و استوار نمايانگر باوري قوي و استوار است. اما اگر ساختمان خرابه و متروک باشد، شما باوري ضعيف به مذهب داريد.

باغ
باغ نمايانگر ديدگاه شما نسبت به دنياي اطرافتان است، کشورتان و يا سراسر جهان. اگر درخت ها و گل هاي باغ شما رو به خشک شدن باشند، اين به آن معناست که شما نگران دنياي اطراف يا آلودگي محيط زيست هستيد.

ديوار
ديوار نمايانگر ديدگاه شما نسبت به مرگ است. اينکه آيا مرگ براي شما پايان همه چيز است و يا چيزي پسِ آن مي بينيد. آيا مستقيم به سمت در مي رويد يا قبل از رفتن اطراف را بررسي مي کنيد؟ يا شايد هم اصلاً وارد آن نمي شويد!؟

آب
آب نمايانگر ديدگاه شما نسبت به آينده تان است. اگر آب را به صورت دريايي پر موج مي بينيد، نسبت به آينده تان احساس خوبي داريد و مثبت فکر ميکنيد. اگر بخواهيد که در آن آب شنا کنيد، اعتماد به نفس داريد و در زندگي ريسک مي کنيد. اگر آب را به صورت حوضي راکد ببينيد، احتمالاً از آينده ي خود و آينده ي جهان ترس داريد


من یک خاطره ای از جناب دکتر اسد اللهی (وقتی در دبیرستان سعدی درس میخوندیم استاد بینش ما بودن)راجب این تست شخصیت به یادم میاد که اگر دوستان مایل باشن تعریف میکنم.
ادامه نوشته

ترکی شعریلر

گوروم دلبر لبون منن سونرا پیمانه سیز قالسون

گوروم دلبر لبون منن سونرا پیمانه سیز قالسون
 یاناقون شمع تکین یانسون ولی پروانه سیز قالسون
 اگر منن سونرا گدسون گلستان رقیبیمده
 چمنلر ریشه دن یانسون ریحانه سیز قالسون
 اگر مجنون گوزی یاشلی دولانسا کوی لیلایه
 گوروم هچ گولمسون لیلا اودا دیوانه سیز قالسون
 اگر منن سونرا گدسون شراب اوسته
 شرابلار قانه دونسون اودا پیمانه سیز قالسون
 اورکدن ایله سم نفرین دیلیم یانسون کباب اولسون
 عزیزیم عشق بازاری گوکزمز چاره سیز قالسون

 گلدیم جانا چرخ فلکون اویناماسیندان

گلدیم جانا چرخ فلکون اویناماسیندان
 قلبیمده نشان واردی اورک داغلاماسیندان
 قویماز قوروسون گوزیاشی مظلوم یاناقیندا
 نامردلرین الده قمه تولاماسیندان
 هر بیر گولون عطری باغی باشدان باشا دوتسا
 بیر گونده دویار جانه اونون ساخلاماسیندان
 یوسف کیمی جانانی ساتار قلب طلایه
 کنعانی سالار ایری بیر عومری بالاسیندان
 زندانی ائدر بولبول خوشخوانی قفسده
 قارقا اوخویار باغدا بوداقین اوجاسیندان
 نامردلره میدان ویری مردین قاباقیندا
 دونیا هاموسی غمدی دیوم من هاراسیندان
 هردم اناسیندان آییرار نازلی بالانی
 مجنون اولی عالم انانین اوخشاماسیندان
 بول نه دیوم عومر نئجه کئچدی قوتاردی
 سینمده یارام وار فلکون اوخلاماسیندان
 هر کیم کی گلوب ایریلاجاق ایستدیگینن
 ایریلدی نئجه شهریار حیدر بابا سیندان

اولا بیر حاکم عادل

چکچلر دارا بیر گون یازیغ آلوده لری

چکمرم ال اتگیندن چکلر دارا منی

ائشید آخیر وئرجک گوشه ی زندانه منی

تحویل آل نرده دالیندان یازیغ آلوده لری

سوباییدم گوزه لیم قاش گوزون آلاتی منی

چاره سیز درده سالیب ائیلیب آواره منی

یوخدی بیر حاکم عادل  ییغا مهپاره لری

آچا زنجیر جفادن یازیغ آلوده لری

سالا جارچی بازارا آی سئون آلسین سئونی

اوندا قورخوم بودی کی هامی سئوه من سئونی

ادامه نوشته

نامردلر سوزی

نامردلر سوزی

ميلت نئجه تاراج اولور اولسون نه ايشيم وار؟
دشمنلره محتاج اولور اولسون نه ايشيم وار؟
قوي من توخ اولوم اؤزگه لر ايله ندي كاريم،
دونيا وجهان آج اولور اولسون نه ايشيم وار؟
سس سالما،‌ياتانلار آييلار، قوي حله ياتسين،
ياتميشلاري راضي دئيلم كيمسه اوياتسين،
تك تك آييلان وارسادا، حق داديما چاتسين،
من ساليم اولوم جمله جهان باتسادا باتسين،
سالما ياديما صحبتي تاريخي جهاني،
ايامي سلفدن دئمه سؤز بيرده فيلاني،
حال ايسه گتير دلماني، ناني،
موستقبلي گؤرمك نه گرك،‌عؤمردو فاني،
اؤولادي وطن قوي هله آواره دولانسين،
چيركاب سفالتده، الي باشي بولانسين،
دول آروات ايسه سائيله اولسون اودا يانسين،
آنجاق منيم آوازه شانيم اوجالانسين،
هر ميلت ائدير صفحه دنياده ترقي،
ائيلر هره بير منزل مأواده ترقي،
يرقان دوشگيمده دوشسده گر ياده ترقي،
بيز ده ائديريك عالم رؤياده ترقي،
ميلت نئجه تاراج اولور اولسون نه ايشيم وار؟
دشمنلره محتاج اولور اولسون نه ايشيم وار؟

صابیردن

وقف پرنده ها-قاسم افشار

وقف پرنده ها-قاسم افشار

آی آدمای مهربون! واجبه که کمک کنیم٬

فکری برای بستن٬ زخمهای شاپرک کنیم.

واجبه که جلا بدیم٬آبی آسمونی رو٬

وقف پرنده ها کنیم٬دونه ی مهربونی رو٬

دونه ی مهربونی رو.

پیکر ناز نسترن٬بستر سبزه و چمن٬

حیفه! که فرسوده بشه!

حیفه! که فرسوده بشه!

آب زلال چشمه ها٬بارون رحمت خدا٬

حیفه! گل آلوده بشه!

حیفه! گل آلوده بشه!

پاکیهای دنیا رو آلودیم!

اینجور اگه٬بگذره نابودیم!

آی آدما! با ندونم کاریتون!

زندگی رو کشتین و خوشنودین!

زندگی رو کشتین و خوشنودین!

کو؟ کجا رفت٬آسمون آبیمون٬

کو؟ کجا رفت٬برکه ی مرغابیمون.

چرا باید بمیرن از تشنگی؟

ماهیهای٬کوچیک سرخابیمون.

چرا باید بمیرن از تشنگی؟

ماهیهای٬کوچیک سرخابیمون.

دشت اگه صحرا بشه٬قاصدکی نمیمونه!

قصّه ی زندگی رو باز٬چکاوکی نمیخونه!

دشت اگه صحرا بشه٬قاصدکی نمیمونه!

قصّه ی زندگی رو باز٬چکاوکی نمیخونه!

چکاوکی نمیخونه!

ای رحم ایلین اهوییه صیادین الینده       گلمیش قاپوا بنده نالان مدد ایله

آمدم ای شاه پناهم بده ... خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجأ درماندگان ... دور مران از در و راهم بده
لایق وصل تو که من نیستم ... اذن به یک لحظه نگاهم بده
لشگر شیطان به کمین من است ... بی کسم ای شاه پناهم بده


مدد ایله

مشکلدیم ای خسرو خوبان مدد ایله
 ای دردلره درمان منه بیر ان مدد ایله
 گلمور قلمیم یازماقا چون شانوه چاتماز
 وصف ایلماقا یوخدی کی امکان مدد ایله
 دریای غمون ساحلینه کیمسه چاتانماز
 گر گتسه بو جور گردش دوران مدد ایله
 ای رحم ایلین اهوییه صیادین الینده
 گلمیش قاپوا بنده نالان مدد ایله

 ایکاش سر کویوه من بیر قوش اولییدیم
 صدقیله دییدوم سنه قربان مدد ایله
 گلدسته لرون نور سپور عرشیله فرشه
 ظلمت اورگیم ایله چراغان مدد ایله
 سن سن ره حقون اقاجان شرط و شروطی
 گل شرطیمیزی ایله چوخ اسان مدد ایله
 عالم دولانور باشیوه آیا نه غریب سن
 عشق عالمینه یوسف کنعان مدد ایله
 کاش قسمت اولا جام وصالون منه هرگون
 مست ایلیه بو جانیمی جانان مدد ایله
 هر چند کی قابل دگولم لطفوه اما
 گل باشیمین اوسته چیخا تا جان مدد ایله


اورک سوزو

بير اوشاقليقدا خوش اولدوم اودا يئر گؤي قاچاراق

قوش كيمي داغلار اوچوب يئل كيمي باغلار كئچدي

سونرا ، بيردن قاطار آلتيندا قاليب ، أوستومدن

دئيه بيلمم نه قدر سئل كيمي ، داغلار كئچدي

أورگيمدن خبر آلسان : « نئجه كئچدي عومرون ؟ »

گؤز ياشيملا يازاجاق : « من گونوم آغلار كئچدي »


زولفون داراماخ رمزيني من شانه ده گوردوم

كول آتشينه يانماغي پروانه ده گوردوم

هر نوع بشريلن دولانوب هم قدم اولدوم

مردانه صفت دوسلاري ميخانه ده گوردوم


گونده منه باش ووران ایندی منه داش وورور.
ایندی منه داش ووران اوزگلره باش وورور.
اوزگه اگر داش وورا دردینه دوزمک اولار.
باخ بورا سوز بوردادی داشلاری یولداش وورور


یار اولدور،یارئلا همدرد اولا
یارئندا أؤز قایتاران یار،سرد اولا
یئمک،ایچمک،یاخشئلئق گؤنؤن گؤرن
ار گؤنؤنده گر دؤنه نامرد اولا


دمیرم مطالیبینن وبلاگی آباد الیین     دییرم دوسلوغا خاطیر نظرینن اورییم شاد الیین

ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت را تبریک عرض میکنم

" زائر "- حامی(به مناسبت ولادت امام رضا ع)-از آلبوم هشت

 خواننده و آهنگساز : حامی          ترانه سرا : بابک صحرایی          تنظیم کننده : پوریا حیدری

(پخش آهنگ در ادامه مطلب)

کاش مث کبوترای حرمت بتونم توی هوات پربکشم 

مث آهویی که تو دام بلاست با نگاهت از خودم رها بشم

کمکم کن توی بهت این مسیر ، یا رضا یا رضا

دستای تنها و خستمو بگیر ، یا رضا یا رضا

واسه این زائر تنها و غریب آخرین همدم و تکیه گاه تویی

وقتی دنیا پر دلواپسیه تنها مقصد تنها جون پناه تویی

هنوزم وقتی که بارون می گیره غنچه ها اسمتو فریاد می زنن

هنوزم به عشق تو ستاره ها ظلمت شبای بغضو میشکنن

کمکم کن توی بهت این مسیر ، یا رضا یا رضا

دستای تنها و خستمو بگیر ، یا رضا یا رضا

ادامه نوشته

آنا ديلينده حضرت مهديه بير شعر

اذن ور یا رب گله مهدی امید هل اتی-حاج ابراهیم رهبر

(پخش آهنگ در ادامه مطلب)

اذن ور یا رب گله مهدی امید هل اتی
شیعیان داغیداری ایلیه غمنن رها

آقا، مولا ، عجّل علی ظهورک
ایلیری ندبه دعاسین روز جمعه، شیعله لر
هر قرائت ده دییلر، جمعه ده مهدی گلر
لطف ایله تز گل آقا ،بو خسته جانلار دینجله
منجی خلق بشر سن، ای امید ماسوا
آقا، مولا ، عجّل علی ظهورک


گل ای ماه  امامت حسرتوخ دیداره مهدی جان

محبت اهلینی قویما بئله آواره مهدی جان

دعامیزده اثر یوخدی بیزیم یوخسا  نماز اوسته

دعا ایلیر هامی اشگین توکور رخساره مهدی جان

اوزون تعجیلوه ایله دعا الله قبول ائتسین

یاغا باران رحمت بلکه بو گولزاره مهدی جان

یالان دوغری لباسینده جهانی چولقییب یکسر

فساد و فتنه نین موجی ایدور فواره مهدی جان

اولوبدور دیللره ازبر کلام الله ولی افسوس

عمل چوخ آز اولور فرموده داداره مهدی جان

بو دوراندا چیخیبدیر امر نهیین نسخه سی یاددان

یازا بیلمیر اطبالر اونی بیماره مهدی جان

عدالت قویلانیب توپراقدادی یا دفتر اوستونده

عمل یوخدور فقط دیلده گلیر اظهاره مهدی جان

اوزون گل عالمی  دولدور انا المهدی صفاسیندان

عدالت باده سین دولدور گتور بازاره مهدی جان

شمادتدن یورولدوخ گل قوتار دونیانی ظلمتدن

اولوبدی داغ هجروندن اورکلر یاره مهدی جان

قالیب یالقیز حسینون انقلابی دوز کومک یوخدی

یالانچی مدعی چوخدی گلیر گفتاره مهدی جان

ریا گرد و غباری دولدوروب آیینه سیماسین

گورورسن اوزده  آغدی باطیننده قاره مهدی جان

قلملر پاسلانیب  یازمیز کاغاذدا يوخدي هئچ تقصير

یازانلاردا یازولا درهم و دیناره  مهدی جان

حقیقت کلمه سی دیلده گزور اما عمل یوخدی

محک یوخودور طلانی چکماقا  معیاره مهدی جان

ربا ترویج اولوب السیزدن هئچ بیر ال دوتان یوخدی

بیری آجدور بیری اما یغییب انباره  مهدی جان

آغیزلار اورگشیب دویمور یماقدان هم دانیشماقدان

بو وسعتلی جهانی تنگ ایدوب احراره  مهدی جان

آقا سن بئل آنان زهرا  ظهوره ائت گیلن تعجیل

یالاندان منده گر چی عاشقم  دیداره  مهدی جان

ادامه نوشته

به یاد پگاه!!!!

نیمه شب آواره و بی حس و حال …

در سرم سودای جامی بی ضوار

پرسه ای آغاز کردیم در خیال

دل بیاد آورد ایام وصال

از جدایی یک دو سالی می گذشت

یک دو سال از عمر رفت و بر نگشت

دل بیاد آورد , اول بار را

خاطرات اولین دیدار را

آن نظر بازیان , اصرار را

آن دو چشم مست آهو وار را
همچو رازی مبهم و سر بسته بود

چون من از تکرار, او هم خسته بود

آمد و هم آشیان شد با من او

همنشینو هم زبان شد با من او

خسته جان بودم که جان شد با من او

نا توان بود و توان شد با من او

دامنش شد خوابگاه خستگی

این چنین آغاز شد دلبستگی

وای از آن شب زنده داری تا سحر

وای از آن عمری که با او شد به سر

مست او بودم ز دنیا بی خبر

دم به دم این عشق می شد بیشتر

امد و در خلوتم دمساز شد

گفتگو ها بین ما آغاز شد

گفتمش در عشق پا برجاست دل

گر گشای چشم دل , زیباست دل

گر تو ساحل می شوی دریاست دل

بی تو شام بی فرداست دل

دل ز عشق روی تو حیران شده

در پی عشق تو سرگردان شده

گفت در عشقت وفا دارم بدان

من تورا بس دوست می دارم بدان

شوق وصلت را به سر دارم بدان

با تو شادی می شود غمهای من

با تو زیبا می شود فردای من

گفتمش عشقت به دل افزون شده

دل ز جادوی رخت افسون شده

جز تو هر یادی به دل مدفون شده

عالم از زیبایت مجنون شده

بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش

طعمه بوسه از سرم برد عقل و هوش

در سرم جز عشق او سودا نبود

بهر کس جز او در این دل جا نبود

دیده جز بر روی او بینا نبود

همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود

خوبی او شهره ی آفاق بود

در نجابت , در نکویی پاک بود

روزگار , روزگار اما وفا با ما نداشت

طاقت خوشبختی مارا نداشت

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت

بی گمان از مرگ ما پروا نداشت

آخر این قصه هجران بود و بس

حسرت و رنج فراوان بود وبس

یار ما را از جدایی غم نبود

در غمش مجنون عاشق کم نبود

بر سر پیمان خود محکم نبود

سهم من از عشق جز ماتم نبود

با منه دیوانه پیمان ساده بست

ساده هم آن عهد و پیمان را شکست

بی خبر پیمان یاری را شکست

این خبر ناگاه پشتم را شکست

رفت و با دلداره دیگر عهد بست

با که گوییم ؟ که او همخون من است

خصم جان و تشنه ی خون من است

عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست

با چنین تقدیر بد تدبیر نیست

از غمش با دود و دم همدم شدم

باده نوش غصه ی او من شدم

مست و مخمور و خراب از غم شدم

ذره ذره آب گشتم , کم شد

آخر آتش زد دل دیوانه را

سوخت بی پروا پر پروانه را

عشق من , از من گذشتی , خوش گذر

بعد از این حتی تو اسمم را نبر

خاطراتم را تو بیرون کن ز سر

دیشب از کف رفت فردا را نگر

آخرین یکبار از من بشنو پند

بر منو بر روزگارم دل نبند

عاشقی را دیر فهمیدی چه زود

عشق دیرین گسسته تار و پود

گر چه آبه رفته باز آید به رود

ماهی بیچاره اما مرده بود

بعد از این هم آشیانت هر کس است

باش با او یاد تو مارا بس است

منی سئخدی زمانه اورگیم قان اولدی

داغ اولاخ ، اوجا اولاخ ... آشمياخ!
 دريا اولاخ ، موج اولاخ ... داشمياخ!
 ايلان اولاخ ،‌ افّي اولاخ ... ساشمياخ!
 مرد اولاخ ،‌سوز دانيشاخ ... قاشمياخ


منیم تک سنده رویا اهلی سن

اولموشام بیزار عشقیندن کی سودا اهلی سن

بیلمه سن بیر تشنه حالین سانکی دریا اهلی سن

من کی صحرادن گلیردیم قطرییه محتاجیدیم

سنده کی آتدین دئدین گئت سنده صحرا اهلی سن

دوز دئدین دریا قووشماز هئچ زمان صحرائیلن

آنلادیم آخر کلاموندان کی معنا اهلی سن

گؤرمه دیم رویاده حتی چهره ی آرامووی

اونداکی بیلدیم منیم تک سنده رویا اهلی سن

عشق بازاریندا پایلیردیم محبت گوللرین

سن باخارکن من خیال ائتدیم تمنا اهلی سن

باخدین اما آلمادین حتی اونون بیر شاخه سین

سن اوزاخلاشدیقجا من بیلدیم تماشا اهلی سن

دامجی دامجی گؤز یاشیم آخدیقجا گؤزلردن شفیق

یازدی اؤز شعرینده الحق سنده دونیا اهلی سن

 

 سنده آخیر عشق بازاریندا اویناتدین منی

سنده آخیر عشق بازاریندا اویناتدین منی

بی وفالر مکتبیندن درس آلیب آتدین منی

سنده آخیر وئرمه دون عشقه بها ای بی وفا

سنده آخیر چوخ اوجوز بیر قیمته ساتدین منی

سن کی عشقیلن محبتدن دئیه ردون هر زمان

پس نئجه انصاف ائدیب بیر بئیله آغلاتدین منی

سن دئمیشدون ائیله رم اثبات من عشقین گوجون

اما آخیر بیر سحر یالقیز لارا قاتدین منی

سن کناریمدا اولارکن سانکی بیر دریائیدیم

سن گئدیب بیر لحظه ده صحرایه اوخشاتدین منی

سن گئده ندن بیلمیرم صبحیله شامین فرقینی

تار ائدیب صبحی گوزومده شامه آلّاتدین منی

سن دییه ردون تا نفس وار پوزمارام پیمانیمی

سیندیریب پیمانیوی بیر عؤمر آغلاتدین منی

سن گئده رکن یازدی بیر شعریله اؤز دردین شفیق

گئتدین اما داغ هجرانیندا قایناتدین منی

 

 ديمگ اولمور اورگين درديني حتي آنيا

گئنه اود دوتدي اورك ياندي محبت اودونا
 آيريلق صحبتي خوش گونلري سالدی ياديما
 سنده سالدون مني گوزدن ايله بيگانه كيمي
 يوخدي بير كس نظر ايتسون بو پريشان حاليما
 قالا بير خوش كونه حسرت سني مندن ايران
 گوندوزي شام اولا منتك گوزي ياشلي دولانا
 گل گيلن منتظرم وار گوزوم اوستونده يرين
 گل گوزوم ياشيني سيل چك اليوي بير باشيما
 وار اوميديم هله بيريولدا بيزه باش چكه سن
 ياتمارام صبحه كيمي گوز تيكرم من قاپويا
 گاه اولوب شاد گهي غصه لنوب اغلييارام
 ديمگ اولمور اورگين درديني حتي آنيا
 عشق درسين منه اورگتدي اوشاخليقدا انام
 باغبان عشقيله گول بسلدي ويردي خزانا
 من گرگ بو گئجه بير ياديویله خلوت ايده م
 يالوارام صبحه قدر بلكه ياتان بخت اويانا
 قورخورام عمر چراغي سونه سن گلمييسن
 گوزلويم يول گيجه گوندوز جوان عومروم قوتارا

 هجران گیجه سی

منی سئخدی زمانه اورگیم قان اولدی
 سرداشیم اولمادی عالم منه زندان اولدی
 اوتورا بولمدیم ایوده قاپویا بویلاندیم
 بلکه جان صاحبی بیر لحظه نمایان اولدی
 سایدیم اولدوزلاری بیر بیر او قرانلوق گیجه ده
 اغلادیم صبحه قدر گوزده کی یاش قان اولدی
 هی گوزوم یاشینی توکدوم یوزه هجران گیجه سی
 قالدی یوللاردا گوزوم صبر ایوی ویران اولدی
 بیر کسیم اولمادی سرداشیم اولا غملی گونوم
 قورتارام جانیمی غمدن مگر امکان اولدی
 ایریلیقدان باشما گلدی نه لر بولمدون هیچ
 سئل کیمی غم توکولوب باشیمه عمان اولدی
 تانری چاره م ندی عشقون قوشی باغیمدن اوچوب
 بولورم گئتدی هارا کیملره مهمان اولدی
 بولمورم یول اوزاق اولدی کی گلوب چئخمادی یار
 یا وفاسیزلیق ایدوب اوزگیه جانان اولدی
 یا کی مندن اورگی سیندی داها گلمیجک
 یا کی اوز باغلادیقی عهدینه پشمان اولدی
 یارین عشقیله گئچدیم گئجه می گوندوزومی
 وصلینی ارزیلادیم قسمتیم هجران اولدی
 ایری بیر سوز دیمرم ساغلیقینی ارزیلارام
 بلکه گلدی یئنه اولده کی دوران اولدی

انگار نه انگار(از آلبوم برای اولین بار)-احسان خواجه امیری

 انگار نه انگار-احسان خواجه امیری

(پخش آهنگ در ادامه مطلب)

کنج خونه نشستی و
درو رو دنیا بستی و
از بس شکایت می کنی
به مردن عادت می کنی
هی میگی تقدیر منه
نمیگی تقصیر منه
تو این وسط چی کاره ای
که عمریه آواره ای

بهش میگم بسه دیگه
چیکار داری کی چی میگه
نذار خودتو سر کار انگار نه انگار
میگم هنوز دیر نشده
هنوز دلت پیر نشده
پاشو و دست رو دست نذار انگار نه انگار

توی گذشته موندی و
هی دلتو سوزوندی و
هر چی میگم بخند یه بار انگار نه انگار

انگار همه بیکارن و
دشمنی با تو دارن و
همش باتو بد میکنن
راه تو رو سد میکنن

اینا همش بهونته
کارای بچه گونته
چشم دلت تا نبینه
صد سال دیگم همینه

این دیگه حرف آخره
عمر تو داره میگذره
تموم که شد به روت نیار انگار نه انگار

ادامه نوشته