آسيبشناسي آزمون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع در ايران
پايان جنگ تحميلي و تشديد جدالي به نام كنكور
پايان جنگ تحميلي و ويرانيهاي حاصله از آن در ساختارهاي زيربنايي كشور به همراه عقب ماندن از صنعت روز دنيا در نتيجه تمركز بر پيكار با رژيم بعث عراق ، سياستگذاران و دولتمردان كشور را به نياز صنعت ايران بر تربيت نيروهاي جوان و متخصص بومي ، بيش از پيش واقف ساخت ؛ اين نياز هنگاميكه با افزايش درصد نسل جوان در هرم جمعيتي كشور همراه شد لزوم افزايش ظرفيت پذيرش در دانشگاهها را موجب گرديد .
از اين پس بود كه جدال داوطلبين در كسب كرسيهاي دانشجويي و قبولي در رشتههاي برتر و دانشگاههاي معتبرتر ، شدت بيشتري به خود گرفت ؛ موسسات و آموزشگاههاي كنكور نيز رشدي قارچگونه يافته و به ابزاري در جهت كسب درآمد عدهاي قليل با استفاده از جمعيت كثير داوطلبان و خانوادههاي آنان تبديل گرديد .
اين اما ، پايان مسير نبود ؛ با رو به پايان نهادن سالهاي دهه هفتاد ، پيك جمعيتي داوطلبان ورود به دانشگاهها در مقطع كارشناسي به سوي دورههاي كارشناسي ارشد روانه شده و جامعه مدركزده و حاكميت سردرگم و بيبرنامه كه براي فارغالتحصيلان كارشناسي - كه به حق ، مطالبه كار و حرفهاي بر حسب تخصصشان مي نمودند - راهكاري پيدا نمينمود ، برايشان جز تلاش براي ادامه تحصيل در مقطعي بالاتر ، نسخهاي - البته ناخواسته - نميپيچاند .
اين رقابت براي كسب شغلي مناسب و درخور در جهت تامين اقتصادي ، هنگاميكه با پارامترهاي اجتماعي نظير ازدواج توامان شد ، به گرهي نه تنها صنعتي كه جامعهشناسانه بدل گرديد . دغدغههايي نظير پيشي گرفتن تعداد دختران بر پسران در دانشگاهها ، افزايش سطح توقعات و انتظارات فارغالتحصيلان ، بالا رفتن سن ازدواج و مواردي اينچنيني سوژههايي نو در مباحثات جامعهشناسان خلق نمود .
در رهگذر گرايش عمومي به تحصيلات تكميلي ، رشتههايي كه از قابليتهاي افزونتري برخوردار بودند بيشتر و بيشتر مورد توجه قرار گرفتند . بازار كار مناسب در زمان حال و آينده ، گستردگي شاخههاي درون رشتهاي ، دور بودن از خشكي و عدم انعطافپذيري رايج در رشتههاي فني- مهندسي در آزمون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع ترافيكي سنگين پديد آورد . اين ترافيك ، تنها منحصر به مهندسين صنايع نگرديد بلكه اقبال فارغالتحصيلان ساير رشتهها را نيز با هدف اخذ مدرك ارزشمندي چون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع با خود به همراه آورد .