نا امنی مهندسی صنايع!

آوریل 16th, 2009

ديروز با يکی از دوستان در مورد آينده شغلی صحبت می کرديم. دوستم اصرار داشت که مهم ترين، پردرآمدترين و بهترين بخش برای مهندسان صنايع، برنامه ريزی، کنترل و مديريت پروژه است. او اعتقاد داشت که در حال حاضر بخش عمده ای از آگهی های استخدام در جرايد، مربوط به استخدام کارشناس کنترل پروژه می باشد. من تا حدودی با او مخالفت کردم.
به عقيده ی من تمام مباحث مديريت پروژه را می توان با چند دوره در عرض کم تر از 6 ما فرا گرفت. البته برای حرفه ای شدن به عمری نياز است اما چرا بايد در زمينه ای سرمايه گذاری کنيم که هر فردی صرف نظر از رشته اش بتواند با گذراندن چند دوره، در آن زمينه متخصص شود؟! در حال حاضر تعداد بسيار زيادی مهندس عمران و معماری، مکانيک و… با شرکت در دروه های برنامه ريزی، مديريت و کنترل پروژه در حد يک مهندس صنايع و شايد حتی بيش تر از او، با اين مفاهيم آشنا هستند. علاوه بر اين آن ها با اصول سازه، بتن و… هم که آشنا هستند. بنابراين در شرايط برابر، يک مهندس عمران که با مباحث مديريت پروژه آشناست، نسبت به يک مهندس صنايع در اولويت قرار دارد. به عنوان مثال آقای “نادر خرمی راد” يک مهندس عمران است که کاملاً با مديريت پروژه هم آشنا می باشند. فکر کنم ديدن پروفايل برنامه ريزی و کنترل پروژه نادر خرمی راد، کدهای لازم را به شما مهندسان صنايع بدهد که بازار کار کنترل پروژه، چندان بازار امن و مطمئنی نيست!
هرچند دوستی می گفت که تمام زمينه های کاری مهندسی صنايع شرايط اين چنينی دارند و هر فردی از هر رشته ای با گذراندن دوره های آموزش در زمينه های کيفيت، نگهداری و تعميرات، برنامه ريزی توليد، سيستم و… می تواند جای مهندسان صنايع را اشغال کند. به هر حال اين موضوع يکی از مهم ترين چالش های پيش رو مهندسان صنايع در آينده می باشد.
اما چالش مهم تر در اين زمينه پذيرش بی حدو حصر و بدون ضابطه ی دانشجو در رشته ی مهندسی صنايع در دانشگاه پيام نور است و در حال حاضر بيش از 100 هزار دانشجو رشته ی مهندسی صنايع در دانشگاه پيام نور مشغول تحصيلند که با ورود اين افراد در سال های آينده به بازار کار، فاجعه ی  بزرگی رخ خواهد داد و به عقيده ی من وضعيتی به مراتب بدتر از رشته ی مهندسی کشاورزی را در مهندسی صنايع شاهد خواهيم بود!
همان طور که در مطلب “مهندسی صنايع در اروپا” اشاره کردم، در قاره ی اروپا اصلاً رشته ای به نام مهندسی صنايع وجود ندارد! البته علی رضا می گفت که يکی از اساتيد برگشته از خارج(!) فرموده اند که در کشورهايی مانند آمريکا و کانادا هم که مهندسی صنايع دارند، اين رشته در حال نابودی و انحلال است و تا چند سال ديگر اصلاً اين رشته وجود خارجی نخواهد داشت!
پيشنهاد:

1- يکی از کارهايی که معمولاً مهندسان صنايع در شرکت های مختلف انجام می دهند، طراحی بانک های اطلاعاتی است. هدف اصلی اين بانک ها نظم دهی به اطلاعات موجود و افزايش سرعت دسترسی به آن هاست. مثلی هست که می گويد “کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد” شايد به همين دليل است که کامپيوتر شخصی بعضی از مهندسين صنايع که اتفاقاً طراح بانک های اطلاعاتی هستند، از جگر زليخاه هم وضع بدتری دارد! من اين جا می خواهم نرم افزاری را به شما معرفی کنم که بتوانيد با استفاده از آن آرشيو اطلاعات کامپيوتر خود را مديريت کنيد. نام اين نرم افزار camel disk catalog است و می توانيد از آدرس www.cameldisc.com آن را دانلود کنيد.
2- شرکت “اکسنچر” يکی از برترين شرکت های مشاوره ی مديريت دنياست که هزاران کارمند در ده ها کشور مختلف دارد. وب سايت شرکت اکسنچر
3- يکی از دوستان در مورد نحوه ی کسب درآمد در اينترنت سوال کرده بود. بايد خدمت اين عزيز عرض کنم که بيش از 90 درصد سايت ها و وبلاگ هايی که در ارتباط با تجارت الکترونيک فعال هستند، مربوط به شرکت های هرمی، گلدکوئيستی و… هستند که حتماً همه ی شما مستحضريد که اين گونه فعاليت ها از لحاظ شرعی و قانونی مجاز نمی باشد و در يک کلام عاقبت خوبی ندارد. اما در اينجا چند لينک به شما معرفی می کنم که اگر قصد تجارت الکترونيک (به صورت سالم و قانونی) داريد، می توانيد از آن ها استفاده کنيد:
http://www.iranmc.org/ads_register.php
http://www.100cd.ir/webmasters/login.php
http://e-business.blogsky.com
http://www.1kar.8m.com
http://persiaepool.mihanblog.com
منبع: وبلاگ احمد شریفی زمیدانی

 

اثر بستنی وانیلی… عجیب اما واقعی

آوریل 25th, 2009 حساسيت خودرو به بستني وانيلي
بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد: «اين دومين باري است كه برايتان نامه مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد.
سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرائ نوع بستني ، انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من بتازگي يك خودروي شورولت پونتياك جديد خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.
لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟
مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد!
نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.
اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار(Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت ، پونتياك و مشتري بود.

شرح حكايت
مشتريان ما به زبانهاي مختلفي سخن مي گويند. ايشان از ادبيات متفاوتي براي كلام گفتن بهره مي گيرند. اگر حرف مشتري را خوب گوش كنيم ، مي توانيم با توجه به لحن گفتار ايشان درك فراتري از آنچه مي خواهند به گوش ما برسانند، داشته باشيم.
آيا همه حرفهاي مشتريان ما بايد منطقي ، اصولي و مرتبط با موضوع باشد؟ اگر مشتري چيزي مي گويد كه به نظر مسخره و بي ربط است ، يا شكايتي عجيب را طرح مي كند، چگونه برخوردي شايسته اوست؟
يك اتفاق نادر براي يك مشتري و پيام بظاهر احمقانه او مي تواند روشنگر مسير بهترين و زبده ترين مهندسان جنرال موتورز باشد. مثال ساده اي كه نقل شد، تاكيد بر اين موضوع دارد كه مشتري بهترين راهنما و كمك ما در بهتر شدن محصول و خدمات بنگاه ماست. اگر در پي نوآوري هستيم ، بايد به طور جدي سازوكار «خوب گوش دادن» و «شنيدن» صداي مشتري را طراحي كنيم. شما مشتريان خود را مي شناسيد؟ صدايشان به گوشتان مي رسد؟

بي ربط و با ربط، حرف مشتري گوهر است.
منبع: راهکار مدیریت