سوالات کارشناسی ارشد

سوالات کارشناسی ارشد صنایع – صنایع از سال 1379 تا 1388

لینک دانلود:
http://inden5.persiangig.com/sanayesanaye1379.rar
http://inden5.persiangig.com/sanayesanaye1381.rar
http://inden5.persiangig.com/sanayesanaye1382.rar
http://inden5.persiangig.com/sanayesanaye1383.rar
http://inden5.persiangig.com/sanayesanaye1384.rar
http://inden5.persiangig.com/sanayesanaye1385.rar
http://inden5.persiangig.com/sanayesanaye1386.rar

مهندسی صنایع - مهندسی صنایع سال 1387
 جهت دریافت سوالات هر درس بر روی نام آن راست کلیک کنید وsave traget asرا بزنید:
 
 
مهندسی صنایع - مهندسی صنایع سال 1388 
 جهت دریافت سوالات هر درس بر روی نام آن راست کلیک کنید وsave traget asرا بزنید:
 

سوالات کارشناسی ارشد صنایع – سیستم و بهره وری از سال 1383تا 1388

لینک دانلود:
http://inden5.persiangig.com/sanayesystem1383.rar
http://inden5.persiangig.com/sanayesystem1384.rar
http://inden5.persiangig.com/sanayesystem1385.rar
http://inden5.persiangig.com/sanayesystem1386.rar
http://inden5.persiangig.com/sanayesystem1387.rar
http://inden5.persiangig.com/sanayesystem1388.rar

کارشناسی ارشدمهندسی صنایع-گرایش مالی 1388

http://inden4.persiangig.com/sanayemali88.rar

سوالات و کلید کارشناسی ارشد 87مهندسی صنایع-سیستمهای اقتصادی اجتماعی

http://www.4shared.com/file/89480773/6f61043c/sanaye_system_87.html

سرزمین مهندسی صنایع

سرزمین مهندسی صنایع

مفاهیم، موضوعات کلیدی و راهگشا، روش های حل مسأله، راهکارها و قوانین طلایی در دنیای نامحدود اطلاعات مهندسی صنایع حرفه ای

مدیریت کیفیت نگهداری و تعمیرات مهندسی صنایع
تولید، کنترل موجودی، طرح ریزی و ارزیابی کار و زمان تجارت، تجارت الکترونکی و شبکه های مجازی اندیشه، مدیریت اندیشه و اندیشه محوری
تکنیک های حل مسئله برنامه ریزی ریاضی مدیر، رئیس و رهبر
مهندسی ارزش مدیریت تحول کار تیمی
آینده پژوهی و آینده نگاری مديريت دانش مديريت استراتژيک
مهندسی مجدد اخلاق حرفه ای مدیریت تولید
مدیریت مشتری مدار مدیریت بازاریابی مدیریت زمان
فناوری اطلاعات عوامل انسانی معماری سازمانی
مديريت خلاقیت مدیریت بحران آمار و احتمالات
دست نوشته های اجتماعی مدیریت پروژه مديريت بهره وري

ویترینمحصولات فرهنگی اندیشگاه

تا زمانیکه به قله نرسیده ای هرگز بلندای کوهی را اندازه نگیر. تنها آن هنگام در می یابی که کوه چه کوتاه بود. (داگ هامرشولد (1961-1905 میلادی). سوئد)

بسته ها و هدیه های تخصصیبسته ها و هدیه های تخصصی

لوح های فشرده چندرسانه ایلوح های فشرده چندرسانه ای

انتشارات شکیبکتاب های تخصصی منتشره

اندیشگاه علم و صنعت جهان معاصراندیشگاه علم و صنعت جهان معاصر

ما ناگریز تشنه می شویم و به سمت صدای آب حرکت می کنیم. (جلال الدین مولوی (1273-1207 هجری شمسی).ایران باستان)

هیئت مدیره و همکاران اندیشگاههیئت مدیره و همکاران اندیشگاه

ارتباط با اندیشگاهارتباط با اندیشگاه

درباره اندیشگاهدرباره اندیشگاه

پرسش و پاسخپرسش و پاسخ

برنامه های عملیاتی علمی، صنعتیبرنامه های عملیاتی علمی فرهنگی،صنعتی و تحقیقاتی

چشم انداز، مأموریت، اهداف تخصصیچشم انداز ،ماموریت،اهداف تخصصی

ساختار سازمانی اندیشکده هاساختار سازمانی اندیشکده ها

 

کلیک کنید

جایگاه مهندسی صنایع در مقایسه با مدیریت و سایر رشته ها--نا امنی مهندسی صنايع! ۲-اثر بستنی وانیلی در

جایگاه مهندسی صنایع در مقایسه با مدیریت و سایر رشته ها (حتما بخونید)

آوریل 15th, 2009      قاسم مختاری

به عنوان یک مهندس صنایع ، یک مدیر اجرایی و یک مدرس دانشگاه، در موقعیت های مختلفی مواجه با مقایسه رشته مهندسی صنایع با مدیریت (و بخصوص گرایش های مدیریت صنعتی و MBA ) بوده ام.
در مواقعی با دانش آموخته های تحصیلات تکمیلی رشته مدیریت صنعتی برخورد داشته ام که مدعی اند که می توانند دروس تخصصی رشته مهندسی صنایع را تدریس کنند چون کارشناسی مدیریت صنعتی همان کارشناسی مهندسی صنایع است !
در مواقعی یک کار را به یک کارشناس مهندسی صنایع ارجاع داده ام اما گفته است که “من مهندس صنایع هستم و نه مهندس کامپیوتر ! ”
مهندسین صنایعی را دیده ام که متمرکز بر یک فیلد تخصصی(نظیر ساخت و تولید یا کامپیوتر) شده و بیشتر به یک کارشناس آن فیلد تخصصی شبیه ترند تا یک مهندس صنایع !
در مواقعی نیز با مهندسین صنایعی مواجه شده ام که فکر می کنند با وجود آنها ، مدیریت صنعتی ، دیگر جایی برای اظهار وجود ندارد و مهندسین صنایع می توانند از پس هر کار مدیریتی برآیند.

اولین کاری که باید انجام دهیم ، انتخاب مبنای مقایسه است. یک مبنای اصولی برای مقایسه جایگاه رشته های مختلف ، مقایسه دروسی است که دانشجویان هر رشته می گذرانند. مبنای دوم ، بررسی نیاز سازمان ها به تخصص ها و دیدگاههای مختلف است. من سعی می کنم از هر دو مبنا استفاده کنم.

واقعیت این است که مهندسی صنایع ، بازوی اجرایی مدیریت برای بهبود سیستمها است. مدیریت یک دید کلان نسبت به همه وجوه یک سازمان دارد (نظیر مالی و حسابداری، بازاریابی و فروش، تولید، منابع انسانی و…) که مهندسین صنایع چنین دیدگاه جامعی را ندارند. به عبارت دیگر ، مهندسی صنایع ، به عنوان پلی بین مدیریت و رشته های فنی عمل می کند. به همین دلیل است که در رشته مدیریت ، با ابزارها و تکنیک هایی آشنا می شوند که مهندسین صنایع آنها را خیلی عمیق تر مطالعه می کنند و از طرف دیگر ، مهندسین صنایع ، دروس فنی (نظیر فیزیک ، استاتیک ، مقاومت مصالح ، علم مواد ، روشهای تولید، مبانی برق ، شیمی عمومی ، برنامه نویسی کامپیوتر، نقشه کشی صنعتی و …) را می گذرانند تا بتوانند با کارشناسان رشته های فنی ، ارتباط برقرار نمایند؛ در حالی که دانشجویان رشته مدیریت ، چنین دوروسی را پاس نمی کنند. مهندسین صنایع ، برخی دروس مدیریتی( نظیر اصول مدیریت ، اصول حسابداری ، اقتصاد خرد و کلان) را می گذرانند تا بتوانند دیدگاه هزینه-فایده و اقتصادی را بدست آورند.
مهندس صنایع ، کسی است که بتواند حرکت بین کل و جزء را انجام دهد. یعنی از یک طرف ، یک مهندس صنایع باید بتواند همانند یک مدیر ارشد به موضوعات بنگرد. نگرش مدیریت ارشد به هر موضوع عمدتاً از دیدگاه هزینه-فایده و ارتباط آن با سایر وجوه سازمان است. مهم است که مهندسین صنایع بتوانند چنین دیدگاهی داشته باشند. گفتن این موضوع بسیار ساده و عمل کردن به آن بسیار مشکل است.
یک نقطه ضعف رشته های تخصصی ، محدود نمودن نگرش افراد است. یکی از این محدودیتها ، عدم توجه علمی و جدی به هزینه-فایده در تصمیم ها و طراحی ها است. معیار مورد نظر آنها برای موفقیت ، It works است. یعنی اگر سیستم طراحی و اجرا شده توسط آنها کار کند، خود را موفق می دانند. به عنوان مثال ، یک مهندس کامپیوتر ، متمرکز بر طراحی و ساخت نرم افزاری است که “کار کند” و یا حداکثر ، برتری های فنی داشته باشد اما کمتر آنرا از دیدگاه هزینه-فایده تحلیل می کند. بنابراین یکی از وظایف مهندسین صنایع در پروژه های نرم افزاری ، داشتن دیدگاه هزینه-فایده است.
اعتراف می کنم که در تجربیات کاری خود ، گاهی اوقات من نیز محدود به معیار It works شده ام و اکنون نزد خودم ، این موارد را به دلیل برآورده نکردن انتظار سازمان و مدیر ارشد در داشتن دیدگاه هزینه-فایده ، تجربیاتی شکست خورده تلقی می کنم.

از طرف دیگر ، مهندسین صنایع باید بتوانند به میزانی دانش تخصصی در زمینه فعالیت خود کسب نمایند که توان برقراری ارتباط با متخصصین رشته های دیگر (نظیر کامپیوتر ، مکانیک ، عمران و …) را دارا باشند. کسانی که تجربه کاری دارند ، این موضوع را احتمالاً تجربه نموده اند و با مواردی برخورد کرده اند که بچه های رشته های دیگر ، مهندسین صنایع را به دلیل نداشتن تخصص در زمینه فعالیت سازمان ، به سخره گرفته اند و یا سرکارشان گذاشته اند یا حداقل جدی نگرفته اند.
از این دیدگاه ، ضعف مهم مهندسین صنایع ، نداشتن دانش تخصصی کافی است.

حرکت بین جزء و کل (یا به عبارت دیگر در حد فاصل مدیریت و رشته های فنی ماندن) کاری بس مشکل است. برخی کل نگر شده و دوست دارند مدیر شوند که در این صورت باید سایر جنبه های دانش مدیریت را نیز کسب نمایند تا طبل غازی نشوند. برخی نیز جزء نگر شده و روی یک فیلد متمرکز می شوند. شاید به دلیل مشکل بودن ایفای چنین نقشی است که برخی از کشورها و دانشگاهها ، عطای داشتن رشته ای با محتوای مهندسی صنایع را به لقایش بخشیده اند و آنرا بین رشته های مختلف، تقسیم نموده اند.

یک راه حل ، افزایش دروس اختیاری مهندسین صنایع است تا بتوانند با توجه به علاقه خود ، یک زمینه تخصصی را انتخاب نموده و در آن زمینه ، دانش بیشتری کسب نمایند.
راه حل دیگر ، افزایش سطح و عمق مطالبی است که در دروس مهندسی صنایع ارائه می گردد. به دلیل کاهش سطح و عمق مطالب است که رشته مهندسی صنایع را به رشته ای آسان (بخوانید گلابی) تبدیل نموده است. در حالیکه اگر مهندسین صنایع بخواهند دانش تخصصی کافی کسب نمایند، کاری بس مشکل خواهند داشت و کسی ، رشته مهندسی صنایع را گلابی نخواهد نامید. به عنوان مثالی از تجربیات شخصی و عملی خود می توانم دروس MIS ، کنترل کیفیت ، کنترل پروژه و برنامه ریزی تولید را نام ببرم.
با آنچه که در درس کنترل پروژه در بسیاری از دانشگاهها ارائه می شود ، دور از انتظار نیست که در دانشگاه متهم به رشته گلابی شویم و در سازمانها نتوانیم انتظارات مدیریت ارشد را برای بهبود و جاری نمودن دیدگاه هزینه-فایده و بهینه سازی در تصمیمها، برآورده نماییم و رشته های دیگر نیز مهندسین کنترل پروژه را با دادن اطلاعات غلط یا جدی نگرفتن ، سر کار بگذارند. آنچه اغلب مهندسین صنایع ما از دانش کنترل پروژه با خود از دانشگاه به سازمان ها می برند، در موارد زیر خلاصه می شود:
درخواست WBS پروژه با سؤال از مهندسین و بخش های مختلف سازمان
دریافت روابط پیش نیازی بین فعالیتها و زمان آنها
ترسیم گانت چارت و پرینت رنگی آن و ارسال آن برای بخش های مختلف
پرسیدن درصد پیشرفت و بروزآوری گانت چارت
از دیدگاه سایر رشته های تخصصی ، آنچه مهندسین صنایع از کنترل پروژه بلدند ، در 10 روز قابل فراگیری است ! از دیدگاه مدیریت ارشد نیز مهندسین صنایع نمی توانند بهبود و تحولی را ایجاد کنند !
اما چنانچه مهندسین صنایع بخواهند در کنترل پروژه موفق باشند باید سطح و عمق دانش خود را در این زمینه گسترش دهند. منظور از سطح این است که مهندسین صنایع باید دیدگاه مدیریت پروژه داشته باشند. یعنی با موضوعاتی از قبیل Project Initiation , Project Charter, Kick Off Meeting ، Scope Management ، Procurement Management ، Risk Management ،Configuration Management و … آشنا باشند.
از نظر عمق نیز منظور این است که مثلاً دانش مهندس صنایع از WBS در چند جمله خلاصه نشود. اغلب، آنچه مهندسین صنایع از WBS در دانشگاه می آموزند (البته اگر بیاموزند! ) این است که WBS ، ساختار شکست فعالیتها را به صورت درختی ارائه می کند. بنابراین در عمل نیز چیز زیادی برای گفتن در این زمینه ندارند. اما آنچه مهندس صنایع باید به خوبی بداند ، انواع مختلف WBS ، تأثیرات متقابل بین WBS و روش برنامه ریزی و کنترل پروژه ، روش های اعتبارسنجی WBS و … است. فقط در این صورت است که کارشناسان رشته های دیگر ، نیز مهندسی صنایع را جدی گرفته و احساس می کنند با یک رشته کارشناسی طرفند که طی 10 روز قابل فراگیری نیست.
یکی دیگر از اشکالات اغلب ما مهندسین صنایع این است که از ترکیب دانش خود در زمینه های مختلف ، به خوبی استفاده نمی کنیم. به عنوان مثال ما اغلب تصور می کنیم فقط اگر مسئول کنترل پروژه در یک سازمان شدیم ، باید از آنچه در زمینه کنترل پروژه فرا گرفته ایم ، استفاده نماییم اما واقعیت این است که بسیاری از فعالیت های ما در سازمانها و حتی در زندگی شخصی خود ، به صورت پروژه قابل تعریف بوده و باید از دانش خود در کنترل پروژه برای انجام بهتر آنها استفاده نماییم.
بنابراین جایگاه مهندسی صنایع و مدیریت صنعتی ، یکسان نیست و اینها حلقه های به هم پیوسته یک زنجیر هستند.           منبع :
وبلاگ دکتر مختاری


ادامه ی مطلب:۱-نا امنی مهندسی صنايع! ۲-اثر بستنی وانیلی در روشن شدن خودرو.عجیب اما واقعی

ادامه نوشته

مدل کارت امتیازی متوازن

 

مدل کارت امتیازی  متوازن(Balanced Score Card model)

 

مدل ارزیابی متوازن تکنیکی جهت تبدیل استراتژی به عمل می باشد، به عبارتی دیگر مدل مزبور تکنیکی جهت عملیاتی ساختن آرمان، ماموریت، استراتژی‌های سازمان‌ها  بوده وچشم انداز آینده شرکت حوزه اصلی بررسی‌های مدل ارزیابی متوازن می باشد. کارت امتیازی متوازن صرفا  نقش کنترلی نداشته است و معیارهای آن  برای توصیف عملکرد گذشته بکار نمی‌روند بلکه این معیارها ابزاری جهت تبین استراتژی ساز مان می باشد که با هماهنگی فعالیت ها در سطوح مختلف سازمان امکان دستیابی به اهداف سازمانی را میسر می‌سازد.

- دلایل عدم اجرای استراتژی های تدوین شده در سازمان

بر اساس تحقیقاتی که توسط کاپلان و نورتون در بیش از 500 واحد صنعتی صورت گرفت،بسیاری از مدیران ارشد واحد های صنعتی ازاجرای استراتژی درسازمانها رضایت نداشته که عمده‌ترین دلیل آن تدوین استراتژی در سطوح بالای سازمان وعدم مشارکت اعضاء در فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک  می باشد.

در تحقیقات کاپلان و نورتون دلایل عدم  اجرای اثربخش استراتژی های تدوین شده به شرح زیربیان شده است.

1-عدم مشارکت کارکنان در فرآیند برنامه ریزی استراتژیک شرکت

استراتژی های سازمانی جهت حصول به نتایج مورد انتظار می بایست با مشارکت وتعامل کار کنان کلیدی سازمان تهیه و تدوین گردد ،از اینرو تهیه و تدوین استراتژی های سازمانی بدون مشارکت پرسنل سازمان از ضمانت اجرائی لازم بر خوردار نخواهد بود.

2-موانع مدیریتی

سیستم ها و زیر ساختار های مدیریتی در سازمان‌ها جهت کنترل و هماهنگی فعالیت‌ها واقدامات تدوین شده است و می بایست متناسب با تغییرات و تحولات محیطی مورد ارزیابی و بازنگری قرار گیرد٬ لذا عدم تحقق این امر سازمانها را در مواجهه با تغییرات و تحو لات محیطی ناتوان ساخته است و موجب از دست رفتن مزیت های رقابتی می شود .

3- موانع عملیاتی

در بسیاری از سازمان‌ها فرایند بر نامه ریزی بطور مجزا از فرآیند برنامه ریزی استراتژیک انجام می شود و این در حالیست که دوفرآیند مذکور به یکدیگر مرتبط بوده‌اند و عدم توجه بدین موضوع  منجر به بروزموانع و محدودیت‌هایی جهت اجرای استراتژی‌های سارمانی می شود.

4- موانع کارکنان

عدم همسوئی اهداف کارکنان با اهداف سازمانی و عدم انطباق نظام انگیزش  و ارزیابی  عملکرد کارکنان با اهداف و استراتژیهای شرکت، موجب عدم تحقق استراتژی های سازمانی شده و درنتیجه استراتژی های سازمان در اجراء با مقاومت کار کنان مو اجه می شود .

ازدید گاه کاپلان و نورتون عواملی که فوقا بدان اشاره گردید عمده ترین دلایل عدم اجرای مو فقیت آمیز استراتژی درسازمانها می باشدو  مدل کارت امتیازی متوازن با هدف رفع موانع مذکور ارائه شده است.

مدل کارت امتیازی متوازن٬ نگرش جدیدی جهت اجرای استراتژی در سازمان می باشد و بدنبال اندازه‌گیری انگیزه‌ها در سازمان می باشد به عبارت دیگر مدل مزبور بدنبال پاسخگوئی بدین موضوع است که اساسا چه کارهائی باید انجام شود و چه شاخص‌های می‌بایست مورد ارزیابی قرار گیرد.

مدل کارت امتیازی متوازن برد و مفهوم اصلی در سازمان‌ها اشاره دارد. موضوع نخست تاکید آن بر فرآیند تدوین استراتژی و هدف گذاری در تمامی سطوح ساز مان و آنگاه ارزیابی میزان موفقیت سازمان در دستیابی به اهداف تدوین شده می باشد.

تدوین استراتژی و  اهداف و اندازه گیری آن  برای سازمان‌ها دارای مزایائی به شرح زیر می باشد:

1-    شفاف سازی و بیان آشکار مفاهیم بیان شده در استراتژی های  سازمان .

2-    شناسائی انحرافات عملکردی و برنامه ریزی جهت بهبود آن.

3-    ایجاداجماع نظری(اتفاق نظر ) در خصوص فعالیت ها ی اصلی وتشویق روحیه کار تیمی  در سازمان.

دومین مفهوم اساسی مدل کارت امتیازی متوازن بر چها رمفهوم ادراکی در سازمانها تاکید دارد . کاپلان و نورتون دریافتند که فرآیند تصمیم گیری در سازمان ها تحت تاثیر محدودیت ها  وپارامتر های مالی قرار داشته که دو مورد از مشخص ترین آنها به شرح زیر می باشد:

1-  نخست اینکه پارامتر های مالی روندها، عوامل و تصمیمات گذشته سازمان را منعکس می سازد که مو جب ایجاد ارزش شده  است واین عوامل و معیار ها  لزوما  موجب ایجاد ارزش برای سازمان درآینده نخواهد شد.به بیانی دیگر،سازمانها نبایست تنها بر عوامل ومعیار هایکه  در گذشته موجب ایجاد ارزش در سازمان گردیده تمرکز نمایند و استفاده از شاخص های مالی به تنهائی وتصمیم گیری برآن اساس همانند رانندگی اتو مبیل از طریق آیینه خودرو می باشد.

2-  دومین موضوع، تصمیم گیریهای سازمانی صرفا بر اساس منافع کوتاه مدت موضوعات طرح‌ها می باشدکه این امر و تصمیم‌گیری صرفا بر اساس این شاخص، تهدیدی برای سلامت سازمان می باشد .

جهت رفع مسائل و مشکلاتی که پیش از این بدان اشاره گردید،کاپلان ونورتون در مدل کارت امتیازی متوازن چهار چهارچوب(دیدگاه) ادراکی را پیشنهاد نمودند که به شرح زیر می باشد :

- دیدگاه مالی :آیا سهامداران سازمان از عمکرد ما راضی هستند؟

- دیدگاه مشتری :مشتریان چگونه به ما می نگرند ؟

- دیدگاه فرآیند کسب و کار :در چه اموری باید سرآمد بوده و از مزیت رقابتی برخوردار باشیم ؟

- دیدگاه یادگیری سازمانی: آیا می توانیم همچنان به بهبود مستمر و ایجاد ارزش افزوده برای مشتریان‌مان ادامه دهیم؟

مدیریت سیستم های اطلاعاتی

 

امروزه اهميت اطلاعات و اطلاع رساني بر كسي پوشيده نيست. اطلاعات بعنوان منبع اصلي قدرت و تسلط بر ديگران نقش مهمي را برعهده دارد. يكي از اساسي ترين و حياتي ترين كاربردهاي اطلاعات را مي توان در زمينه هاي مديريت مشاهده كرد. به‌كارگيري اطلاعات صحيح ، دقيق و بموقع در تصميم گيري ها ، برنامه ريزي ها و ديگر مسايل مديريت مي‌تواند در نوع سرنوشت سازمان بسيار موثر باشد . در عصر دانش كنوني، گسترش و پيچيدگي سازمان‌هاي تخصصي سيستم‌هاي مديريت سنتي را غيركارآمد ساخته و ابزار نوين و كارآمد امروز چيزي به جز سيستم هاي اطلاعات مديريت نيست.

سيستم‌هاي اطلاعات مديريت ، سيستم‌هاي رسمي و غير رسمي كه اطلاعات قديم ، حال و مربوط به آينده ، بصورت كتبي و شفاهي  ، مرتبط با عمليات داخلي سازمان و محيط آن فراهم مي سازد و سپس به‌وسيله اطلاعات فراهم شده در چهارچوب زماني مقتضي به‌منظور به‌كاربردن در تصميم گيري از مديران ، پرسنل و اجزا كليدي محيط پشتيباني مي كند.
اجزاي سيستم هاي اطلاعات مديريت را مي توان به صورت زير تقسيم بندي كرد

۱-مدیریت سیستم های اطلاعاتی

                           
۲- سيستم‌هاي پردازش


۳-    اطلاعات


 
مديريت سيستم‌هاي اطلاعات:
مديران در مقابل تبادل اطلاعات و برقراي ارتباطات و رهبري سازماني خود در نقشهاي مختلف ظاهر مي‌شوند، اما اين قدرت مديريت اطلاعات آنهاست كه نوع نقشي را كه بايد ايفا كنند براي آنها تعيين مي‌كند.
 
- نقش‌هاي مديريت در سيستم‌هاي اطلاعات مديريت و سازمان:

ادامه نوشته

با کلیک روی دکمه ی سبز میتونین آهنگ رو دانلود کنید.

اول برید از اون پایین از طریق player ،بارگذاری شبکه ی جام جم ۳ و اون آهنگ بی تو ای صاحب زمان را قطع کنید بعد از روی این player دکمه پخش رو بزنید و مدتی صبر کنید.


توسعه استراتژي هاي مديريت منابع انساني

مقدمه:

مديريت منابع انساني شامل استراتژيهاي مختلف و متفاوتي است . که با گامهاdي ساده اما کاربردي، قابل يادگيري است .

دراين قسمت قصد داريم؛ به بعضي از اين گامهاي اساسي براي توسعه استراتژيهاي مديريت منابع انساني،  که چگونگي تامين نيازهاي دوطرفه سازمان و کارمندان به صورت موثر و کارا است، برايتان توضيح دهيم.

متن مقاله:

گام اول :

عکس بزرگ بگيريد .

•        استراتژي هاي شغلتان را ياد بگيريد.

•        نيروهاي محرک و کليدي شغلتان را پيدا کنيد و بدانيد ، کدامها هستند؟

به عنوان مثال:تکنولوژي ، رقبا ، بازار .

•        ببينيد؛ تاثير نيروهاي محرک بر جوانب سازمان چيست.

گام دوم:

ماموريت سازمان يا قصد ونيت سازمان را توسعه دهيد .

اين مورد به افراد خارج سازمان نيز مرتبط است.به هر آن طور که مي توانيد ماموريت سازمان را توسعه دهيد . سعي کنيد کارمندان را با هدف سازمان آشنا کنيد. و ديد آنها را از هدفشان از فعاليت، معلوم کنيد.

گام سوم :

تجزيه جزء به جزء سازمان.(SWOT)

•        نقاط ضعف و قوت تجارت  يا سازمان خود را کاملا" تجزيه کنيد .

•        تواناييها و ظرفيتهاي سازمان را خوب در يابيد .

•        محيط خارج سازماني را نيز خوب تجزيه و تحليل کنيد .

•        تمام فرصتها و تهديدهاي قابل شناسايي سازمان را، که هم به کارمندان و هم به تجارتتان مربوط است خوب و بهتر درک کنيد.

•        عوامل فوق ، چه تاثير يا تاثيراتي ممکن است بر عملکرد تجارت شما بگذارند ؟

•        کمبودهاي استعدادي را در يابيد.

•        تاثير تکنولوژي جديد بر روي سطوح کارمندان را ارزيابي کنيد.

اين تجزيه و تحليل ( SWOT ) را خوب انجام دهيد . و بعد از اينکه يک مرور کلي دوباره کرديد ،

بعدا" در مورد جزييات سازمان ، تجزيه وتحليل هاي دقيقتري انجام دهيد. که جزء بخشهاي عملياتي تجارت هستند. ودرآخر،در مورد خدمات و شايستگي هاي پرسنل و کارکنان تجزيه و تحليل کنيد .

بقیه ی مقاله در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

فرايند تجاري ( BPM )

فرايند تجاري ( BPM )

معرفي عموماً شرکتها عادت دارند تا بصورت دستي فعاليتهاي خود را تعديل کنند . و آن بدليل ناکارابودن و خطاها در فرايندهاي عملياتي است که در نهايت بهبود فرآيندها دشوارخواهد شد. سازمانها بطور فزاينده ای بر ارتقاي بکارگيري راه حلهاي مديريت فرايند تجاري ( BPM ) به منظور بهبود تاثبرگذاري و کارايي وظايف در هسته فرايندهاي تجاريشان تمرکز دارند. ارزيابي از BPM در حدود 10 الي 15 سال قبل سازمانها شروع به يکسان سازي سيستمها خصوصاً در بخش صنايع ، و طبقه بندي کردن بوسيله يکپارچه سازي و تاسيس فرايندها از طريق مسيريابي و تبادل داده ها ، رديابي وقايع ، خودکارسازي فرايندها و وفق دادن آنها نمودند. از طريق برنامه ريزي منابع شرکت ( ERP ) ، مديريت ارتباط با مشتري ( CRM ) ، مديريت زنجيره اي منابع ( SCM ) ، شرکتهاي کوچک در اين زمان توانستند بطور چشمگيري رشد کنند. آنها سيستمهاي مبادله اي خود را با نرم افزارهاي ERP از طريق خودکار سازي ارتقاء دادند در حالي که شامل اطلاعاتي ازنرم فزار مديريت ارتباط با مشتري CRM بود. 5 سال بعد راه حلهاي يکپارچه سازي فرآيندهاي تجاري ( BPI )، مدل فرآيند تجاري نامي ، معامله پاياپاي (B2B) ، و الگوهاي فرآيندهاي عمودي صنعتي در راس اين يکپارچه سازي و تاسيس فرايندهاي سيستم (EAI)ساخته شدند. امروزه تقاضاهاي بازار راه حلهاي BPM شامل هردو EAI و BPIبعلاوه عملياتي ازگردش کار، پايش فعاليتهاي تجاري ، خدمات شبکه اي ، rule engines و portal capability ميباشد. BPM چيست ؟

ادامه نوشته

!

حیدربابا ،‌ قره چمن جاداسى

چْووشلارین گَلَر سسى ، صداسى

کربلیا گئدنلرین قاداسى

دوْشسون بو آج یوْلسوزلارین گؤزوْنه

تمدّونون اویدوخ یالان سؤزوْنه

نمی دونم که چرا هرکی احساس روشن فکری میکنه یه جورایی اختراع ادیسون رو از نماز شب برتر می دونه آخه والله واسه نماز شب خوندن چراغی لازم نیست نور مهتاب هم کفایت می کنه.

واقعا"تمدّونون اویدوخ یالان سؤزوْنه"

 

تفكر استراتژيك
تلخیص از مقاله: دكتر وفا غفاريان - دكتر عليرضا علي احمدي 
مديران همواره با واژه هاي «مبهم» و «چندمعناي» ادبيات مديريتي مواجه بوده اند. تبيين اين واژه هـــــا مي تواند در شناخت و بهره گيري بهتراز مباحث نظري سودمند باشد. استــــراتژي يكي از اين زمينه هاست كه با واژه هايي همچون برنامه ريزي استراتژيك، مديريت استراتژيك، تفكر استراتژيك و... انباشته شده است. هريك از اين واژه ها خود گرفتار چند تعبيري و چند گونه نگري است. مايكل كازامانو و كنستانينوس ماركيدس (M.CUSUMANO & C.C- MARKIDES-2001) در مقدمه كتاب خود مي نويسند: «فقدان يك تعريف همه پذير، زمينه را براي هجوم تعابير جذاب و عبارات باب روز گشوده است و اين امر بر ابهام ما در مورد اينكه استراتژي چيست و يا چه بايد باشد مي افزايد».(1) تعجبي نيست كه نشريه اكونوميست در مقاله اي ادعا مي كند: «هيچكس به راستي نمي داند كه استراتژي چيست؟»
ايـــن مقاله به رويكرد تفكر استراتژيك مي پردازد. زيربناي اين مقاله، مقاله قبلي ما با عنوان «رويكردهاي نوين استراتژي(2)» است كه در اينجا بخش مهمي از آن، يعني «تفكر استراتژيك» موردبررسي كاملتر و گسترده تري قرار مي گيرد. در اين بررسي ضرورت تفكر استراتژيك و مزيتهاي آن، ماهيت و كاركرد آن و درنهايت يك الگوي مفهومي براي اين شيوه تفكر تشريح مي شود. منظور اصلي مقاله تنها تبيين اين رويكرد مهم مديريتي نيست بلكه آنچه اميد داريم در انتهاي مقاله حاصل شود شكل گيري مجموعه اي از مؤلفه هاي ديدگاهي پيرامون محيط كسب و كار است. ديدگاهي كه مي تواند اثربخشي مديران را توسعه بخشد.


تفكر استراتژيك چيست؟

ادامه نوشته

نکته های ناب

همون طوری که همتون میدونین رشته ی مهندسی صنایع هم جنبه ی فنی و هم جنبه ی مدیریتی داره.پس بد نیست که نکات مدیریتی رو که حاصل سالها تجربه و کار هست رو بدونیم.شاید خوندن همه ی این ۱۶۰ نکته کاری وقتگیر و پر زحمت باشه ولی اگه مطلبو بخونین میبینین که واقعا ارزش خوندنو داره.پیشنهاد میکنم این مطلبو از دست ندین چون واقعا مطلب مفیدی هست.۴۰ نکته از این نکات در صفحه ی اصلی و ۱۲۰ نکته در ادامه ی مطلب. موفق باشید.

۱۶۰نکته در مدیریت                              

1- در انجام كارها روي شيوه‌اي خاص تأكيد نكنيد. شايد كسي بتواند از مسير كوتاه‌تر و بهتري شما را به مقصد برساند. 

2- توجه داشته باشيد دانش و تجربه ، هيچ كدام به تنهايي رهگشا نيستند، مثل اكسيژن و هيدروژن كه از تركيب معيني از آنها هواي تنفس ما تأمين مي‌شود، مي‌توان با آميختن دانش و تجربه، راهكارهاي حياتي و استثنايي خلق كرد.

3- از هر فرصتي براي استخدام و به كارگيري افراد برجسته استفاده كنيد.

4- به خاطر داشته باشيد رعايت استانداردهاي محيط كار در كارايي كارمندان مؤثر است.

5- با فرق گذاشتن بيهوده بين افراد گروه، انگيزه كاري آنها را از بين نبريد.

6- از مشورت و نظرخواهي با نيروي جوان ابايي نداشته باشيد.

7- با رفتارهاي ضد و نقيض، اعتماد زيردستان را از خود سلب نكنيد.

8- در به وجود آوردن فضاي رقابتي سالم، كوشا باشيد.

9- براي ارتقاي سطح دانش كارمندان و افزايش بهره‌وري آنان، كلاسهاي آموزشي ترتيب دهيد و از لوازم كمك آموزشي بهره گيريد.

10- دقت كنيد كه توبيخ كارمند خطاكار، بايد متناسب با اشتباهاتش تعيين شود.

11- مطمئن شويد مأمور خريدي كه براي سازمان در نظر گرفته‌ايد، علاوه بر كارداني و رعايت اصول درست بازاريابي، مورد اعتماد، زرنگ و خوش‌سليقه نيز هست و همان‌گونه كه بر قيمت كالاها توجه دارد، بر زيبايي و كيفيت آنها نيز اهميت مي‌دهد.

12- در صورت لزوم با قاطعيت نه بگوييد.

13- سعي كنيد با اصول ساده روانشناسي آشنا شويد.

14- طوري رفتار كنيد كه ديگران شما را به عنوان الگو انتخاب كنند و آينده كاري دلخواه خود را در قالب شخصيت شما مجسم كنند.

15- هرگز در حضور كارمندان با ديگر معاشرين خود، پشت سر افراد بدگويي نكنيد.

16- رعايت سلسله مراتب كاري را به مسئولين و سرپرستان گوشزد كنيد.

17- براي آزمودن كارمندانتان با آزمايشهاي فاقد ارزش و بي‌اساس، شخصيت آنان را زير سؤال نبريد.

18- با شروع به موقع جلسات، وقت‌شناسي را عملاً به حاضرين بياموزيد.

19- براي گيراتر شدن سخنان خود، هميشه چند عبارت كليدي از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشيد و در موقع لزوم آنها را به كار ببريد.

20- در انجام كارها به سه نكته بيش از بقيه نكات توجه كنيد: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.

21- انتقاد پذير باشيد.

22- با بي‌توجهي، تلاش و زحمات زيردستان را بي‌ارزش نكنيد.

23- با وسواس بيهوده در انتخاب، زمان را از دست ندهيد و به خاطر داشته باشيد زمان براي شما متوقف نمي‌شود.

24- براي حل مشكلات احتمالي، دورانديش باشيد و مطمئن باشيد با در نظر داشتن چند راهكار تخصصي، هرگز در موارد اضطراري غافلگير نخواهيد شد.

25- نقش تبليغات را در سودآوري سازمان ناديده نگيريد.

26- خواسته‌هاي خود را واضح و روشن بيان كنيد و اطمينان حاصل كنيد كه كارمندان به خوبي از جزئيات وظيفه‌اي كه به عهده آنان است، مطلع هستند.

27- از هر كس، مطابق دانش و تجربه‌اش توقع داشته باشيد تا بهترين نتيجه را بدست آوريد.

28- وظايف كارمندان را متناسب با توانايي‌هاي فيزيكي و حرفه‌اي آنان تعيين كنيد.

29- اگر از موضوعي علمي اطلاعي نداريد، يا احتياج به توضيحات بيشتري داريد، بدون هيچ ترديدي سؤال كنيد.

30- در موارد بحراني، خونسردي خود را حفظ كنيد و چند استراتژي بحران‌زدايي مناسب با فعاليت سازماني خود را پيش‌بيني و طراحي كنيد تا در موارد لزوم از آنها استفاده كنيد.

31- از رفتارهايي كه شما را در سازمان عصبي معرفي مي‌كند، پرهيز كنيد.

32- انتقامجو نباشيد.

33- زمان پياده‌سازي تصميم‌گيري‌ها، به اندازه اخذ تصميمات، مهم است. چون ممكن است اجراي يك نقشه خوب تجاري در زمان نامناسب با شكست روبه‌رو شود.

34- در مورد چيزي كه نمي‌دانيد، به كسي اطلاعات اشتباه ندهيد و از گفتن نمي‌دانم، هراسي نداشته باشيد.

35- با محول كردن مسئوليت به كارمندان مستعد و خلاق، زمينه رشد و خلاقيت آنان را فراهم كنيد.

36- بدون تفكر و درنگ پاسخ ندهيد.

37- نحوه چيدمان ميز كارمندان و محل استقرار آنها را طوري انتخاب كنيد كه افراد فراموش نكنند در محل كارشان هستند و نبايد بيش از حد مجاز باز هم به گفت‌و‌گو بپردازند.

38- حرفه‌اي‌ترين و بهترين حسابدار و مشاور حقوقي را استخدام كنيد.

39- به مشكلات مالي افراد توجه كنيد و درخواستهاي موجه اخذ وام آنان را به تعويق نيندازيد.

40- هميشه به خاطر داشته باشيد تواضع و متانت بر شكوه شما مي‌افزايد.

ادامه نوشته

ماشين تراش (lathe)

 

ماشين تراش (lathe)

يكي از ابتدايي ترين ماشين ابزارها بشمارمي آيند. اولين ماشين تراش در سال 1740 در فرانسه ساخته شد .

از ماشين تراش براي تراشيدن انواع مختلف فلزات و چوب ها با سطح مقطعهاي مختلف استفاد ه مي شود .

قسمتهاي مهم كنترل و تنظيم كننده ماشين تراش :

● چرخ دستي دستگاه حامل ساپرت طولي:

بوسيله آن دستگاه حامل ساپرت طولي را در طول بين دستگاه مرغك و پيش دستگاه حركت داد.

چرخ دستي مرغك :

بوسيله چرخ دستي دستگاه مرغك ميتوان محور آنرا تغيير مكان داد.

كنترل بار:

بوسيله آن بار طولي و عرضي رنده تراش را تنظيم مينمائيم .

ساپرت دستي :

اين وسيله كه روي ساپرت عرضي قرار دارد بوسيله دست قابل كنترل است از طرفي در زير آن صفحه صاف و مدوري قرار دارد كه محيط آن بين صفر تا 180 درجه مدرج شده است .

صفحه مخروطي تغيير محور اصلي :

روي جعبه دنده سرعت قرار گرفته است , كه با چرخاندن آن بوسيله دست هر يك از دورهاي لازم را كه قبلاَ تعيين شده ميتوان بدست آورد.

جدول تعيين مقدار پيشروي رنده :

براي تعيين مقدار بار يعني پيشروي رنده هنگام تراش از جعبه دنده اي كه در زير جعبه دنده محور اصلي قرار گرفته است كه شامل جفت چرخ دنده هايي با نسبتهاي معيني مي باشد استفاده مي گردد .

انواع ماشينهاي تراش :

 

ادامه نوشته

تولید انعطاف پذیر

 

در پایان‌ قرن‌ بیستم‌ تولید انعطاف‌پذیر جای‌ خود را به‌ تولید انبوه‌ داده‌ است.
در عصر کنونی‌ با تغییر شیوه‌های‌ تولید، چهره‌ زندگی‌ دگوگون‌ خواهد شد.
تولید انعطاف‌پذیر فلسفه‌ای‌ متفاوت‌ دارد که‌ در آن‌ رابطه‌ بین‌ قیمت، تعداد، کیفیت‌ و سود برقرار می‌گردد که‌ با تفکرات‌ گذشته‌ متفاوت‌ است.
گفته‌ می‌شود مشکل‌ کمبود زمین‌ یکی‌ از دلایل‌ شکل‌گیری‌ سیستم‌ تولید انعطاف‌پذیر است.
توانایی‌ خلق‌ مزیت‌ نسبی‌ و رقابتی‌ در محیط‌ پویا و پرتحول‌ صنعت‌ امروزی‌ یک‌ ارزش‌ است.
تولید انعطاف‌پذیر سیاست‌ نسبتاً‌ جدیدی‌ است‌ که‌ توسط‌ شرکتهای‌ موفق‌ برای‌ توسعه‌ و افزایش‌ رقابت‌ به‌کار گرفته‌ می‌شود.
بااستفاده‌ از تولید انعطاف‌پذیر می‌توان‌ انواع‌ محصولات‌ متناسب‌ با نیاز مشتری‌ را تولید کرد.
کارگران‌ تنها زمانی‌ به‌ تولید انعطاف‌پذیر پاسخ‌ می‌دهند که‌ نوعی‌ حس‌ تعهد دوجانبه‌ موجود باشد.
 ‌این‌ نکته‌ قابل‌ انکار نیست‌ که‌ در هیچ‌ قرنی‌ حجم‌ تغییرات‌ و سرعت‌ تحول‌ در تمام‌ زمینه‌های‌ اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، و هنری‌ به‌شدت‌ این‌ قرن‌ نبوده‌ است.
 ‌در واقع‌ می‌توان‌ گفت‌ قرن‌ 20 قرنی‌ است‌ گسترده‌ بین‌ دوانقلاب، انقلابی‌ در آغاز قرن‌ و انقلابی‌ در پایان‌ آن.
 ‌انقلاب‌ آغازین‌ همانا ظهور تولید انبوه‌ و پایان‌گرفتن‌ تولید دستی‌ است‌ و انقلاب‌ پایانی‌ ظهور تولید انعطاف‌پذیر و خاتمه‌یافتن‌ عصر تولید انبوه‌ است. اکنون‌ جهان‌ در عصری‌ جدید به‌ سرمی‌برد، عصری‌ که‌ در آن‌ دگرگونی‌ شیوه‌های‌ تولید محصولات‌ و ساخته‌های‌ بشر چهره‌ زندگی‌ را یکسره‌ دگرگون‌ خواهد کرد.
 ‌هنری‌ فورد و آلفرداسلون‌ مدیر جنرال‌موتورز معتقدند تولیدات‌ صنعتی‌ راه‌ را برای‌ ورود به‌ عصر تولید انبوه‌ هموار ساخت‌ و آی‌ جی‌ تویودا و تاای‌ چی‌او هنو در شرکت‌ تویوتا پیشگام‌ تولید انعطاف‌پذیر شدند.
 ‌این‌ مقاله‌ به‌دنبال‌ آن‌ است‌ که‌ بیان‌ کند تولید انعطاف‌پذیر و کارکرد آن‌ چیست‌ و چگونه‌ می‌توان‌ آن‌ را به‌ تمام‌ گوشه‌ و کنار جهان‌ برد، به‌گونه‌ای‌ که‌ همگان‌ از آن‌ منتفع‌ شوند. تولید انعطاف‌پذیر چیست؟ شاید بهترین‌ راه‌ برای‌ تبیین‌ این‌ سیستم‌ مقایسه‌ آن‌ با تولید دستی‌ و تولید انبوه‌ است.
 ‌یک‌ تولیدگر دستی‌ از کارگران‌ بسیار ماهر و ابزارهای‌ ساده‌ اما انعطاف‌پذیر استفاده‌ می‌کند تا دقیقاً‌ آنچه‌ را که‌ مشتری‌ می‌خواهد بسازد. در مجموع‌ مشخصات‌ تولید دستی‌ از این‌ قرار است:
 وجود نیروی‌ کاری‌ که‌ در طراحی، ماشین‌ کاری‌ و اندازه‌کردن‌ مهارت‌ داشته‌ باشد؛
 وجود سازماندهی‌ غیرمتمرکز؛
 به‌ کارگیری‌ ماشین‌آلات‌ چند منظوره؛
حجم‌ بسیار پایین‌ تولید.

‌تولیدگر انبوه‌ در طراحی‌ محصولات‌ از متخصصان‌ استفاده‌ می‌کند اما این‌ محصولات‌ توسط‌ کارگران‌ نیمه ‌ماهر و ماهر ساخته‌ می‌شود. این‌ محصولات‌ در حجم‌ بسیار تولید می‌شود. در این‌ سیستم‌ تولیدگر به ‌منظور افزایش‌ کارایی‌ و کاهش‌ قیمت‌ از ایجاد هرنوع‌ نوآوری‌ جلوگیری‌ می‌کند و این‌ امر به ‌دلیل‌ وجود روشهای‌ کاری‌ یکسان، محیط‌ کاری‌ را برای‌ کارکنان‌ ملال‌آور و فاقد روح‌ می‌گرداند.
‌در مقابل‌ تولید انعطاف‌پذیر مزایای‌ تولید دستی‌ و تولید انبوه‌ را با یکدیگر تلفیق‌ کرده‌ و از قیمت‌ بالای‌ اولی‌ و انعطاف ‌ناپذیری‌ دومی‌ اجتناب‌ می‌کند. بنابراین‌ تولیدگر انعطاف‌پذیر برای‌ تولید محصولات‌ بسیار متنوع، افرادی‌ را از همه‌ سطوح‌ سازمانی‌ و با مهارتهای‌ مختلف‌ گردآورده‌ و به‌صورت‌ گروهی‌ به‌ کار می‌گیرد، و نیز از ماشین‌آلاتی‌ استفاده‌ می‌کند که‌ هم‌ به‌ طور فزاینده‌ خودکار هستند و هم‌ بسیار انعطاف‌ پذیر. در تولید انعطاف‌ پذیر در مقایسه‌ با تولید انبوه، همه‌ چیز را به ‌میزان‌ کمتر مورد استفاده‌ قرار می‌دهند. یعنی‌ نیروی‌ انسانی‌ موجود، فضای‌ لازم‌ برای‌ تولید، سرمایه‌ای‌ که‌ صرف‌ ابزارآلات‌ می‌شود. نیروی‌ مهندسی‌ لازم‌ برای‌ به‌ وجودآوردن‌ محصول‌ جدید و زمان‌ مورد نیاز برای‌ ساخت‌ محصول‌ جدید، همه‌ و همه‌ را به ‌مراتب‌ تقلیل‌ می‌دهد. همچنین‌ میزان‌ موجودی‌ مورد نیاز به‌ مقدار قابل ملاحظه ای ‌ کمتر می‌شود.

ادامه نوشته

تحقيق در عمليات و رياضيات فازي

دو بحث رياضيات فازي و تحقيق در عمليات از دروس كاربردي رشته ي رياضي مي باشند كه بيشترين كاربرد اين دو  در علم مهندسي صنايع ميباشد.درس تحقيق در عمليات جزو منابع درسي رشته ي مهندسي صنايع دانشگاه پيام نور مي باشد كه دوستان يا با آن آشنا بوده و يا بعدا بطور مفصل در مورد آن اطلاعات به دست خواهند آورد. البته توصيه ي بنده ي حقير اين است كهاگر براي آشنايي يا بدست آوردن اطلاعات ويا حتي محض شيرين كاري از استادي درمورد اين دو بحث (و يا هر بحث ديگري) سؤالي پرسيديد  منتظر عواقبي مثل گرفته شدن حالتان توسط استاد باشيد(دليل اينكه اينطور با قاطعيت حرف مي زنم اين است كه هميشه تجربه بالاتر از علم است.آخه اين بلا سر خودم هم اومده)

رياضيات فازي((FUZZY:

رياضيات فازي يك فرامجموعه از منطق بولي است كه بر مفهوم درستي نسبي دلالت مي كند.منطق كلاسيك هر چيزي را بر اساس يك سيستم دوتايي نشان مي دهد(درست ياغلط.0يا1.سياه يا سفيد)ولي منطق فازي درستي هر چيزي رابا يك عدد كه مقدار آن بين صفر و يك است  نشان مي دهد.مثلا اگر رنگ سياه راعدد صفر و رنگ سفيد را عدد 1 نشان دهيم آنگاه رنگ خاكستري عددي نزديك به صفر خواهد بود.در سال1965 دكتر "لطفي زاده" نظريه ي سيستم هاي فازي را معرفي كرد.در فضايي كه دانشمندان علوم مهندسي به دنبال روش هاي رياضي براي شكست دادن مسايل دشوارتر بودند  نظريه ي فازي به گونه اي ديگر از مدلسازي  اقدام كرد.

پرفسور لطفي زاده از فارغ التحصيلان دانشگاه تهران به عنوان كاشف و مبتكر منطق فازي شهرت جهاني دارد.وي طي يك مقاله ي علمي كلاسيك كه در سال 1965 به چاپ رسيد مفهوم "مجموعه ي فازي" راكه اساس ت‍‍ئوري تجزيه و تحليل سيستم هاي پيچيده است ،معرفي نمود كه در آن "زبان طبيعي"بجاي متغير هاي عددي براي تشريح رفتار و عملكرد سيستم ها به كار مي رود.منطق فازي و رياضيات فازي در حوزه ي مهندسي و بطور خاص مهندسي صنايع كاربردي ويژه دارد و در مقاطع كارشناسي ارشد ودكتراي مهندسي صنايع تدريس مي شود.

طرح ریزی واحد های صنعتی

طرح ریزی واحد های صنعتی

طرح ریزی واحدهای صنعتی از زمان راهیابی آن به دانشگاها تاکنون همراه با نام پرفسورجیمز مک گرگوریک اپل استاد نامدار فنی جورجیا همراه بوده است وتقریبا در تمام دانشگاهای آمریکا و بسیاری از دانشگاهای اروپا به عنوان کتاب درسی تدریس می گردد

جامعه ی جهانی مهندسین صنایع به پاس زحمات اپل درراستای گذرا طرح ریزی واحدهای صنعتی به دانشگاه،و از صرف به سمت علم به نام ایشان و معتم دیگری درطرح ریزی واحدهای صنعتی جایزه ای را تحت عنوان apple/reed aword به محققین و اساتید بر جسته ی مهندسی صنایع و یا رشته های وابسته به آن اهدا می نماید در کشور ما نیز از زمان پایه گذاری نخستین دانشکده ی مهندسی صنایع تاکنون،کتاب اپل به عنوان کتاب مرجع در طرح ریزی واحدهای صنعتی در دانشگاه های صنعتی شریف،وشهید بهشتی ودانشگاه فوق تخصصی تراکتور سازی تبریز تدریس می شود...........

ادامه نوشته

عموی مهربان

عمویم گفت:«چه جوری به مدرسه میری؟»

گفتم:« بااتوبوس».

پوزخندی زدوگفت:«من وقتی هم سن توبودم ده کیلومترپیاده میرفتم».

عمویم گفت:«چقدرباررامیتوانی بلندکنی؟»

گفتم:«یک گونی برنج».

پوزخندی زدوگفت:«من وقتی هم سن توبودم یک گاری رابه حرکت درمی آوردم ویک گوساله رابلندمیکردم».

عمویم گفت:«تاحالاچندباردعواکردی؟»

گفتم:«دوباروهردوبارکتک خوردم».

پوزخندی زدوگفت:«من وقتی هم سن توبودم هرروزدعوامیکردم وهیچ وقت هم کتک نمیخوردم».

عمویم گفت:«چندسالته؟»

گفتم:«نه سال ونیم».

پوزخندی زدوگفت:«من وقتی هم سن توبودم ده سالم بودم».

                                                                                  «شل سیلوراستاین»

EPM

آشنایی با EPM (مدیریت فرایند سازمان) و نحوه استفاده از آن در SixSigma

محصولات و خدماتی که برای یک سازمان و مشتریان آن، ارزش می‌آفریند، از یک سری فعالیت‏ها تشکیل شده‌اند. از ترکیب و اتصال این فعالیت‏ها و تاثیرات متقابل آنها بر هم، فرایندها بوجود می‌آیند. این ارتباطات بین فعالیت‏ها با جریان در قسمت‌های مختلف سازمان و واحدهای آن به مشتری نهایی ختم می‌شوند. ارتباط و اتصال ضعیف بین فعالیت‏ها، یا فرآیندهای ضعیف در سازمان‌ها منجر به افزایش زمان سیکل، افزایش قیمت محصولات وخدمات، ایجاد نقص و عیب در تولید محصول یا ارائه خدمات و... می‌شود که هم برای مشتری و هم برای تولیدکننده، کاهش ارزش را به همراه دارد. با استفاده از این متدولوژی تیم‌ها قادر خواهند بود فرایندهایی که بیشترین اهمیت را دارند شناسایی کرده و ارتباط متقابل بین فرایندها که باعث کاهش ارزش می‌شوند را درک کنند. همچنین تشخیص دهند که چه بهبودهایی برای رسیدن به خروجی و محصول مورد انتظار، ضروری است. در ادامه این بحث، آموخته‌هایی در باره EPM و گام‌های کلیدی مورد نیاز برای رسیدن به موفقیت، معرفی شده و نشان خواهیم داد که چگونه EPM در پنج فاز عمده متدولوژی Six sigma یا چرخه DMAIC،کاربرد خواهد داشت. همانطور که اشاره شد، فرایندها از اتصال و ارتباط فعالیت‏ها با هم بوجود می آیند و از ترکیب فرایندهای ساده، فرایندهای بزرگتر و پیچیده‏ترکه در نهایت، این فرایندها به مشتری نهایی ختم خواهند شد. برای درک بیشتر اهمیت فرایندها در یک سازمان یک خط مونتاژ ساده را در نظر بگیرید که از چندین مرحله تشکیل شده است.
1- Interprise Process Management
با انجام هر مرحله از مراحل مونتاژ این محصول، ارزش افزوده‌ای در محصول ایجاد می‌شود. هر کدام از این مراحل علی رغم افزودن بر ارزش محصول، بالقوه می‌توانند باعث اتلاف زمان، هزینه (از طریق ایجاد عیب یا دوباره کاری و...) نیز بشوند که در مجموع متضمن ضرر و خسارت خواهد شد.
فرایندهای بزرگ از مجموع فرایندهای کوچکتر حاصل می‌شوند. با دید میکروسکوپیک به سازمان یا پروژه، می‌توان هزاران هزار فعالیت و فرایند ریز و متوسط را شناسایی نمود. اما نگاه ماکروسکوپیک اغلب ارزشمندتر است. زیرا تمام فرایندها نباید و نمی‌توانند شناسایی و مستند شده و بهبود یابند. بلکه در سازمانی که یک پروژه Sixsigma در حال اجراست، اغلب فرایندهایی که مستقیما روی مشتری و کیفیت مورد انتظار او تاثیر می‌گذارند، برای مطالعه بیشتر و بهبود انتخاب می‌شوند.
لازم به ذکر است که مشتریان هم شامل مشتری داخلی و هم شامل مشتری خارجی خواهند شد.
مدیریت فرایند سازمان یک فرایند تکراری (چرخه‌ای) است که شامل 5 مرحله زیر می‌باشد. این 5 مرحله به طور طبیعی با متدولوژی SixSigma مطابقت دارد.

1. شناسایی فرایند (Process Identification)
2. مستندسازی فرایند (Process Documentation)
3. تجزیه و تحلیل فرایند (Process Analysis)
4. بهبود فرایند (Process Improvment)
5. پایش فرایند و بهبود مستمر آن (Process Monitoring and Continuous Improvement)

ادامه نوشته

نرم افزار مهندسی صنایع

 

نرم افزار های مورد نیاز برای دروس طرح ریزی واحدهای صنعتی و کنترل پروژه برای رشته مهندسی صنایع:

نرم‌افزارهاي طرح‌ريزي واحدهاي صنعتي

نام نرم‌افزار

قابليتها و امكانات

ALDEP

 

 

اطلاعات ورودي : طول و عرض زمين مورد نظر ، تعداد دپارتمانها ، نمودار رابطه فعاليتها ، ساخت بخشها ، كمترين درجه ارتباط ، عرض نوار چيدمان و حداقل امتياز براي چاپ يك طرح را دربر مي‌گيرد . قابليتهاي آن الگوريتم ايجاد كننده ، مكانيزم كار تصادفي ، وارد كردن تعداد طرح‌هايي كه در هر مرحله بايد استقرار يابد و طرح استقراري در هر مرحله  مي‌باشد .

COMLAD

 

 

ورود اطلاعات به دو روش ليست محصولات و نمودار ارتباطات مي‌باشد . از مزاياي آن مي‌توان ويرايش قويتر نسبت به QS و Planet ، ارائه طرح نهايي با امتياز دادن به طرح‌ها و محاسبه حداكثر و حداقل آنها را ذكر نمود.

Factory Flow

 

اطلاعات ورودي آن جريان مواد ، ميزان توليد و انواع توليد را دربر مي‌گيرد . رسم چارت‌هاي مختلف با رنگهاي متنوع ، تخمين فضاي انبار مورد نياز ، رسم نمودار از - به و شدت - مسافت ، تهيه بهترين استقرار با توجه به حجم توليد ، فيلتركردن دياگرامهاي پيوسته ، استفاده از ابزارهايي مانند    Factory OPT ، Factory CAD براي ارائهLayout  بهينه ، طراحي چارت در۱۳  و ACAD12  و … از مزاياي آن مي‌باشد .

ادامه نوشته

از نقش متمایز مهندسین صنایع در ایران کنونی بیشتر بدانیم.

 نقش متمايز مهندسي صنايع در ايران كنوني

 

در كشور ما حيطه فعاليت و مسوليت بسياري از مهندسين فراتر از چارچوب وظايفي است كه به طور متداول در ساير كشورها براي آنان ترسيم گرديده ؛ مديريت سطوح بالا و مياني بسياري از كارخانجات و صنايع و همچنين بسياري از سازمانهاي بزرگ خدماتي ، بازرگاني و حتي فرهنگي به مهندسين محول شده است ، درحاليكه در ساير نقاط دنيا اين‌گونه مسوليتها عموما به مديران حرفه‌اي كه تحصيلات ويژه مديريت دارند واگذار مي‌گردد . در آمريكا و در طي چند دهه اخير واگذاري مديريت رده‌بالا به مديران مالي و حقوقي روندي صعودي داشته است . اما دلايل وجود اين نقص در كشور ما چيست ؟ شايد بتوان به طور اجمال در دو بعد ذيل به اين دلايل پاسخ داد :

الف - با توجه به وضعيت موجود ايران ، مهندسين بيشترين قابليت را براي مديريت كارا و موثر از خود نشان داده‌اند كه خود معلول عواملي مي‌باشد

ادامه نوشته

آسيب‌شناسي آزمون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع در ايران

 

به قلم مهندس مصطفي هاشم‌زاده – متخصص و محقق در حوزه مهندسي صنايع

در طي ساليان اخير و با جهش كشور به سمت و سوي صنعتي شدن و به موازات آن افزايش درصد جامعه جوان تحصيلكرده در ساختار جمعيتي ايران ، تقاضا براي شركت در آزمون تحصيلات تكميلي دانشگاهها رشد چشمگيري به خود ديده است . شرايط و خصايص اجتماعي - اقتصادي و فرهنگي خاص حاكم بر ايران در سالهاي پس از انقلاب و بويژه پس از جنگ فرسايشي با عراق ،‌ جامعه را به سوي مدرك‌گرايي - و نه دانش‌گرايي - سوق داده است . در باب چرايي و چگونگي پيدايي جو موجود و حاكميت مدرك‌محوري بر اركان گوناگون زندگي ايراني ،‌ بحث بسيار است و مجال اندك ؛ لذا در اين فرصت ، بر آنم كه به كنكاشي در حوزه تخصصي خويش - مهندسي صنايع - پرداخته و به ارزيابي كارايي آزمون كارشناسي ارشد اين رشته در گزينش نخبگان و دانشمندان موردنياز صنعت كشور اهتمام ورزم .

كلام را با ذكر تاريخچه‌اي كوتاه از مهندسي صنايع در كشور آغاز مي‌نمايم ؛ سابقه تاسيس دانشكده مستقلي تحت عنوان دانشكده مهندسي صنايع در ايران به سال 1347 و دانشگاه صنعتي شريف باز مي‌گردد ؛ جاييكه قريب چهل سال پيش ، نخستين دانشجويان مهندسي صنايع در كشور براي آشنايي با تكنيكها و مفاهيم اين رشته جوان دور يكديگر گرد آمدند . پس از آن و در سال 1357 بود كه دانشكده مهندسي صنايع دانشگاه صنعتي اميركبير راه‌اندازي گرديد و ده سال بعد ، يعني به سال 1367 اقدام به پذيرش دانشجو در مقطع كارشناسي ارشد نمود ؛ اين سابقه نه چندان ديرپا اما با رشد فراواني در اقبال صنعت و در نتيجه داوطلبين ورود به دانشگاهها به رشته مهندسي صنايع همراه بوده است .  

ادامه نوشته

سوالات کنکور سراسری برای دانلود:

 دفترچه سوالات آزمون سراسری 86 صنایع با کلید سوالات

 دفترچه سوالات آزمون سراسری 86  سیستم های اقتصادی با کلید سوالات

مديريت دانش به چه معناست ؟

 

كمي بيش از ده سال از عمر ابداع مفهوم كلي مديريت دانش مي‌گذرد و در اين مدت ، تعاريف گوناگوني در اين خصوص ارائه گرديده كه هر يك ابعادي از اين موضوع را نمايش مي‌دهند . در اين گام به بيان مهمترين اين تعاريف مي‌پردازيم :

    مديريت دانش ، كسب دانش درست براي افراد مناسب در زمان صحيح و مكان مناسب است ، به‌گونه‌ايكه آنان بتوانند براي دستيابي به اهداف سازمان ، بهترين استفاده را از دانش ببرند . (پت‌رش)

    مديريت دانش ، بنايي سنجيده ، صريح و اصولي براي تجديد و استفاده از دانش در جهت افزايش تاثير و بازگشت دانش مربوط به سرمايه دانشي است . (ويگ)

    مديريت دانش ، شامل مراحل تسخير اجتماع ديدگاههاي خبرگان و متخصصان يك شركت در هر جاييكه باشند (در بانك اطلاعاتي ، بر روي كاغذ و يا در انديشه نيروها) و پخش آن در هر جاييكه به سود بيشتري بينجامد ، مي‌باشد . (هي بار)

    مديريت دانش ، با تجزيه‌وتحليل و شناسايي دانش لازم و سودمند درگير بوده و در پي برنامه‌ريزي چندبعدي و كنترل مناسب در توسعه سرمايه‌هاي دانش ، در جهت برآورده كردن اهداف سازمانيست . (مكنتاش)

   مديريت دانش ، خط‌مشي‌هاي اصولي را براي يافتن ، درك كردن و استفاده از ارزش و ايجاد ارزش ، معين مي‌نمايد . (ادل)

 مديريت دانش ، رسمي‌سازي و دسترسي به تجربه ، دانش و ديدگاههاي استادانه را كه قابليتهاي جديد ، قدرت كارايي بالاتر ، تشويق نوآوري و افزايش ارزش مشتري را در پي داشته باشند ،‌ هدف قرار مي‌دهد . (بكمن)

   مديريت دانش ، دانستن ارزش دانش ، فهم اطلاعات سازمان ، استفاده از سيستمهاي تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات به منظور حفظ ، استفاده و كاربرد دوباره دانش مي‌باشد . (مديريت اسناد ، OIC)

    مديريت دانش ، مديريت اطلاعات و داده به همراه مهار تجربيات ضمني و نهايي افراد جهت تسهيم ، استفاده و توسعه توسط سازمان است كه به بهره‌وري بيشتر سازمان منجر مي‌گردد . (KMTOOL)

     مديريت دانش ، براي برآورده‌سازي نيازهاي سازماني از قبيل سازگاري ، بقا و توانايي منحصر بفرد در برابر تغييرات پيوسته و روزافزون مي‌باشد . مديريت دانش شامل فرايندهاي سازماني است كه به دنبال پيوستن و نيروزايي ظرفيتهاي عملياتي اطلاعات ، داده‌هاي تكنولوژيهاي اطلاعاتي و ظرفيت نوآوري و خلاقيت انسان مي‌باشند . (شبكه بيزتك)

لازم است تا به مديريت دانش به عنوان يك طرح مديريتي يكپارچه نگريسته شود كه بر هدفهاي استراتژي تمركز دارد ، بر محورهاي كسب و كار حركت مي‌نمايد و از تكنولوژي اطلاعات ياري مي‌گيرد .

در مديريت دانش مي‌بايد كل‌نگري مدنظر قرار گيرد ؛ بدين معنا كه نظريه‌پردازي صرف ، بدون در نظر گرفتن نحوه كاربرد آن در عمل ؛ يا به عكس ، تنها توجه به عمل و تمركز بر يك مساله خاص ، هر دو كل‌نگري در خصوص مديريت دانش را تضعيف مي‌نمايند .

با ارائه تعريف جامع ذيل كه متمركز بر انسان ، ساختار و فناوري بوده و كاربردي نيز مي‌باشد ، اين گام را به پايان مي‌بريم :

مديريت دانش ، فرايند كشف ، كسب ، توسعه و ايجاد ، نگهداري ، ارزيابي و بكارگيري دانش مناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان است كه از طريق ايجاد پيوند ميان منابع انساني ، فناوري اطلاعات و ارتباطات و ايجاد ساختاري مناسب براي دستيابي به اهداف سازماني صورت پذيرد .

دلايل اهميت مديريت دانش كدامند ؟

 

 

ادامه نوشته

گرایش مهندسی صنایع در کارشناسی ارشد مهندسی صنایع

دوره کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دارای ۴گرایش می باشد:

۱)مهندسی صنایع

۲) مهندسی سیستمهای اقتصادی-اجتماعی

۳) مدیریت سیستم و بهره وری

۴) مدیریت مهندسی 

در اینجا به توضیحی در مورد گرایش مهندسی صنایع می پردازیم.

گرایش مهندسی صنایع گرایش برتر کارشناسی ارشد به شمار می آید که به فارغ التحصیلان کارشناسی همین رشته اختصاص دارد و سطح رقابتی برای ورود به این گرایش بسیار بالاست و با توجه به کمیت پایین پذیرفته شدگان نخبگانی که احاطه افزونتری به دروس آزمون ارشد داشته باشند قادر به ادامه تحصیل در این گرایش می باشند.

منابع درسی آزمون ورودی:

تحقیق در عملیات۱( ضریب دو) -  آمار و احتمالات مهندسی(ضریب دو )  -   برنامه ریزی و کنترل تولید و موجودیهای ۱( ضریب یک)   -   طرح ریزی واحد های صنعتی(ضریب یک)  -   زبان عمومی و تخصصی( ضریب یک )

منتظر اطلاعات بعدی بنده حقیر در این مورد باشید.

توانایی ها و انتظارات از دانش آموخته کارشناسی ارشد مهندسی صنایع

دانش آموختگان مهندسی صنایع قادر به انجام خدمات گسترده ای در زمینه های ذیل می باشند:

۱) کشف و بررسی مشکلات وزراتخانه ها و سازمانهای ستادی و نظامهای صنعتی

۲) جستجوی ارتباط منطقی بین اجزاء انواع سیستمهای تولیدی و غیر تولیدی

۳) برنامه ریزی و ارائه مدل جهت کسب بهترین بازدهی از کارکرد سیستمها

۴) کنترل سیستمها هت پیگیری نواقص و ارائه مدل مطلوب و نهایی

۵) برنامه ریزی و شرکت در اجرای پروژه های تحقیقاتی صنعتی

۶) ارائه الگوهای مناسب برای طراحی واحدهای تولیدی عظیم کشور

لازم به ذکر است که با توجه به تنوع وزارت خانه ها و صنایع تولیدی و پروژه های صنعتی در دست اجرا و نیاز روز افزون صنایع مادر و واحدهای مختلف صنایع نظامی و نیز اکثر مراکز خدماتی به متخصصین رشته مهندسی صنایع اهمیت تربیت کارشناسان ارشد در این رشته روشنتر می گردد.

اصول فکری مهندسی صنایع

 

1) خلاقيت : فعاليت اصلي هر مهندس صنايع ارائه طرح براي بهبود سيستم هاي جاري و يا ارائه طرح جديد مي باشد كه به همين منظور نياز به به خلاقيت و نوآوري جهت ارائه طرح هاي نو و بديع مي باشد.

2) تفكر فراگير : نگرش نظام مند و فراگير برجسته ترين خصوصيت مهندسي صنايع است و اطلاق مهندسي صنايع و سيستم ها به اين رشته بي ارتباط با اين نگرش نيست. نگرش فراگير موجب مي شود نسايل از كل به جز و تعامل اجزا با هم مورد بررسي دقيق قرار گرفته و مدل كلي از سيستم هاي موردنظر تهيه و مسايل موردنظر آن به بهترين شكل طرح و بررسي مي گردد.

3) رهبري گروه : هر سيستم كه طرح مي شود اگر به درستي اجرا نشود منتج به نتيجه نخواهد شد بلكه حسن اجراي سيستم طراحي شده يك ضرورت مهم تلقي مي شود. لذا آشنايي با كليت سيستم مرودنظر و نقش اجزا در كاركرد صحيح آن اين امكان را فراهم مي آورد كه هدايت و رهبري گروه مجري سيستم با انگيزه بيشتري دنبال گردد و در واقع علاوه بر طراحي سيستم موردنظر ، مهندسي صنايع سيستم هاي پياده سازي و اجرا را نيز پي ريزي نموده و نقش رهبري گروه هاي كاري را موثرتر دنبال مي نمايد.

4) مديريت زمان : انجام كار بدون توجه به ظرف زماني و تحويل به موقع خروجي موردنظر سيستم ، ارزش زيادي نمي توتند داشته باشد. امروزه اهميت زمان و فرصت هاي آن با توجه به عرصه تنگاتنگ رقابت اقتصادي براي همگان واضح و بديهي است. در اين خصوص ، مهندسي صنايع با درك موضوع تكنيك هايي را به كار مي گيرد كه عامل زمان اجراي اجزاي كاري را در تمامي فرايندها موردتوجه و مديريت قرار مي دهد.

تفاوت مهندسی صنایع و مدیریت صنعتی

 

حضور يک کارشناس مديريت صنعتي که مسوليت نيروي انساني را بر عهده بگيرد، در هر واحد صنعتي ضروري است تا وي بتواند با استفاده از دانش خويش، مشارکت، مهارت و انگيزه نيروي انساني واحد صنعتي مورد نظر را افزايش دهد. يکي از علل عدم موفقيت صنايع ما اين است که اکثر مسولين واحدهاي صنعتي، فارغ التحصيل مديريت صنعتي نيستند. مديريت صنعتي داراي سه بعد اصلي فني و تکنيکي، بعد مالي و بعد رفتاري و اجتماعي مي باشد. در رشته مهندسي صنايع دانشجويان بيشتر به مطالعه بعد فني و تکنيکي صنايع مي پردازند اما رشته مديريت صنعتي به دو بعد مالي و رفتاري صنايع تاکيد بيشتري دارد.
موقعيت شغلي در ايران:
يک فارغ التحصيل رشته مديريت نبايد انتظار داشته باشد که از همان بدو امر به عنوان مدير يک شرکت يا کارخانه مشغول به کار گردد. چون بخشي از مطالب و محتواي کلاسهاي مديريت بايد به عنوان تجربه از محيط و سازمانهاي جامعه گرفته شود. بنابراين فارغ التحصيل اين رشته در ابتدا بايد به عنوان يک کارشناس در رده هاي پايين تر وارد بازار کار شده و سپس به مرور پله هاي ترقي را طي کند. فارغ التحصيل مديريت دولتي مي تواند در موسسات دولتي و عمومي و خدماتي مشغول به کار گردد. مديريت بازرگاني در سازمانهاي اقتصادي و بازرگاني فعاليت کند و مديريت صنعتي براي کار در سازمانهاي صنعتي و توليدي مناسبتر است. به دليل نياز به نيروي کار متخصص در صنعت جهانگردي کشور، تمامي دانشجويان گرايش مديريت جهانگردي جذب بازار کار مي شوند و مي توانند در دفاتر خدمات مسافرتي به عنوان مدير فني يا تورگردان و يا در سازمان ايرانگردي و جهانگردي وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي مشغول به کار گردند. علاوه بر شرکتهاي بيمه دولتي که به متخصصان رشته مديريت نياز دارند، شرکت هاي بازرگاني و حمل و نقل که در ارتباط با تجارت بين المللي هستند نيز فارغ التحصيلان گرايش مديريت بيمه را جذب مي کنند.

مدیریت صنعتی زیر شاخه مدیریت است و از جنبه مدیریت به امور صنعتی نگاه می کند. قاطعا باید شاخصه ها و توانایی مدیریت امور صنعتی را داشته باشد. دقیقا به همین دلیل در مهندس صنایع درس مدیریت منابع انسانی، مدیریت تولید و دیگر درسهایی که از جنبه مدیریتی نگاه می کنند وجود ندارد.

خلاصه اینكه مهندسی صنایع فنی تر هست و مدیریت صنعتی تا حدودی مدیریتی ولی این دو میتوانند بجای هم استخدام بشوند و خیلی به هم نزدیك هستند برای همین در كشورهای صنعتی پیشرفته رشته مهندسی صنایع را حذف كردند و رشته ای به نام manufacturing یا ساخت و تولید ایجاد شده كه نسبت به مهندسی صنایع كه در ایران تدریس میشود بیشتر فنی و كارگاهی هست و با مدیریت صنعتی كلا فاصله دارد.

مهندسي صنايع و سيستم‌ها

مهندسی صنایع و سیستم ها

شكل‌گيري و تكامل مهندسي صنايع و تعامل آن با حوزه‌هاي مرتبط طي سالهاي 1800 تا 1970 باعث تدوين حوزه يا رشته‌اي به نام مهندسي صنايع و سيستم‌ها شده است. نمودار زير اين روند تكاملي را بيشتر روشن مي‌سازد.

نقش مهندسي صنايع و سيستم‌ها در سازمان

با توجه به تعريف ارائه شده از مهندسي صنايع و سيستم‌ها، چنين مي‌توان نتيجه گرفت كه در هر سازمان، مهندسي صنايع و سيستم‌ها به عنوان مركز هماهنگ‌كننده بين تمام عناصر سازمان عمل مي‌كند. اين نقش مي‌تواند در قالب ابزار پشتيبان مديريت ظاهر شود. همانطور كه قبلاً نيز اشاره شد مهندسين صنايع و سيستم‌ها نقش طراح، تحليل‌گر و برنامه‌ريز را به عهده دارند و مديريت سازمان مجري طرح‌ها و برنامه‌هاي ارائه شده خواهد بود. اگر چه مهندسين صنايع و سيستم‌ها مي‌توانند در قالب مديراني كارآمد نقش ايفا كنند اما با درگير شدن در مشكلات اجرايي، از نقش اصلي خود باز مي‌مانند. نمودار زير نقش هماهنگ‌كنندگي مهندسي صنايع و سيستم‌ها را نمايش مي‌دهد.

 

بسته به حجم فعاليت و اندازه سازمان، واحد مهندسي صنايع و سيستم‌ها مي‌تواند در سطح مديريت يا زيرمجموعه يكي از مديريت‌ها مطرح گردد. ساختار سازماني داخلي يك واحد مهندسي صنايع و سيستم‌ها بايد بر اساس اصول طراحي سازماني و شرايط خاص سازمان مورد نظر طراحي گردد. هم‌چنين بايد حيطه فعاليت موردنياز براي عملي ساختن مأموريت محول شده به اين واحد تحليل شده و در قالب گروه‌هاي منطقي از وظايف و فعاليت‌ها شكل داده شود. اين گروه‌ها مي‌توانند به عنوان بخش‌هاي مختلف اين واحد در نظر گرفته شوند.

اصول مهندسي صنايع

◊ اصل ارزش

نحوه عملكرد ما هميشه تحت تأثير زيربنايي‌ترين دانش‌ها و تجربيات ماست. پس در كسب مهارت‌هاي علمي و عملي همواره كوشا باشيم.

◊ اصل تغيير و بهبود

در حرفه مهندسي صنايع بدنبال آن هستيم كه استاد تغيير و نوآوري باشيم، نه قرباني آن.

◊ اصل خلاقيت

ذهن مهندس صنايع مي‌تواند به هر چيزي كه برايش قابل درك باشد و آن را باور داشته باشد، دست يابد.

هر پيشرفتي در كسب و كار با يك ايده آغاز مي‌شود و چون توانايي در خلق ايده‌هاي ناب نامحدود است، پس آينده كسب و كار نيز مي‌تواند همراه باپيشرفت‌هاي فراوان باشد.

◊ اصل رقابت

عبارت است از توانايي در كسب علم، بيشتر از ديگران؛ چرا كه بازار، تنها براي عملكردهاي برتر حاضر است بهاي بيشتري بپردازد.

◊ اصل برنامه‌ريزي

از امروز به فردا نرويم بلكه از فردا به امروز بياييم.

◊ اصل اولويت

در حوزه مهندسي صنايع كارهاي مهم فراوان هستند، بايد مهم‌ترين‌ها را جستجو كرد.

◊ اصل منابع اتلاف

در مهندسي صنايع به دنبال آن هستيم كه هر آنچه را كه ايجاد ارزش افزوده نمي‌كند، شناسايي و حذف كنيم. نقاط ضعف و تهديدهاي پيرامون ما ناشي از عدم توانايي ما در شناسايي و غلبه بر موارد غير ارزش‌زا است.

تاریخچه مهندسی صنایع در ایران

در سال 1336 رشته مهندسی صنایع با نام رشته ماشین افزار تا مقطع کارشناسی ارشد در هنرسرای عالی در کنار رشته های جوش و مکانیک و عمران ( راه و ساختمان ) بوجود آمد . به دنبال تاسیس یک مرکز تعلیم و تربیت حرفه ای  هنرستان صنعتی نمونه و دانشسرای عالی صنعتی پا به عرصه وجود گذاشتند که در دوره های سه ساله لیسانس می دادند . در سال 48 نام رشته ها تغییر کرد

. مهندسی صنایع تا قبل از دهه هفتاد به شدت مهجور بود و فارغ التحصیلان آن به ندرت کاری پیدا می کردند. در اوایل دهه هفتاد این رشته کشف شد و در نیمه اول این دهه با یک رشد ناگهانی مواجه شد. کارفرمایان تازه به اهمیت مسایل سازمانی و مدیریتی پی برده بودند و فکر می کردند مهندسان صنایع می توانند برایشان معجزه کنند. در نتیجه تقاضا برای مهندسان صنایع و دست مزد پیش نهادی برای آنان به شدت بالا رفته بود و فاصله قابل توجهی با بقیه رشته های مهندسی پیدا کرده بود. این حباب به دو دلیل اصلی در نیمه دوم دهه هفتاد شکست. یکی افزایش قابل توجه عرضه مهندسان صنایع ( واحد جنوب به تنهایی سالانه 1000 نفر فارغ التحصیل داشت) و یکی هم عدم تطبیق قابلیت ها و عمل کرد مهندسان صنایع با انتظاراتی که کارفرمایان از آنان داشتند. کافرمایان دریافتند که مسایل سازمانی پیچیده تر از این حرف ها است و درس هایی که مهندسان صنایع می آموزند آن قدر قوی نیست که مسایل آنان را حل کند. در واقع کیسه شعبده مهندسان صنایع لو رفت و بسیاری از مهندسان فنی در مدت کوتاهی با مفاهیمی مثل کنترل پروژه، کنترل کیفیت یا ایزو آشنا شدند و تصورشان راجع به قابلیت این ابزارها واقعی شد. در نتیجه شغل مهندسی صنایع در بسیاری از سازمان ها تبدیل به شغلی شد که کار روتین و تقریبا تزیینی داشت (مهندسان صنایع در ایران عمدتا کار مهندسی صنایعی نمی کنند و در حوزه کار مدیریت وارد شده اند. بین مهندسی صنایع و مدیریت مرزهای مشخصی وجود دارد. اولا مهندسان صنایع عمدتا باید به مسایل مدیریت عملیات (مثل برنامه ریزی تولید) بپردازند. ثانیا ابزارهای مهندسان صنایع عمدتا ریاضی و کمی و ابزارهای مدیریت عمدتا کیفی و رفتاری است. به نظر می رسد چون کار کردن در حوزه اول سخت است مهندسان صنایع کارهای سهل و ممتنعی مثل برنامه ریزی استراتژیک، سازماندهی و سیستم های اطلاعات را ترجیح می دهند و علاقه ای به کارهای تحقیق در عملیاتی و آماری که قلب تخصصی مهندسی صنایع است ندارند

 به طور خلاصه، مهندسي صنايع دانش موثري براي پيشبرد هدف‌هاي هر سازمان است. چرا كه هر سازمان از سيستم‌هايي كه مركب از افراد، مواد، اطلاعات، تجهيزات، و انرژي است تشكيل شده است و مهندسي صنايع براي كمك به بهبود يا ايجاد چنين سيستم‌هايي به وجود آمده است

ابعاد محوري مورد انتظار از متخصص مهندسي صنايع

1.مهارت‌ها و فنون مهندسي صنايع را كه نقشي حياتي در هر فرآيند بازسازي اقتصاد و اجتماعي دارد، به خدمت گيرد.

2.طيف قابل ملاحظه‌اي از بهبود در بهره‌گيري از منابع مالي، انساني، زماني و معنوي در دسترس را با استفاده از ابزارهاي علمي مدل‌سازي و شبيه‌سازي، تحقق دهد.

3.توانايي تدارك سطح هرچه بالاتري از رضايت از خدمات را براي مشتريان در حرفه‌هاي گوناگون ايجاد كند.

4.تغيير در ميزان راندمان فعاليت‌هاي در حال انجام در سطح كارگاه‌هاي اجرايي گوناگون را پديد آورد.

5.بهبود در شرايط عرضه خدمات و ايجاد رفاه بيشتر را با ايجاد ارزش افزوده در فعاليت‌ها و رفع تنگناها و نارسايي‌ها ايجاد كند

6.بهره‌گيري از فنون بسيار مقدماتي اندازه‌گيري كار و زمان و روش‌سنجي تا گونه‌هاي بسيار پيشرفته و مدرن مديريتي توسط كاركنان مديريت در سطوح مختلف را در دستور كار خود داشته باشد.

7.ايجاد راهكارهاي جهت مقابله با فشارهاي تحميلي از سوي بازار، براي افزايش دادن توانايي‌هاي بازار كار در برابر رقابت گوناگون رو در روي، شناسايي تقاضاهاي جديد و فزاينده مشتري در دستور كار او باشد.

8.اخذ تدابير متنوع براي ايجاد رضايت، خشنودي و وفاداري در مشتريان گوناگون، علاوه بر اين حوزه‌هاي مختلف ارايه توليد و خدمات بخشي از تلاش‌هاي او باشد.

9.فنون كاهش دادن قيمت‌ها، ضمن حفظ كيفيت و نيز ترجمه كيفيت‌هاي جديد (آوردن كيفيتي به جاي كيفيت ديگر) مورد انتظار، ولي پنهان از سوي مشتريان را، به خدمت گيرد.

10.زمان‌هاي كوتاه‌تر در تحويل كالا و خدمات را به اشكال مختلف محقق سازد.

11.توانايي به خدمت گرفتن فناوري‌هاي جديد روباتيك، طراحي و توليد توسط كامپيوتر، شناسايي خودكار، انبارداري و هدايت خودكار امكانات و تجهيزات در خدمت او باشد.

کارشناسی ارشد مهندسی صنایع

 

گرایش مهندسی صنایع_صنایع :

می توان گفت مهمترین٬و پیچیده ترین امتحان ورودی کارشناسی ارشد متعلق به گرایش مهندسی صنایع_صنایع می باشد.دروسی که در این گرایش از دانشجویان امتحان گرفته می شود نسبت به گرایش های دیگر برای دانشجویان صنایع تخصصی تر بوده و لذا دانشجویان صنایع از این جهت از دانشجویان رشته های دیگر جلوتر هستند ولی باید بگوییم سخت ترین امتحان ورودی مربوط به این گرایش می باشد.

فارغ التحصیلان این گرایش توانایی کارهایی از قبیل مدلسازی ٬برنامه ریزی درپروژه های مختلف٬ بررسی مشکلات و ارائه بهترین الگوها در سازمان ها و کارخانه ها برای بهینه سازی مسائل مختلف از قبیل انسان ٬مواد و ماشین آلات را دارا هستند.

آنها سعی می کنند ارتباط منطقی بین اجزاء انواع سیستمهای تولیدی و غیر تولیدی را جستجو کرده و بازدهی آنها را افزایش دهند. البته باید عرض کنیم که شاید این اهداف در مورد مهندسین صنایع در دوره کارشناسی (گرایش تولید صنعتی و گرایش تحلیل سیستم ها)نیز صادق باشد ولی دانشجویان در دوره کارشناسی ارشد سعی می کنند مطالب را بصورتی عمیقتر و تخصصی تر دنبال کنند.و مخصوصا با خواندن درس هایی که به برنامه ریزی و مسائل سیستماتیک مربوط می شود مدلسازی و ارائه الگوهای مناسب را در خود تقویت کنند.

دروس امتحان ورودی کارشناسی ارشد وضرایب آن: تحقیق درعملیات1(ضریب2)آمارو احتمال(ضریب2) طرح ریزی واحدهای صنعتی(1)کنترل موجودی(1)زبان عمومی و تخصصی(1)

 

واحدهای درسی در طول دوره کارشناسی ارشد:

واحد های زیر برای دانشجویان اجباری می باشند:

واحد

نام درس

3

اقتصادمهندسی پیشرفته

3

طراحی سیستمهای صنعتی

3

سیستمهای صف

3

روشهای آماری

دانشجویان می بایست از واحد های زیر 12 واحد را به اختیار بگذرانند:

واحد

نام درس

3

برنامه ریزی تولید پیشرفته

3

شبیه سازی کامپیوتر

3

فرایندهای احتمالی

3

برنامه ریزی پیشرفته

3

برنامه ریزی پویا

3

مدیریت سیستمهای اطلاعاتی

3

تصمیم گیری چند معیاره

3

تحلیل سیستمها

3

پیش بینی و تحلیل سریهای زمانی

2

مباحث ویژه در مهندسی صنایع

و در پایان 2 واحد سمینار و 6 واحد پروژه پژوهشی.

 

ضرورت و اهمیت مهندسی صنایع

 

ضرورت و اهمیت مهندسی صنایع 

امروزه با پیشرفت صنعت و جهانی شدن اقتصاد و با توجه به توانمندی های یک مهندس صنایع به اهمیت این رشته بیشتر واقف می شویم .

یکی از مهمترین مسائل در صنعت استفاده بهینه از منابع در دسترس می باشد .( منابع در دسترس شامل مواد  منابع انسانی و ماشین آلات و...) همه این منابع برای رسیدن به کالای مطلوب هزینه هایی را در بردارد که باید این هزینه ها حداقل شوند.

البته کیفیت کالا و خدمات نیز نباید فراموش شود  و کلید حل این مسائل در دست یک مهندس صنایع است که با توانمندی های خود می تواند راه گشای آن باشد .

مهندسی صنایع یک رشته مدیریتی نیست بلکه تخصص مهندس صنایع به عنوان ابزاری توانمند در خدمت یک مدیر قرار می گیرد یعنی بیشترین کمک به یک مدیر می تواند توسط مهندس صنایع انجام بپذیرد . البته با توجه به اطلاعات یک مهندس صنایع اگر بخواهند برای یک کارخانه از بین سه نفر با شرایط یکسان و رشته های تحصیلی مکانیک و برق و صنایع یک نفر را انتخاب کنند حتما مهندس صنایع را برمی گزینند . 

ویژگی های مهندس صنایع 

یک مهندس صنایع باید:

* تفکر فراگیر داشته باشد تا بتواند با نگرشی سیستماتیک اجزائ سیستم را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده و به هم مرتبط سازد .

* خلاقیت داشته باشد تا بتواند با توجه به اطلاعات خود ( که مانند اقیانوسی از فنون و اطلاعات به عمق نیم متر است ) به بهبود سیستم جاری و یا ارائه طرحی نو بپردازد .

* یک رهبر گروه باشد تا بتواند علاوه بر طرح ریزی سیستم مورد نظر  پیاده سازی و اجرا را نیز پیریزی نموده و نقش رهبری گروه ها را به خوبی ایفا کند .

* مدیریت زمان داشته باشد تا بتواند با توجه به اهمیت زمان در کارهای اجرایی خدمات و کالا ها را با کیفیت عالی و در حداقل زمان ممکن ارائه دهد .

* ارتقا دهنده بهره وری باشد تا به جای در جا زدن در جای خود و اکتفا به وضعیت فعلی  با دانش خود سعی در افزایش بهره وری و بهبود وضعیت کاری ( هرچند کوچک ) بنماید .

مهندس صنایع علاوه بر موارد بالا باید خصوصیات رفتاری زیر را نیز در کار خود داشته باشد :

صداقت  امانت  و قابلیت اعتماد در کار فعالیت و سعی و کوشش پیوسته  مراعات محرمانه بودن اطلاعات کسب شده در طول انجام کار  ارائه تحلیل های مالی و اطلاعات صحیح و کامل و به موقع و در صورت اشتباه شدن اقدام فوری نسبت به تجدید و تعویض آنها و نظارت و مراقبت مسئولانه از تمام منابع و دارایی های سپرده شده و تبعیت از تمامی قوانین جاری و آئین نامه های اجرایی حاکم.

یک مهندس صنایع فعالیت ها یی همچون:

انتخاب و طراحی فرایند های ساخت , طراحی تسهیلات فیزیکی,طراحی و گسترش سیستمهای برنامه ریزی و کنترل برای توزیع کالا ها و خدمات ,تولید,کنترل موجودی وکیفیت ,تعمیر و نگهداری ماشین آلات کارخانه مدیریت پروژه , بررسی فنی و اقتصادی و بهینه سازی سیستم و سایر فعالیتهای مربوطه را میتواند انجام دهد.

یک مهندس صنایع در سیستمها , مؤ سسات و حرفه هایی همچون : 

تولید, کشت و صنعت,کارخانجات,خدمات مشاوره ای, بانکداری,صنعت بیمه,شرکتهای هواپیمایی,کشتیرانی,بیمارستانها,خدمات شهری,استادیومهای ورزشی و یا هر مکان دیگری که نیاز به برنامه ریزی و هدایت و ارتقاء بهره وری دارد می تواند انجام وظیفه کند

 

 * با توجه به نکات بالا میتوان گفت یک مهندس صنایع هیچگاه به مشکل نبود کار بر نمی خورد.

مهندسی صنایع

مهندسی صنایع 

مهندسی صنایع یکی از شاخه‌های مهندسی می‌باشد که به توسعه ٬ بهبود ٬ اجرا و ارزیابی سیستم‌های منسجم انسانی ٬ مالی ٬ اطلاعاتی ٬ تجهیزاتی ٬ انرژی ٬ ماده و فرایند می‌پردازد.مهندسی صنایع برپایه ترکیب و ادغام مبانی ریاضیات ٬ فیزیک و دانش‌های اجتماعی با متدهای مهندسی تحلیل و طراحی بمنظور تعیین ٬ پیش‌ بینی و ارزیابی نتیجه بدست‌آمده از سیستم‌های مطبوع طراحی شده‌است.پیشرفت علوم وتغییرات سریع تکنولوزی ولزوم توجه به مسائل اجتماعی وانسانی در کادر مهندسی سازمان های صنعتی و یا دولتی ایجاد خلا کرده است .

در نتیجه برای جبران چنین کمبودی از پیوند رشته های گوناگون علم و مدیریت٬ اقتصاد و روشهای مهندسی٬رشته ی جدیدی به نام مهندسی صنایع بوجود آمده است .

در سیستم‌های تولید ناب و بدون خطا٬ مهندسی صنایع در جهت حذف و کاهش منابع تلف شده از قبیل زمان ٬ پول ٬ ماده وانرژی نقش کلیدی دارد. همچنین علم مهندسی صنایع راجع به مدیریت عملیات، مهندسی سیستم ها، مهندسی تولید و مهندسی ساخت یا مهندسی سیستم های ساخت آگاهی می دهد؛ وجه تمایز مهندسی صنایع به شرکت داشتن نقطه نظرات دانش آموختگان آن در کارشان باز می گردد. این رشته عموما بعنوان مهندسی مدیریت یا مدیریت مهندسی، یا حتی مهندسی سیستم های سالم مطرح است .

به طور کلی فعالیت های مهندسی صنایع پیرامون طرح بهبود و پیاده کردن سیستمهایی است که از ترکیب افراد تجهیزات ماشین آلات مواد و سرمایه تشکیل می شود . مهندسی صنایع با استفاده از روشهای تحلیلی و تکنیک های مهندسی و فنون مدیریت وعلوم ریاضی و کامپیوتر می کوشد تا با توجه به هدف های مشخص شده نتایج سیستم مورد نظر را پیش بینی تجزیه وتحلیل کرده وبهترین راه حل را انتخاب و اجرا کند.

ضرورت ترغیب فعالیت های کارافرینانه در برنامه   های آموزشی                                         مهندس ازآنجا که رقابت های جهانی آینده صرفا دست یافتن به کیفیت بالاتر نبوده تولیدات موثر تر وبا قیمت های کمتر وبا عرضه فراورده هاوخدمات یکپارچه تر وبا آزادی هرچه بیشتر در حق انتخاب را در بر نمی گیرند نهادهای تامین کننده نیروی متخصص تحصیل کرده نیاز به تربیت مهندسین صنایعی دارند که نسبت به ایده ها و موسسات کاری جدید بطور باز تر برخورد کنند .از نگاهی دیگر به رخدادهای در حال وقوع نیاز است برای اینکه ایران با موفقیت به چشم انداز تعریف شده 2004 خویش دست پید ا کند افرادی را در اختیار داشته باشد که به راحتی قادر به کار در بازارهای آزاد توام با رقابت، مملو از گونه های مختلف ابتکار و نوآوری بوده، دارای پتانسیل خلق فرصت های کارآفرینانه و نیز برخوردار از توانمندی کافی برای ایجاد اشتغال موثر باشند. براین اساس باید در مجموعه های تامین کننده نیروی کار آتی کشور کسانی تربیت شوند که، بتوانند فعالیت های پژوهشی کار آفرینی را در زمینه های سیاستگذاری که بر شرایط کار آفرینی ترغیب کننده ی صنایع های نوآوری رقابت واقتصاد اثر می گذارد تسهیل کنند. ضروری است دانشکده های مهندسی صنایع کشور برای ارتقاء کارآفرینی در مجموعه های سیاست ساز جامعه و ایجاد سکویی برای ایده ها و فلسفه های کار آفرینانه ای که در سطح جامعه بروز می کنند، تدابیری سرنوشت ساز را در دستور کاری خویش قرار دهند.